تحقیق در مورد کفالت لينک پرداخت و دانلود *پايين مطلب* فرمت فايل:Word (قابل ويرايش و آماده پرينت) تعداد صفحه19 کفالت : کفالت عقدی است که به موجب آن احد طرفین در مقابل طرف دیگر احضار شخص ثالثی را تعهد می کند. متعهد را کفیل، شخص ثالث را مکفول و طرف دیگر را مکفول له می گویند. (ماده 734 قانون مدنی) و یا کـفالت آن است که انسان متعهد شود که هر وقت طلبکار بدهکار را خواست , به دست او بدهد, و به کسى که اینطور متعهدمى شود کفیل مى گویند. کـفالت در صورتى صحیح است که کفیل به هر لفظى اگرچه عربى نباشد یا به عـمـلـى بـه طـلـبکار بفهماند که من متعهدم هر وقت بدهکار خودرا بخواهى , به دست تو بدهم , و طلبکار هم قبول نماید. کفیل باید مکلف و عاقل باشد و او را در کفالت مجبور نکرده باشند و بتواند کسى را که کفیل او شده حاضر نماید. یکى از پنج چیز, کفالت را بهم مى زند: اول : کفیل ، بدهکار را به دست طلبکار بدهد. دوم : طلب طلبکار داده شود. سوم : طلبکار از طلب خود بگذرد. چهارم : بدهکار بمیرد. پنجم : طلبکار کفیل را از کفالت آزاد کند. اگر کسى به زور بدهکار را از دست طلبکار رها کند، چنانچه طلبکار دسترسى به او نداشته باشد، کسى که بدهکار را رها کرده ، باید او را بدست طلبکار بدهد. زندانی کردن کفیل تا هنگام حاضرکردن شخص و یا وجه مورد کفالت : 1- کلینی با سندی قابل اعتماد، از عمار، از امام صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: مردی را نزد امیرالمؤمنین (ع) آوردند که نفس یک مردی را کفالت کرده بود و نه مال مربوط به او را، آن حضرت او را زندانی کرده و خطاب به او فرمود: رفیقت را پیدا کن بیاور! (2) 2- شیخ صدوق با سند ویژه خود، از اصبغ بن نباته گزارش نموده که او گفت : امیرالمؤمنین (ع) مردی را که نفس مرد دیگری را کفالت کرده بود زندانی کرده و به او فرمود: رفیقت را پیدا کن و بیاور. (3) 3- شیخ طوسی با سند ویژه خود از اسحاق بن عمار، از جعفر، از پدرش روایت نموده است : مردی را نزد علی (ع) آوردند که نفس مرد دیگری را کفالت کرده بود، حضرت امیر(ع) او را در ارتباط با شخص مورد کفالت دستگیر نموده و فرمود او را زندانی کنند تا رفیقش را بیاورد. (در متن روایت آمده فاخذ بالمکفول، که ظاهر آن این است که مکفول بازداشت شد ولی مراد بازداشت کفیل به خاطر مکفول است). (4) 4- باز شیخ طوسی با سند ویژه خود از عامر بن مروان، از جعفر، از پدرش، از علی (ع) چنین روایت کرده است : مردی را نزد علی (ع) آوردند که نفس مرد دیگری را کفالت کرده بود، آن حضرت او را زندانی کرده و فرمود: رفیقت را پیدا کن و بیاور. (5) 5- در مستدرک از کتاب فقه الرضا نقل کرده : روایت شده است که : هرگاه کسی کفالت کسی را بپذیرد او را زندانی میlrm;کنند تا رفیق مورد کفالت خود را بیاورد. (6) 6- زید بن علی (ع) از پدرش (امام زین العابدین ع) ، از پدرش، از علی (ع) نیز چنین روایت کرده است : مردی نفس مرد دیگری را کفالت کرده بود، حضرت او را زندانی کرد تا اینکه آن شخص مورد کفالت را آورد. (7) 7- در دعائم الاسلام از ابی جعفر(ع) روایت نموده که آن حضرت فرمود: هرگاه کسی تا مدت مشخص و معینی بدهی کسی را کفالت کند و در سررسید تعیین شده شخص بدهکار، وجه مورد کفالت را نپردازد، آن کفیل را زندانی میlrm;کنند، مگر این که از جانب شخص مورد کفالت وجه مورد نظر و تعیین شده را بپردازد. البته این در صورتی است که مقدار آن وجه معلوم باشد; کفیل بعد از پرداخت آن وجه حق دارد به شخص مورد کفالت مراجعه کرده و آن را از او مطالبه کند، و به اصطلاح حق دارد علیه او طرح دعوی کند، و اگر آن وجه مورد نظر مقدارش نامعلوم باشد، بر کفیل لازم است شخص مورد کفالت را شخصا حاضر کند، مگر اینکه او مرده باشد، در این صورت چیزی بر کفیل نیست . (8) این روایت را در مستدرک الوسائل نیز به نقل از دعائم الاسلام آورده است .(9) در اسلام واژه کفالت مرادفهای دیگری نیز دارد، چنانکه خداوند متعال در سوره یوسف در داستان برادران یوسف فرموده است : نفقد صواع الملک، و لمن جاء به حمل بعیر و انا به زعیم . (آیه 72) یعنی : ابزار توزین پادشاه گم شده است، هر کس آن را بیاورد من یک بار شتر گندم را برای او کفالت و ضمانت میlrm;کنم . از این بابت است که واژه های زعیم، کفیل، حمیل، ضمین و صبیر همه به یک معنی میlrm;باشند، و آن نیز همان کفالت و ضمانت است، این مطلب را در دعائم الاسلام نیز گفته است . عقد کفالت در نزد علمای امامیه و بیشترین فقهای اهل سنت درست میlrm;باشد، لکن برخی از فقهای آنان گفته اند: کفالت صحیح نیست، شیخ طوسی در کتاب خلاف (مسأله 16 از کتاب ضمان) نظرات همه آنان را نقل کرده است .(10) روایاتی هم که در این زمینه نقل کردیم اشاره ضمنی به این داشتند که در اعصار گذشته در صحت و عدم عقد کفالت اختلاف نظر بوده است ; و لذا در این روایات به شیوه و عمل حضرت امیر(ع) استدلال شده است .(11) درباره زندانی کردن کفیل در صورت عدم حضور شخص مورد کفالت در سررسید تعیین شده محقق حلی صاحب شرایع چنین فرموده است : مکفول له - شاکی، طلبکار - حق دارد از کفیل، احضار شخص مورد کفالت - مکفول عنه - را درخواست نماید،....اگر او از انجام این کار خودداری نمود، مکفول له میlrm;تواند او را زندانی کند تا اینکه یا آن شخص را حاضر کند و یا عوض او وجه بدهی او را بپردازد. (12) در کتاب جواهر نیز این مطلب را از نهایه شیخ طوسی و غیر آن نقل کرده است، لکن همان گونه که ملاحظه کردید مختار گذاشتن کفیل در اینکه شخص مکفول عنه را حاضر کند و یا خود شخصا وجه بدهی او را به مکفول عنه بپردازد، در روایات وجود نداشت بجز روایت دعائم الاسلام که این مطلب را داشت، به همین دلیل است که علامه حلی در تذکرة الفقها مسأله تخییر را مورد اشکال قرار داده است، به دلیل اینکه ممکن است مکفول له ( شاکی و طلبکا