بهترین های روز
بهترین های روز

سرگرمی و دانستنی های فراوان به همراه کلیپ های روز و مطالب وبلاگهای فارسی با به روز رسانی خودکار

از هر دری 75

از هر دری 75


- بسته سفارش داده ام روی آمازون و نمی رسد. به شرکت فروشنده پیغام می فرستم که ببم جان آمازون برایم نظرخواهی در باره کیفیت جنس را می فرستد ولی ما جنس را هنوز دریافت نکرده ایم. تلفنی فرمودند که پیک آدرس را پیدا نکرده است. می گویم فرزندم از پیکتان بپرسید توی کدام گیتی زندگی می کند و توی کدام گیتی می خواسته جعبه را تحویل بدهد. توی این دنیایی که من هستم، یازده سال است بسته ها و نامه ها و رسید های برق و گاز به همین آدرس می رسند. گرفتاری شده ایم ... - برای نخستین بار در عمرم پیمان است قسطی چیزی بخرم و شرکت ارجمند قرض دهنده کم مانده تنبانم را هم بکشد پایین تا مهار کند رنگ پوشاک زیری که می پوشم کدام است. هنگام واسطه فروش هم هر از گاهی تلفن می کند و دلداری می دهد که نکند ناراحت شوم و اندیشه کنم این مهار ها بخاطر نام و فامیل و ملیتم است، با همه همینگونه رفتار می کنند. لابد می ترسند طرف جنس را بخرد و بزند به چاک! دم به دقیقه آدرس و شماره تلفن های محل کار و اینها را چک می کنند و چک حقوقی می خواهند و پیمان نامه کار و تصویر یک رسید پرداخت شده و ... هی به زمین و زمان لعنت می کنم که کاش لنگ دو زار پول نبودم و قسطی خرید نمی کردم. کس داشته باشد و جرینگی پرداخت کند اینقدر هم سین جیم نمی شود. اما به گمانم باید خو کنم وگرنه تا گیتی دنیا هست هیچ چیز نخواهم توانست بخرم. - هفته آینده باید یک سفر دو روزه بروم مجارستان. نشست سالیانه بازبینی ِ incomming ِ یکی از مواد اولیه مان است. پیمان کهنه اینست که یک سال این نشست در محل شرکت ما باشد، یکسال در محل شرکت تامین کننده و یک سال در محل هنگام یکی شرکت مجارستانی چند ملیتی مان. کاش میشد کمی طولانی تر بود و مثل کس هم مجارستان را می دیدم و هم وین را. تنها خستگی راه به تنم می ماند و شاید سه چهار ساعت وقت داشته باشم وین را ببینم. امروز کمی روی گوگل مپ نگاه کردم ببینم از ساعت پنج عصر تا ده شب کجاها را می شود دید توی وین. صبح روز بعدش تاکسی می آید دنبالم و می روم به شرکت مجارستانی مان و عصرش هم - بی درنگ پس از نشست - تاکسی برم می گرداند به فرودگاه وین. راه پرواز هم تورینو / مونیخ / وین است. از این دلگشا تر؟! آی می سوزم که وقت برای گشتن ندارم ... آی می سوزم! - چند هفته بعدترش هم دوباره باید بروم کلن. یاد پارسال می افتم که نخستین بار کلن می رفتم. از بازگشت به هنگام شهر حس خوبی دارم انگار که کمی آشنایی داشته باشیم. عیبش ایندفعه اینست که با جناب رییس می روم. ایشان هم که اصولا بمب خودباوری است چند روز پیش با لحنی عذرخواهانه گفت شیرین از اکنون اندیشه کن برنامه ای برای عصرها و شبهایت ترتیب بده چون من پس از دوره تمام وقت در هتل خواهم بود و باید ویولن تمرین کنم. منهم نگاهش کردم و گفتم حتما، نگران نباش ولی توی دلم داشتم یک پایکوبی بره ره ای می کردم و دلشاد می گفتم: وری وری وری، وری وری وری (کسی یادش هست داوِنه اینرا چگونه می خواند و چگونه می رقصید؟!!) نمی دانم چرا رییس اندیشه می کرد من باید از داشتن موی دماغ در درازا سفر دلشاد باشم؟ برخی وقتها عمیقا به اینجور کس ها که پر از خودباوری اند حسودی می کنم. اگر روزی بفهمم اندیشه می کنند به راستی چه پخی هستند خیلی خوبست. - امروز یک کنفرانس تلفنی با جی ام را که پیمان بود بواقع مصاحبه کاری باشد کنسل کردم. می دانید چرا؟ طوری با بولیسم شرایط و روز و ساعت برگذاری مصاحبه را تحمیل کردند که هاج و واج ماندم. این حضرات ماه اکتبر با من مصاحبه نخست را انجام دادند، اینهمه ماه مرا چشم براه یک پاسخ گذاشته اند و تازه هفته پیش تماس گرفته اند که نظر ما عوض شده و استخدام سر راست نمی کنیم. از راه یک شرکت مشاوره واسطه شما را تنها بعنوان رایزن می خواهیم. باز هم گفتم باشد، حالا ببینیم چه می شود. پس دیروز عصر پایان وقت تلفن کردند و گفتند فردا مصاحبه تلفنی داریم با روسای جی ام (جنرال موتورز) و قرارست به زبان انگلیسی باشد شما که مشکلی ندارید؟ ساعتش هم 15.00 است. دیگر از کوره در رفتم. گفتم نه با مصاحبه تلفنی مشکلی دارم و نه با مصاحبه به زبان انگلیسی. دشوار اینجاست که پس از چهار ماه برگشته اید و قواعد را عوض کرده اید و شرایط استخدام را ولی چشمداشت دارید این تحمیل ها برای من همچنان پذیرفتنی باشند. من نمی توانم امروز صبح بروم سر کار و برای پس از نیمروز از کارم مرخصی بگیرم، باید 48 ساعت پیش درخواست داد برای مرخصی و اگر اندیشه می کنید هنوز علاقمندید در باره یک همکاری احتمالی با من اندیشه کنید خواهشمندم زمان مصاحبه را 48 ساعت پیش به من اعلام کنید تا بتوانم با احترام به آیین نامه شرکتی که مرا استخدام کرده و دارد حقوقم را می دهد رفتار کنم. - می دانید ... جستجو برای یک کار جدید درحالی که شاغل هستید یک برتری بزرگ دارد: زیر بار هر شرایطی نمی روید. به راستی تغییر قرارست یک بهبود باشد نه یک گریز از شرایط کنونی به هر قیمتی و به قبول هر ذلتی. جنرال موتورز یک شرکت امریکایی ست و طبیعتش در بی اهمیت شمردن حقوق کارکنان و کارگران است. این من و شما هستیم که باید نشان بدهیم همانقدر که من و شما به کار کردن نیاز داریم، آنها هم نیازمند منابع انسانی هستند و به سود همه مان است که به حقوق همدیگر احترام بگذاریم. حالا دو حالت دارد، یا دوباره تماس می گیرند و پیشاپیش یک پیمان مصاحبه دیگر پیشنهاد می کنند و یا هیچ. اهمیتی هم ندارد، این حالت دوم از همین آغاز کار و پیش از آغاز نشان می دهد جی ام چقدر برای یک انسان، چقدر برای رعایت آیین نامه کار، چقدر برای تعهد یک فرد به کارش و ... ارزش قائل است. از دست دادن موقعیت همکاری با چنین شرکتی خیلی بهتر از بدست آوردنش است.
منبع : زندگی شیرین
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 3     1 تا 5
تعداد بازدید : 5

موضوع مطلب : #

اقتصادی


برچسب ها : #

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#


پاسخنامه کتاب کار جویا مجد هشتم دانلود رمان عاشقم باش pdf 18 2 2018 Echolink El 880d A15 software دانلود آهنگ افغانی دختربگو موی تورا شانه کنم دانلود رمان با من بمان بردیا و نازنین میکس اهنگ ترکی و ایرانی برو خوش باش برو شیرینم دانلود اهنگ نوید فروغ دختر بگو دانلود آهنگ های نیکول شرزینگر دانلود زیرنویس جدا فارسی سریال ask laftan anlamaz اهنگ پسرک+متن پوتک دانلود زیرنویس جدا عشق حرف حالیش نمیشه