دانلود تحقیق کامل درمورد اختلالات اتوزومال لينک پرداخت و دانلود *پايين مطلب* فرمت فايل:Word (قابل ويرايش و آماده پرينت) تعداد صفحه: 21 اختلالات اتوزومال اختلالات كروموزومي اتوزومال چه در تعداد و چه در ساختمان كرو موزومها اگر تمام سلولها را در بر گيرد اغلب منجر به سقطميگردد و اكثرا به صورت موزائك در افراد مشاهده مي شود. مونوزومي هاي اتوزومال بجز چند مورد نادر مونوزومي نسبي كه در اثر حذف هاي ريز در اتوزوم ها ايجاد شده اند، همانند سندرم فرياد گربه1 ، هميشه به مرگ منتهي مي شود. تريزومي هاي نسبي و كامل نيز در صورت زنده ماندن فرد اغلب به علت بروز اضافي بعضي از ژنها و به هم خوردن تعادل كروموزومي با ناهنجاري هاي مادرزادي ذهني و رشدي همراه هستند. تنها سه تريزومي كامل 21و18.13 (سندرم داون) با حيات ساز گارند كه در اين ميان سندرم داون از همه شايع تر و داراي اهميت پزشكي خاص است. تريزومي 18 تريزومي 18 نيز مانند تريزومي 21 در اثر جدا نشدن آنافازي كروموزوم 18 در گامت مادري رخ مي دهد و همانند داون داراي فرم هاي غير تريزومي كامل، مانند جا به جايي كروموزومي نيز هست. سن بالاي مادران خطر اين بيماري را افزايش ميدهد وبه همين دليل مادران مسن بايد تحت مشاوره ژنتيك سلولي براي حاملگي قرار گيرند. نوزادان،داراي عقب ماندگي ذهني، نارسايي رشد و بد شكلي قلب هيپرتوني،گوش هاي بد شكل و پايين، دست هاي مشت شده، پاشنه هاي برجسته وناخن هاي هيپوپلاستيك و ميكروگناسي (چانه كوچك) هستند و معمولاً پيش از دو ماهگي فوت مي كنند. تريزومي 13 نسبت به دو تريزومي قبلي بروز كمتر و مرگ و مير بيشتري دارد ولي همانند دو تريزومي قبلي با افزايش سن مادر دچار افزايش بروز و احساس نياز به مشاوره ژنتيك مي شود. احتمال عود اين بيماري كم است (حدود2%) . اين سندرم بر اثر جدانشدن كروموزومي در انافاز ميوز مادري ايجاد مي شود و 20% موارد ناشي از جا به جايي هاي نامتعادل است. اغلب نوزادان قبل از سه ماهگي فوت مي كنند. در فنوتيپ اين بيماران عقب ماندگي ذهني و رشد، هولوپروزانسفالي (عدم تقسيم پروزانسفال) عدم تشكيل نيمكرده و لوب هاي مغزي، ميكروفتالمي، شكاف چشم كولوبوما و گاهي آنوفتالمي مشاهده ميشود. ناشنوايي و بدشكلي گوش ، لب و كام شكري و ناهنجاري هاي دست و پا مثل پلي داكتيلي وجود دارد. نقايص احشايي به صورت نقايص قلبي، كليه پلي كيستيك، نهان بيضگي ، رحم دو شاخه و تخمدان هيپوپلاستيك بروز مي كند. سندرم هاي حذف اتوزومال حذف هاي كروموزومي قابل شناسايي در سيتوژنتيك گاهي موجب بروز سندرم هاي خاص و قابل تشخيصي مي شود كه بروزي حدود 1 در 7000 دارد. شناخته شده ترين حذف كروموززومي در اين سندرم اغلب تك فرياد گربه اتفاق مي افتد. در اين سندرم اغلب تك گير است وم از وراثت خاصي پيروي نمي كند حذف كروموزومي در بازه اي در حدود 2q15 شناسايي شده است كه موجب بروز فنوتيپ خاصي اين بيماري مي شود كه در آن صداي گريه نوزاد شبيه صداي گربه است. فنوتيپ آن عقب ماندگي ذهني و رشدي در قلب و مغز، ميكروسفالي، هيپرتلوريسم، گوش هاي پايين، آرواره كوچك و چين هاي اپيكانتال است. بيماري ها به علب حضور چندين ژن متوالي در قطعه حذف شده هستند و باعث نام گذاري اين سندرم ها به نام سندرم هاي ژني پيوسته شده است. مطالعات دقيقتر نشان دهنده توالي هاي مستعد براي باز آرايي هاي ژني در نقاط حذف يا مضاعف شده در اين بيماري هاست كه باعث الگوي نو تركيبي مشابهي در آنها ميشود. سندرم دي جرج يا پرده اي قلبي صورتي كه نوعي اختلال اتوزومي غالب است در نتيجه يك حذف بسيار ريز در 22q11 است كه نقايص قلبي به صورت تترالوژي فالو (تنگي دريچه ريوي، نقص ديواره بين بطني آئورت جا به جا شده و هيپرتروفي بطن است) و فقدان دريچه يا آترزي شريان ريوي و هيپوپلازي تيموس و پاراتيروئيد مهمترين اثرات احشايي آن هستند. نوعي مضاعف شدگي نادر در 22q11.2 موجب سندرم چشم گربه اي ديسمورفيك با سه يا چهار قطعه مضاعف شده ژني مي شود. كروموزوم هاي جنسي و وظايف آنها كروموزوم هاي جنسي به علت حساسيت ويژه اي كه براي ژن هاي آنها شناسايي شده است از اهميت ويژه اي در مطالعات سيتوژنتيك برخوردار هستند. اين كروموزوم ها با وجود ساختمان متفاوتشان ، در ميوز با يكديگر جفت ميشوند و عامل اصلي تعيين جنسيت هستند. آنچه كه در واقع تعيين كننده اصلي جنسيت فرد است حضور يا عدم حضور كروموزوم y است كه در مطالعات سيتوژنتيك همواره براي تعيين جنسيت فرد بررسي مي شود و تعداد كروموزوهاي x ربط چنداني به جنسيت فرد ندارد. كروموزوم y و تعيين جنسيت روند كلي تعيين جنسيت در جنين انسان از مكانيسم زير پيروي مي كند. در پايان هفته ششم تكامل سلول هاي زاياي بدون از كيسه زرده به طرف ستيغ تناسلي مهاجرت ميكنند و به همراه طناب هاي جنسي، گنادهاي ابتدايي را كه نمايز نيافته هستند ايجاد مي كنند. حضور ژن هاي فعال روي كروموزوم y موجب تشكيل ساختار بيضه و ترشح اندوژن ها و ايجاد سلول هاي اسپروماتوگوني، سرتولي و لايديگ مي شود. در صورت فقدان اين ژن ها مسير طبيعي غده جنسي اوليه از هفته 12بارداري به سمت ايجاد تخمدان و فوليكول هاي بدون سوق داده ميشود. ستيغ هاي تناسلي دو گونه مجراي تناسلي دارند كه مزونفريك (ولفي) و پارامزونفريك (مولري) نام دارند. در اه سوم در جنين مذكر ترشح آندروژن موجب رشد مجاري مزونفريك و ترشح ماده مهار كننده مولري از سلول هاي سرتولي و سركوب مجاري پارامزونفريك مي شود. در جنس مؤنث به طور طبيعي مجاري پارامزونفريك رشد مي كند و مزونفريك تحليل مي رود. تمامي تغييرات فوق به علت حضور ژن هاي خاصي در كروموزوم y است كه روي كروموزوم x همتايي براي آن يافت نشده است. در مطالعات سيتوژنتيك مناطقي از كروموزوم هاي x,y در هنگام ميوز I با يكديگر سيناپس مي دهند و اين نشان دهنده اشتراك ژني اين دوكروموزوم است. مناطق مشترك در هر دو كروموزوم x,y را اتوزوم كاذب مي نامند. ژن هاي تعيين جنسيت خارج از مناطق اتوزوم كاذب كروموزوم y قرار دارند. در مقابل روي كروموزوم x ژن هاي زيادي يافت ميشوند كه مشابهي روي كروموزوم y ندارند و به طور طبيعي مسئول بروز صفات زنانه هستند. در ميان ژن هاي منحصر به كروموزوم y ژن روي YP نقش كليدي را در تعيينن جنسيت انسان بازي مي كند. اين ژن كد كننده عامل تعيين كننده بيض يا TDF در مردان است. TDF احتمالاً يك فاكتور رونويسي از ژن هاي تمايز دستگاه تناسلي مردانه است. به علت نزديكي اين ژن با مناطق اتوزمال كاذب گاهي اين ژن طي نوتركيبي هاي ناشي از تبادل متقاطع جابجا مي شود به كروموزوم x انتقال مي يابد. گامت هاي ناسي از اين نوتركيبي ناهنجار موجب تركيب توليد مردان xx و يا زنان xy ميگردد. از ژن هاي فعال ديگر كروموزم Y در تعيين جنسيت، ژن هاي AZF يا فاكتور آزوسپرمي روي كروموزوم Yp را مي توان نام برد كه حذف آنها موجب بروز آزوسپرمي يا اوليگوسپرمي درافراد مي شود. اين ژن ها DAZ (حذف شده در آزوسپرمي) است كه يك پروتئين اتصالي به RNA موجود در سلول هاي زاياي بيضوي را كد مي كند. ژن هاي ديگري روي YP نيز مسئول ناباوري مران هستند كه عملكرد تعدادي از آنها شناسايي شده است. ساير ژن هاي تعيين جنسيت روي كروموزوم x و اتوزوم ها قرار دارند. كروموزوم x كروموزوم x همان گونه كه ذكر شد در هر دو جنس داراي نقش هاي كليدي و اساسي است و حضور ژن هاي منحصر به اين كروموزوم اهميت خاصي را براي آن در سلول ايجاد كرده است. اختلالات سيتوژنيك بر روي كروموزوم x افراد زنده بيشتري را نسبت به ساير كروموزوم باقي مي گذارد كه نشان دهنده تحمل بيشتر انسان نسبت به اين ناهنجاري هاست. از سوي ديگر حضور مضاعف ژن هاي اتوزومال كاذب در زن در علت حضور دو كروموزوم x نظريه اي را مطرح كرد كه بنا بر آن ژن هاي زيادي بر روي يك كروموزوم x در سلول هاي پيكري زنان غيرفعال تلقي مي شوند و در روند پروتئين سازي و نسخه برداري نقشي ندارند. اين كروموزوم ها در مطالعات سيتوژنتيك به صورت يك هتروكروماتين اينترفازي خاص به نام جسم بار شناخته ميشود و تنها در زمان تقسيم ميوز ازحالت غيرفعال در مي آيد و به تأخير دچار رونويسي مي گردد. در هر فرد تنها يك كروموزوم x كاملاً فعال وجود دارد و هر تعداد كروموزوم x اضافي به صورت جسم بار در مطالعات سيتوژنتيك قابل مشاهده است. بررسي ها نشان مي دهد كه غيرفعال شدن كروموزوم x درنتيجه متيلاسيون سيتوزين هاي مناطق تنظيمي ژن ها و چند تغيير و ديگر در هيستون ها صورت ميگيرد. البته اين غيرفعال شدن در مورد بعضي از ژن هاي وابسته به 8 كه اهميت حياتي دارند و بيشتر در بخش xp واقعند صورت نميگيرد و حدود 10 تا 15% از اين ژن ها در هر كروموزوم x زنان فعال هستند. فاكتور تعيين كننده غيرفعال شدن كروموزوم x روي xq واقع است و XIST نام دارد. ژن XIST روي كروموزوم غيرفعال بيان ميشود و در كروموزوم هاي x فعال مردان و زنان خاموش است. اين ژن يك RNA غير رمز گردان متصل به x را كه با كروموزوم x غيرفعال در ارتباط است كد مي كند. فرضيه ليون مطرح كننده جزئيات غيرفعال شدن كروموزوم x است. سه مورد اول متعلق به فرضيه اوليه اند و موردهاي بعدي طي بررسي هاي دقيق تر بعدها به آن ملحق گرديده است. اصول فرضيه ليون بدين قرار است. ul style= text-align: justify; liهمه كروموزوم هاي x بجز يكي از لحاظ ژنتيكي غيرفعالند.liliغيرفعال شدن تصادفي كروموزوم x پدري يا مادري در اوايل رويان سازي رخ مي دهد.liliافراد مونث طبيعي موزائيك و داراي دو جمعيت سلولي هستند. يكي داراي x غيرفعال پدري و گروهي داراي x غيرفعال مادريliliهر دو كروموزوم x در هنگام گامتوژنز فعال هستند.liliغيرفعال شده تصادفي كروموزوم x نواحي لازم براي رشد و نمو طبيعي را در بر نمي گيرد.liliدر اختلالات ساختماني درون كروموزوم x، ناهنجار غيرفعال و x سالم فعال مي ماند.liliدر جا به جايي هاي x اتوزوم، x طبيعي غيرفعال و x ناهنجار باقي ماند.liulدر مورد آخر فرضيه ليون نشان دهنده انتخاب طبيعي براي جلوگيري از حذف ژن هاي x سالم و اتوزوم طي روند غيرفعال سازي است. در غير فعال شدن كروموزوم x اگر محل شكستگي روي كروموزوم x منطبق بر يك ژن مغلوب وابسته به x باشد، غيرفعال شدن كروموزوم x طبيعي باعث بروز اين بيماري به صورت يك صفت همي زيگوت در زن مي گردد (يعني حضور حتي يك آلل از صفت مغلوب براي بيمار شدن كافي مي شود). كروموزوم x استعداد ويژه اي براي جهش ها و حذف هاي ريز و شكستگي ها دارد كه اين جهش ها به صورت بيماري هاي سندرم مختلف از جمله سندرم x شكننده بروز مي كنند. اين سندرم ها اغلب داراي يك علامت مشخصه هستند كه عقب ماندگي ذهني آنهاست و نيز بيان كننده نقش كروموزوم x در پيشرفت و تكامل ذهني. اختلالات كروموزوم هاي جنسي اختلالات كروموزوم هاي جنسي نيز مطابق اختلالات اتوزوم مي تواند ساختماني يا تعدادي باشد. اختلال در كروموزوم هاي جنسي با فنوتيپ هاي خاص معمولاً مثل تأخير بلوغ، آمنوره (عدم قاعدگي)، ناباروري و ابهام تناسلي همراه است. اين اختلالات بسيار بيشتر از اختلالات اتوزومال به صورت موزائيك ديده مي شوند و معمولاً فنوتيچ هاي آنها نقايص كمتري را نشان مي دهند. در بين اختلالات ساختماني كروموزوم هاي جنسي كه شيوع كمي نيز دارند ايزوكروموزوم بازوي بلند I(xq)X به صورت كلي يا موزائيك از همه رايج تر است. نتيجه اين نقص بروز سندرم ترنر است. اختلالات تعداد در كروموزوم هاي جنسي به علت فنوتيپ خفيف آن ، تعداد در كروموزوم هاي جنسي به علب فنوتيپ خفيف آن، تعداد زيادي از تولد هاي زنده همراه با نقايص كروموزومي را تشكيل ميدهند. اين امر با غيرفعال شدن كروموزوم x تشديد ميشود. شايع ترين اختلالات تعداد تريزومي ها (xyy,xxy,xxx) و يك مونوزومي مشهور به نام سندرم ترنر هستند. مورد اخير استثنائاً عامل سقط هاي خودبه خودي بيشماري در مبتلايان ميشود. براي اختلالات كروموزوم هاي جنسي بجز سن بارداري مادر عامل مستعد كننده خاصي شناخته نشده است. سندرم كلاين فلتر سندرم كلاين فلتر ناهنجاري حضور كروموزوم هاي اضافي x در مجاورت كروموزوم y است كه دامنه اين كروموزوم هاي اضافي را شايع ترين حالت آن كه يك كروموزوم اضافي است (xxy) تا كاريوتيپ نادر سه كروموزوم اضافي (xxxxy) گسترده است. در اين افراد كروموزوم هاي اضافي اگرچه غير فعال ميشوند ولي ناهنجاري هاي جنسي خاص خود را ايجاد مي نمايند. شايع ترين علت بروز اين سندرم ، جدا نشدن كروموزوم هاي پروي در هنگام سيناپس مناطق اتوزومي كاذب است. علل يگر نقايص جدا نشدن كروموزومي در ميوز مادري (II,I) و تقسيم نادرست ميتوز و ايجاد يك فرد موزائيك است. افراد موزائيك فنوتيپ هاي كاملاً متغيري رانشان مي دهند. فنوتيپ بيمار به صورت قد، بلند لاغري و اندام هاي بلند، كم كاري جنسي بعد از بلوغ عدم رشد بيضه ها و ايجاد صفات ثانويه جنسي، عقيمي و گاهي ژنيكوماستي بروز مي كند. اين بيماران اغلب از نظر اجتماعي منزوي و نامتعادل هستند، IQ پائينتري دارند، در تحصيل بعلت مشكلات يادگيري مخصوصاً در خواندن موفقيت كمي دارند. این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید