خنده داره ...که در درازا سال گذشته حرفی برای گفتن نداشتم... خنده داره ...که چنان درگیر بیرونم که درون به خاکستر نشسته است... خنده داره .... که آنچه ترا از من نگران میکرد ، اکنون مرا نگران تو میکند... خنده داره ... که وقتی نزدیک شدی ، به ته دره های دور پرتاب شدم... خنده داره...دنیا... رستاخیز ... برزخ... وقتی من نمیتوانم برای هیچکدامشان دلیلی برای بودنم پیدا کنم... خنده داره ... سکوت ... وقتی تازه دارد نطقم باز میشود... خنده داره ...وقتی می ایم ...کنار کناره یا کنار و قایقت را بر بسته ای رفته ای... خنده داره... خنده داره...اما تو جای همه خنده داره ها ... بخوان گریه داره...