تحقیق در مورد خشونت لينک پرداخت و دانلود *پايين مطلب* فرمت فايل:Word (قابل ويرايش و آماده پرينت) تعداد صفحه190 فهرست مطالب فصل اول: کليات تحقيق ulliبيان مسئله............................. 1liliهدف هاي تحقيق.......................... 5liliاهميت موضوع تحقيق و انگيزش انتخاب آن... 7liliسوالات و فرضيه هاي تحقيق................ 8liliروش تحقيق.............................. 8liliقلمرو تحقيق............................ 9liliمحدوديت ها و مشکلات تحقيق............... 9liliتعاريف عملياتي متغير ها و واژه هاي کليدي 10liul1-8-1- تعريف خشونت (معناي لغوي)............. 10 1-8-2- تعريف خشونت (معناي اصطلاحي)........... 11 1-8-3- خشونت ذاتي يا اکتسابي؟............... 13 1-8-4- اقسام خشونت.......................... 14 1-8-5- سطوح خشونت........................... 15 1-8-6- تعريف واژه زن........................ 17 1-8-7- خشونت عليه زنان...................... 17 1-8-8- انواع خشونت عليه زنان و بهاي آن...... 17 1-8-9- زن و خشونت خانگي..................... 21 1-8-10- مصاديق خشونت در خانواده............. 22 1-8-11- مصاديق خشونت در جامعه............... 22 1-8-12- مصاديق خشونت در دولت................ 22 1-8-13- فقه اسلامي (تعريف)................... 22 فصل دوم: مطالعات نظري مقدمه....................................... 25 2-1- کاربرد خشونت .......................... 26 2-2- علل بروز خشونت......................... 28 2-2-1- علل فردی خشونت....................... 28 2-2-2- علل خانوادگي خشونت .................. 30 2-2-3- علل اجتماعي خشونت.................... 31 2-3- ارزشيابي خشونت......................... 33 2-4- خشونت به طور عام (خشونت مجاز يا مشروع و خشونت غير مجاز يا نا مشروع)...................................... 38 2-4-1- خشونت مجاز (مشروع)................... 38 2-4-2- خشونت غير مجاز (نا مشروع)............ 39 2-5- مباني نظري خشونت گرايان................ 40 2-6- در اسلام جواز خشونت و مرزهاي آن چيست؟... 42 2-7- آيا مي توان از خشونت هاي مجاز اسلامي دفاع عقلاني کرد؟ 43 2-7-1- عقل کل نگر........................... 43 2-7-2- عقل جز نگر........................... 44 2-7-3- فهم يا پسند عرفي..................... 46 2-8- پيشينه تحقيق........................... 47 2-8-1- دوره اول............................. 47 2-8-2- دوره دوم............................. 47 2-8-3- نقص پژوهش هاي گذشته.................. 48 فصل سوم: روش شناسايي تحقيق مقدمه....................................... 50 3-1- زن در گذر تاريخ........................ 51 3-1-1- ديدگاه غير مسلمين نسبت به جايگاه زن.. 51 3-1-2- ديدگاه مستشرقين...................... 53 3-1-3- ديدگاه مسلمين........................ 53 3-1-3-1- ديدگاه شعرا........................ 53 3-1-3-2- ديدگاه فقيهان...................... 54 3-2- زن در نگاه حضرت محمّد (ص)............... 56 3-3- زن از چشم انداز فقهي شيعي و مکاتب اهل سنت 56 3-4- آيات قرآن درباره زن.................... 58 3-5- نظر اسلام در خصوص زن.................... 59 3-6- فقها و حقوق زن در خانواده.............. 61 3-6-1- حقوق زن در نظام طبيعي................ 61 3-6-2- حقوق زن در نظام تاريخي............... 62 3-6-3- پيش فهم فقيهان مسلمان چيست؟.......... 62 3-7- فلسفه تفاوت هاي حقوقي بين زن و مرد..... 65 3-7-1- زن و مالکيت.......................... 65 3-7-2- الگو سازي در آيات و روايات........... 67 3-8- بررسي نقصان عقل زن..................... 70 3-8-1- تأويلات مختلف در نقصان عقل زن......... 70 3-8-2- نقد نظريه نقصان عقل زن............... 71 3-9- آيا از ديدگاه اسلام عقل زن و مرد مساوي است؟ 75 3-9-1- دلايل اين مدعا........................ 76 3-9-2- نقد و بررسي ايراد ها................. 78 فصل چهارم: تجزيه و تحليل يافته هاي تحقيق مقدمه....................................... 81 4-1- زنان آسيب پذير تر از مردان.............. 83 4-2- ازدواج زود هنگام ...................... 84 4-3- سياست ورزي جنسي........................ 85 4-4- هتک حرمت............................... 86 4-5- آزار جنسي.............................. 87 4-6- ختنه دختران............................ 88 4-7- شش فرضيه در مورد زن آزاري و بررسي آن... 90 4-8- تعاليم اسلام درباره ي خشونت.............. 91 4-8-1- اصل معروف چست؟....................... 93 4-8-2- فرازهايي از سخنان پيامبر (ص) که از زبان فرشته وحي بازگو شد96 4-9- زنان و حجاب............................ 97 4-10- شهادت زنان............................ 98 4-11- ممنوعيت قضاوت زنان.................... 101 4-12- سرپرستي............................... 103 4-12-1- قرآن................................ 105 4-12-2- روايات.............................. 110 4-12-3- اجماع............................... 112 4-12-4- ارزيابي ادله........................ 112 4-13- چرا اسلام حق حضانت و نگهداري کودک را به طور يکسان براي مرد و زن قائل نيست؟.................................. 116 4-14- تعدّد زوجات............................ 119 4-15- تنبيه بدني............................ 123 4-15-1- تنبيه بدني و ديدگاه عالمان.......... 125 4-15-2- تنبيه بدني در روايات................ 126 4-15-3- حسن معاشرت.......................... 133 فصل پنجم: نتيجه گيري و پيشنهادات مقدمه....................................... 138 5-1- کنترل خشونت عليه زنان در ايران نيازمند تحقيق و بررسي همه جانبه است......................................... 139 5-2- راهکارهاي عملي مبارزه با خشونت......... 141 نتيجه گيري................................... 143 پيشنهادات................................... 146 ضمائم....................................... 147 منابع....................................... 164 - فصل اول: کليات 1-1- بيان مسأله با وجودي که زنان نيمي از جامعة انساني را تشکيل مي دهند، اما احجافها و تبعيض هايي که در طول تاريخ زندگي انسان بر زنان روا داشته شده است آنها را چونان نيمة خاموش جهان مطرح ساخته است. با اينکه فقط از اوايل قرن بيستم بود که مسألة حقوق مساوي زن و مرد توسط کشورهاي غربي به رسميت شناخته شد (مانند انگلستان، فرانسه و ايالات متحده آمريکا)، دين مبين اسلام چهارده قرن قبل از تساوي حقوق زن و مرد سخن به ميان آورده و جنس و ماهيت آن دو را يکي دانسته است. آييني که پيامبر بزرگ اسلام به ارمغان آورده است زن را نيز چون مرد شايستة آن دانست که مخاطب وحي الهي باشد. در جامعه اي که زن بودن ننگ محسوب مي شد و زنده به گور کردن دختران امري مقبول به شمار مي رفت و عصبيت هاي جاهلي و فرهنگ مرد سالاري، حاکم بر آن جامعه بود و زن به عنوان موجودي مطرح بود که بايد در خدمت مرد و جزء مايملک او باشد، سنت شکني هاي انقلابي پيامبر اسلام که بر خلاف مناسبات اجتماعي و سياسي حاکم بر جهان عصر بعثت بود، نقطه عطفي تاريخي به شمار مي رود. اگر در سنت و سيره اي که پيام آور وحي از خود به جا گذاشت، از زاوية يک اسلوب و شيوه تأمل کنيم و اگر شکل بندي هاي الزام آور (اجتماعي، تاريخي) که پيامبر (ص) در آن عمل مي کرده ما را از درک راهبرد و مشي بلند ايشان باز ندارد در خواهيم يافت که نبايد بسياري از سنت ها و آداب و رسوم و فرهنگ واقعاً موجود بشري و زميني را در جوامع اسلامي با مکتب، ايدئولوژي و ماهيت و جوهره پيام آسماني اشتباه گرفت و يکي دانست. (هفته نامه عصر ما، ش 55، ص 6) امروزه موضوع تحول حقوق زن دستخوش برخي شعارها و جنجال هاي فريبنده و مجازي قرار گرفته است. وجود جنبش هاي زنان و نهضت هاي گوناگون فمنيستي1 در غرب خود بهترين نشانه بر اين امر است که هنوز در آنجا نيز ميان ايده هاي برابري و واقعيت آن فاصلة بسياري وجود دارد و بر اين انديشه که تساوي مرد و زن در غرب کنوني تحقق يافته است خط بطلان مي کشد. زن غربي که هزاران سال به عنوان موجودي خبيث، جنس فتنه انگيز و ضد مرد با پذيرش روح شيطان در خود، باعث هبوط انسان از بهشت و بعد از آن موجب فساد جوامع بشري بوده و همواره مورد تحقير و توهين واقع شده است امروزه در کمال تعجب مي بيند که در پرتو شعارهاي جديد فمنيستي که مردان صاحب سرمايه و رسانه آنها را ترويج مي کنند از يک سو عملاً وسيلة انحطاط اخلاقي جوامع انساني قرار گرفته و از سوي ديگر تنها سنگر مستحکم و هميشگي خود يعني خانه و خانواده را هم از دست داده و در قبال آن هيچ چيزي به دست نياورده جز آنکه در مواردي اندک توانسته به صورت يک مرد درجه دوم در جامعه ظاهر شود و برخي از هزاران موقعيت اقتصادي، اجتماعي،سياسي، فرهنگي و علمي مردانه را کسب کند. (ماهنامه نهاد خانواده، ش 65، ص45) در واقع بسياري از اين تبعيض ها و ستمها را بايد نشأت گرفته از مناسبات ستم آلوده ميان زن و مرد دانست بنابراين بايد ضمن اينکه از طريق تثبيت چهار چوب هاي حقوقي اقدام مي شود در کنار آن از طريق بالا بردن سطح آگاهيهاي عمومي در جهت حصول وضعيت مطلوب و از طريق سنن و الگوهاي رفتاري مناسب تبعيض و خشونت عليه زنان را از ميان برد. امروزه خشونت، تجاوز، شکنجه، تحقير، خشم، اضطراب براي زنان در تمام جهان عبارت آشنايي است و سکوت جامعة جهاني در مقابل نقض حقوق زنان بسيار ناگوار است. مدير اجرايي يونيسف کارول بلامي مي گويد: شرايط اين اعمال خشونتها به حدي است که آن را مي توان فراگير ترين موارد نقض حقوق بشر در جهان دانست. در گزارش وي اعمال خشونت هاي تکان دهنده عليه زنان و سوء استفاده از آنها کاملاً تشريح شده و مي افزايد: اعمال خشونت نسبت به زنان و دختران زندگي آنها را توأم با ناراحتي هاي فيزيکي، رواني، اجتماعي مي کند. بدين ترتيب توسعة سالم اجتماعي،اقتصادي کلية جوامع را تحت الشعاع قرار ميدهد. کنفرانس تعيين دستور کار زنان در قرن آتي (مرکز اطلاعات سازمان ملل در تهران، مرداد 1374 ص 6) خشونت عليه زنان از موانع جدي براي دست يابي به اهداف برابري توسعه و صلح مي باشد و برخورداري زنان را از حقوق بشر و آزاديهاي بنيادين، نقض، تضييع و يا سلب مي کنند. خشونت عليه زنان در اساس، برخاسته از الگوهاي فرهنگي است و از اثرات زيانبار پاره اي از رويه هاي سنتي يا عربي و پيشداوريهاي نادرست و تعصبها و رسوم مبتني بر انديشة پست نگري نسبت به زنان نشأت مي گيرد که در نهايت منجر به کسب منزلت فروتري نسبت به مردان در خانه، محل کار و اجتماع مي شود. اين خشونتها با فشارهاي اجتماعي به ويژه شرم زنان از افشاي اعمال خشونت آميز، عدم دسترسي به اطلاعات و همين طور مساعي ناکافي مقامات عمومي در راستاي ارتقاي آگاهي عمومي از قوانين موجود و اعمال آنها، عدم دسترسي زنان به اطلاعات ياري يا حمايت قانوني، فقدان قوانين مناسب که خشونت عليه زنان را به صورتي مؤثر ممنوع سازد، عدم اصلاح قوانين موجود، فقدان وسايل آموزشي و يا وسايل ديگر جهت پرداختن به علل و پيامدهاي خشونت و همين طور نقش رسانه ها در به تصوير کشيدن خشونت عليه زنان، به ويژه تصاويري که تجاوز به عنف يا بردگي جنسي و نيز کاربرد زنان و دختران بعنوان اشياي جنسي از جمله هرزه نگاري را نشان مي دهند عواملي هستند که به رواج مستمر اين گونه خشونتها ياري رسانيده و بر کل جامعه به ويژه کودکان و نوجوانان که آينده سازان جامعة بشريت هستند، تأثير منفي برجاي مي گذارد. با توجه به مجموع مسائل مطروحه، بر آن شديم تا به بررسي موضوع خشونت عليه زنان و ديدگاه اسلام در اين رابطه و شناسايي و معرفي فعاليتها، اقدامات و برنامه هاي انجام شده توسط دين مبين اسلام در زمينة مورد بحث بپردازيم، تا بدين وسيله با ارائة راه کارهاي توانمند اسلام در جهت رفع شبهات کوشيده و نظر واقعي اسلام را در مورد زن و خشونت عليه زنان بيابيم. اين کار در واقع تحقيقي از نوع بنيادي و نظري و تا حدودي کاربردي است و از شيوه هاي توصيفي، ارزشيابي، تاريخي استفاده شده است. 1-2- هدفهاي تحقيق بي ترديد يکي از مهمترين اقداما 1 ّFeminist طرفدار تساوي حقوق سياسي و اجتماعي زنان با مردان، به طور کلي به طرفداران حقوق زن اطلاق مي شود. اين عقيده در غرب نهاده شده است و سپس کم و بيش به ساير نقاط جهان گسترش يافته است. البته امروزه داراي رهيافتهاي مختلف است و انديشه هاي غربي آن با جهان سوم متفاوت است. واقعيات اجتماعي موجد تفسيرهاي مختلف از اين عقيده است.