دانلود تحقیق کامل درمورد آزمایش مقاومت مصالح لينک پرداخت و دانلود *پايين مطلب* فرمت فايل:Word (قابل ويرايش و آماده پرينت) تعداد صفحه: 24 فهرست و توضیحات: آزمایش شماره 1: روابط پیچش در حالت ارتجاعی آزمایش شماره 1 - 1: رابطه طول و زاویه پیچش آزمایش شماره 2 -1 : رابطه گشتاور و زاویه پیچش آزمایش شماره 3-1: رابطه بین قطر و زاویه پیچش آزمایش شماره 4-1: تعیین عدد مدول صلبیت برای فولاد و برنز آزمایش شماره 2: پیچش تا حد پارگی آزمایش شماره 3: کشش تا حد گسیختگ آزمایش شماره 4: رابطه طول و خیز در خمش آزمایش شماره 5: سختی سنجی آزمایش شماره 1: روابط پیچش در حالت ارتجاعی تئوری آزمایش فرض های اساسی برای برقراری رابطه بین لنگر پیچشی و تنشهای ایجاد شده در محورهای استوانه ای تو پر Circular و یا توخالی Tubular لازم است مفروضاتی در نظر گرفته شود. این فرضها که علاوه بر همگن بودن مصالح هستند به قرار ذیل می باشند: 1- مقاطع صفحه ای عمود برمحور استوانه ای، پس از اعمال پیچش Torsion به صورت صفحه ای باقی می مانند، به عبارت دیگر هیچ گونه اعوجاجی War page در صفحات موازی عمود بر محور طولی عضو به وجود نمی آید. در واقع این فرض دلالت بر این دارد که صفحات موازی عمود بر تیر، در فاصله ای ثابت از یکدیگر باقی می مانند. اگر تغییر شکل بزرگ باشد این موضوع صحت نخواهد داشت. لیکن از آنجایی که تغییر شکلهای معمول بسیار کوچک هستند، تنشهایی که در اینجا مورد توجه قرار نمی گیرند، قابل چشم پوشی هستند. 2- در یک میله استوانهای که تحت تاثیر پیچش قرار دارد، کرنش برشی gamma; به طور خطی از محور مرکزی تغییر می کند. این فرض که در شکل زیر نشان داده شده است، بدان معنی است که یک صفحۀ فرضی نظیر AO1O3C پس از اعمال پیچش به صفحۀ A΄O1O3C تبدیل شود. به عبارت دیگر اگر امتداد شعاع فرضی O3C ثابت فرض شود، شعاع های مشابهی که امتداد اولیه آنها O2B و O1A می باشد، به وضعیت جدید O1A΄ و O2B΄ در آیند. همچنین این شعاع ها به صورت مستقیم نیز باقی می مانند. باید تاکید شود که این فرضیات فقط برای میله استوانه ای تو پر یا تو خالی صحیح می باشد. برای این اعضا این فرضیات حتی در تنشهای بالای رفتار ارتجاعی عضو نیز اعتبار خود را حفظ می کند. لیکن اگر توجه ما فقط محدود به حالت ارتجاعی خطی باشد، قانون هوک نیز مورد استفاده قرار می گیرد. 3 -با استفاده از قانون هوک، فرض سوم ما این است که تنش برشی متناسب با کرنش برشی می باشد. توجیه دو فرض اول در داخل یک جسم مشکل می باشد. لیکن پس از تعیین روابط تنش و تغییر شکل بر پایه فرضیات فوق، انطباق بدون ابهامی بین مقادیر اندازه گیری شده و محاسبه شده پیدا می شود. البته صحت مفروضات بالا به طور دقیق به کمک روشهای تئوری ارتجاعی، که بر پایه شرایت سازگاری کرنشها و قانون تعمیم داده شده هوک قرار دارند، اثبات می شود. رابطه پیچش در حالت ارتجاعی، چون تنش با کرنش متناسب است و از طرفی در یک مقطع دایره شکل، کرنش به صورت خطی از محور مرکزی عبور می کند، تنش نیز به صورت خطی از محور مرکزی تغییر خواهد کرد. تنش هایی که توسط تغییر شکلهای مفروض تولید می شوند، تنش های برشی هستند و در صفحه ای عمود بر محور میله قرار دارند. در شکل زیر تغییرات تنش برشی نشان داده شده است. بر خلاف تنش قائم موجود در مقطع میله تحت تاثیر بار محوری، شدت تنش فوق یکنواخت نیست. حداکثر تنش برشی در دورترین نقاط نسبت به مرکز O اتفاق می افتد و با tau;max نشان داده می شود. این نقاط همانند نقطه C در شکل بالا، در محیط دایرهای به شعاع c از مرکز قرار دارند. اگر تغییرات تنش فوق را خطی فرض کنیم، در هر نقطه دلخواه به فاصله rho; از مرکز دایره، مقدار تنش برشی مساوی (rho;c)tau;max می شود. با معلوم بودن توزیع تنش در یک مقطع، می توان مقاومت مقطع در مقابل لنگر پیچشی را بر حسب تنش پیدا کرد. لنگر پیچشی مقاوم مقطع باید معادل مجموع لنگرهای پیچشی داخلی مقطع باشد. این تساوی را می توان به صورت رابطه زیر نوشت: انتگرال موجود در طرف چپ معادله فوق تمام لنگرهای پیچشی حاصل ازجزء نیروهایی را که به فاصلۀ rho; از مرکز مقطع قرار دارند، در روی سطح A جمع می زند. مجموع بدست آمده که با حرف T نشان داده شده است، لنگر پیچشی مقاوم مقطع می باشد. در هر مقطع دلخواه، مقادیر tau;max و c ثابت هستند، بنابراین رابطه فوق را می توانیم به صورت زیر بنویسیم: از طرفی که ممان اینرسی قطبی Polar moment of inertia مقطع می باشد، برای یک مقطع معلوم مقدار مشخص و ثابتی است و فقط به مشخصات هندسی مقطع بستگی دارد. برای یک مقطع دایره، dA=2pi;rho;drho; می باشد که در آن 2pi;rho; محیط تاجی Annulus از دایره به شعاع متوسط rho; و عرض drho; می باشد. بنابراین نتیجه می گردد: که در آن d قطرمیله استوانه ای می باشد. اگر d و یا c بر حسب میلی متر باشند، J بر حسب توان چهارمیلی متر می شود. با استفاده از علامت J برای ممان اینرسی قطبی یک سطح دایره شکل، رابطه لنگر پیچشی را می توان به شکل خلاصه زیر نوشت: tau;max=TcJ رابطه فوق که به رابطه پیچش Torsion formula برای میله های استوانه ای معروف است، تنش برشی حداکثر را بر حسب لنگر داخلی مقاوم مقطع و مشخصات هندسی مقطع تعریف می کند. اگر مقدار لنگر پیچشی داخلی T بر حسب نیوتن در میلی متر و مقدار c بر حسب میلی متر و مقدار J بر حسب توان چهارم میلی متر بیان شود، مقدار تنش برشی tau; بر حسب نیوتن بر میلی متر مربع بدست می آید: زاویه پیچش میله های استوانه ای سه مسئله ما را وادار به محاسبه زاویه پیچش می کند. اول اینکه، در اغلب طرح ها نمی توانیم مقطع را فقط بر اساس معیارمقاومت طراحی نماییم چون ممکن است مقطع با وجود مقاومت کافی، تغییر شکل پیچشی زیادی از خود نشان دهد. دوم، در مسائل ارتعاش پبچشی، محاسبه مقدار زاویه پیچش لازم است و بالاخره در حل مسائل نامعین، احتیاج به زاویه پیچش داریم. طبق فرض اول که در ابتدای بیان شد، در صفحات عمود بر محور طولی یک میله استوانه، بعد از پیچش هیچ گونه اعوجاجی رخ نمی دهد. نوع تغییر شکلی که در اجزای کوچک یک میله استوانه ای به وجود می آید در شکل صفحه قبل نشان داده شده است. از چنین میله ای قطعه ای به طول dx جدا می کنیم و آن را به صورت زیر نمایش می دهیم. در جزء طول نشان داده شد، یک تار دلخواه نظیر AB که در ابتدا موازی محور طولی می باشد، پس از تاثیر لنگر پیچشی وضعیت جدیدی مانند AD به خود می گیرد. در همان لحظه، به وسیله فرض دوم از مفروضاتی که در ابتدا بیان شد، شعاع OB که به صورت مستقیم باقی می ماند، به اندازۀ زاویۀ dphi; می چرخد و در وضعیت جدید OD قرار می گیرد. زاویه کوچک DAB مساوی با gamma;max می باشد، با استفاده از هندسه بدست می آوریم: BD کمان = gamma;max dx یا BD کمان = c (dphi;) که در روابط فوق هر دو زاویه کوچک هستند و بر حسب رادیان اندازه گیری می شوند بنابراین: gamma;max dx=c(dphi;) gamma;max فقط در یک غلافی با جداره بی نهایت نازک که برای آن بتوان تنش برشی tau;max را یکنواخت فرض کرد، اتفاق می افتد. از آنجائی که gamma;max متناسب است با tau;max (gamma;max=tau;maxG ) وهمچنین tau;max=TcJ می باشد نتیجه می گیریم: رابطه فوق بیان کننده زاویه پیچش نسبی دو مقطع مجاور به فاصله بی نهایت کوچک از یکدیگر می باشد برای پیداکردن زاویه پیچش کل بین دو مقطع دلخواه A و B در روی محور، پیچش کلیه اعضاء کوچک باید با یکدیگر جمع شود. بنابراین بیان عمومی برای زاویه پیچش در هر مقطع دلخواه از یک میلۀ استوانه ای ساخته شده از مصالح ارتجاعی خطی، به صورت زیر می باشد: که در آن C1 زاویه پیچش در مبدا می باشد. اگر زاویه پیچش نسبی بین دو مقطع A و B را خواسته باشیم رابطه فوق به صورت زیر نوشته می شود: لنگر پیچشی داخلی T و لنگر ماند قطبی J ممکن است در طول میله متغییر باشد. امتداد و جهت پیچش phi; منطبق بر امتدا و جهت لنگر پیچشی موثر می باشد. دو رابطه فوق، هم برای محورهای استوانه ای تو پر و هم برای محورهای استوانه ای تو خالی که با مفروضات به کار رفته در تعیین روابط فوق سازگاری داشته باشد، صادق هستند. زاویه phi; بر حسب رادیان اندازه گیری می شود. در یک میله استوانه ای زاویه پیچش نسبی دو مقطع A-A و B-B که لنگر پیچشی ثابت T را انتقال می دهد ( شکل زیر) و ممان اینرسی قطبی J در تمام طول میله ثابت است، با عبور دادن یک مقطع در فاصله AB ، نتیجه میگیریم که مقدار لنگر داخلی موجود در این فاصله ثابت و برابر T می باشد، پس T(x)=T و همچنین از طرفی J(x)=J می باشد. در چنین حالاتی می توانیم رابطه زاویه پیچش را به صورت بنویسیم: رابطه فوق بسیار مهم می باشد. از این رابطه می توان در طراحی محورهای مکانیکی برای داشتن صلبیت Stiffness مناسب و یا به عبارت دیگر داشتن زاویه پیچش محدود استفاده نماییم. در چنین حالاتی مقادیر T ، L و G کمیتهای معلومی می باشند و حل رابطه بالا، مقدار J مناسب را می دهد. توجه داشته باشید که در طراحی هائی که صلبیت عضو مورد نظر است، کمیت J نقش مهمتری نسبت به کمیت Jc که عامل مهم در مقاومت پیچش عضو است، دارا می باشد. این رابطه در تحلیل ارتعاشات پچشی Torsional vibration مورد استفاده قرار می گیرد. جمله JG صلبیت یا سختی پیچشی Torsional stiffness یک میله استوانه ای نامیده می شود. کاربرد دیگر رابطه فوق در آزمایشگاه ها می باشد. اگر در آزمایشگاه یک میله استوانه ای تحت تاثیر لنگر پیچشی معلوم T قرار گیرد. با اندازه گیری زاویه پیچش phi; بین دو مقطع به فاصله L از یکدیگر و محاسبه J از روی ابعاد نمونه، ضریب ارتجاعی برشی G را می توانیم در محدوده ارتجاعی از رابطه زیر به دست آوریم: هنگام استفاده از این روابط باید توجه داشته باشید که زاویه phi; برحسب رادیان بیان شود. این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید