تحقیق درباره سيره نبوي پيامبر اعظم(ص) فرمت فایل :word( قابل ویرایش) تعداد صفحات: 37 صفحه مقدمه: سيره به معناي سنت و روش است كه در سيره نبوي دنبال مي شود. قديمي ترين سيره بجا مانده، سيره نبوي ابن اسحاق شيعي است كه ابن هشام بعدها آنرا به زبان اهل تسنن برگرداند و به خلفاي سني مذهب زمانش تقديم نمود. در هر حال، سيره نبوي از كتاب ها و آثار مربوط و نزديك به زمان ايشان قابل جمع آوري است اما چون اكثر وقايع نگاران زمان ايشان روحيه جنگ محوري و رفتار سياسي موثر را داشتند كمتر در سيره فرهنگي، علمي، اقتصادي و ... ايشان اثري بجا گذاشتند. آنها در تقسيم بندي سيره پيامبر صلي الله عليه و آْله و سلم نيز اين تاريخ هاي كمابيش موثر را به عنوان سرفصل هاي كار در نظر گرفتند كه همچنان اين نگاه در جامعه وجود دارد و به صورت الگو دنبال مي شود. از اين رو، در اين مقاله سعي در ساختار شكني شده، و با توجه به روند قدرت در دوران نبوي به تبيين مناسبات سياسي زمان ايشان پرداخته شده است و به قبل از آن اشاره نگرديده است. الف- دوران مكّي: پيامبر گرامي اسلام در سن 40 سالگي در مكه به پيامبري مبعوث گرديد. در حالي كه رفتارش سرآمد همگان بود و از شدت صداقت و امانت داري به امين معروف شده بود. پيامبر صلي الله عليه و آْله و سلم در شرايطي به رسالت مبعوث گرديد كه جهل در سراسر عربستان بيداد مي كرد، علم در پايين ترين حد خود بود با توجه به روايات از شرايط بعثت انبياء نبودن علم در جامعه و وجود گمراهي در آن دانسته شده از اين رو پيامبر اكرم صلي الله عليه و آْله و سلم كه درياي علم و حكمت ومعرفت بود براي مردمي كه به لحاظ علم و حكمت تهي و نزديك به تهي بودند، بايد تعليم رسالت مي نمود. در ابتدا با سطح فردي دعوت آغاز به كار نمود. بسياري سعي كردند اين دوره را دوران مخفي رسالت ايشان بدانند در حالي كه پيامبر صلي الله عليه و آْله و سلم و علي عليه السلام و حضرت خديجه (س) در كعبه نماز مي گزاردند البته تا كمي پيش از آن براي عبادت همواره به خارج شهر مي رفتند نبايد فراموش كرد كه در جامعه مكه هنوز موحدين حنيف زندگي مي كردند كه از نسل حضرت ابراهيم عليه السلام و متصديان امور كعبه محسوب مي شد و اينان نبودند مگر قبيله قريش كه نسب ايشان را به حضرت ابراهيم عليه السلام مي رساندند. تا سه سال شرايط به همين منوال مي گذشت تا اينكه پيامبر صلي الله عليه و آْله و سلم در جريان عشيره اقربين با دعوت از خويشان هاشمي اش با ملايمت و مهرباني آنها را به اسلام فرا خواند. نتيجه اين ميهماني مسلمان شدن عده زيادي بود كه جعفربن ابيطالب و عبيده بن حارث از اين شمار هستند. خلاف آنچه كه برخي منابع اشاره كرده اند به اين ترتيب شمار مسلمانان به خود نظم گرفت