بهترین های روز
بهترین های روز

سرگرمی و دانستنی های فراوان به همراه کلیپ های روز و مطالب وبلاگهای فارسی با به روز رسانی خودکار

‏دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد ، ‏شاید به زیر آوار فرهاد رفته باشد

‏دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد ، ‏شاید به زیر آوار فرهاد رفته باشد


من به راستی بغضم گرفته از محبت هاتون ، نه تنها همه ی دوست های وبلاگی یا زنگ زدن یا توی تلگرام و اینستا حالم رو پرسیدن که حتی ادم هایی که من رو از وبلاگ قبلیم که مال سال ها پیشِ و من رو به نام هانا میشناختن امروز پست گذاشته بودن که خیلی سال پیش ها دوستی به نام هانا داشتیم که کرمانشاهی بوده و اکنون نگرانشیم و کاش حالش خوب باشه و بقیه ی دوستان لطف کرده بودن و بهشون گفته بودن که من سال هاست تغییر هویت دادم و جای دیگه ای با نام جدیدی مینویسم :)) و با پیدا کردن چند نفر از کهنه ها به راستی حالِ دلم خوب شد و لبخند به لبم نشست ، اندیشه کن برات نوشته باشه یکی از عکس های قدیمیت رو که توی وبلاگت با رمز میذاشتی سیو کردم و هر وقت دلتنگت میشدم به عکست نگاه میکردم ، آخه من مُردم برای مهربونیت که :ایکسسسس حتی :) و اینکه چقدر دلخور بود که یهو غیبم زده !!! درسته که عده ی زیادی دوباره به بازبینی من رو پیدا کردن اما کاش اونجوری نمیرفتم و سیو میکردم کس هایی رو که توی سال های زیادی از عمرم کنارم بودن و من رو میخوندن و بزرگ شدنم رو شاهد بودن ، مثلا خیلی دوست دارم از نفس خبری داشته باشم ، دخترک مهربونی که فهمیدم به سرطان دچار شده ، اما توی همون چگونگی همیشه توی روزهای بد برام سنگ شکیبا بود. یا که چند وقت پیش به واسطه ی چنل ، ترانه من رو پیدا کرده بود برام از قشنگ ترین رویدادها بود. میترسم نام ببرم کسی از قلم بیفته ، اما خوشحالم که بهترین دوست های گیتی رو دارم ، که اگه خودم رو گم و گور هم کنم پیدام میکنن و باهام حرف میزنن اونجایی که لازمه ، اصلا خجالتم شد که مایا از ئاسو شمارم رو خواسته بود ، یا عسل از مایا و همینطوری بقیه ی بچه ها یکی یکی سراغم رو میگرفتن و حالم رو میپرسیدن :)) من همیشه شرمنده ی محبت هاتون بودم/هستم و قدر میدونم بودنتون رو. اگه بخوام از زمین لرزه ی دیشب بگم که خب وحشتناکِ ، شدتش خیلی بسیار بود و زمانش هم طولانی ، صدای افتادن وسایل تو خونه و شکستنشون همزمان با صدای جیغ زدن زن های همسایه داشت مطمئنم میکرد که همه چی تموم شده و هر هنگام سقف میریزه روی سرمون و همه چی تموم میشه ، به روشنی رنگم پریده بود و تنها زل زده بودم تو چشم های بابا که مرتب میگفت یا الله و مامان که شوک شده بود و هر چی بهش میگفتم جای امنی وایسه خشکش زده بود و تکون نمیخورد و تنها دیوار رو چسبیده بود که تعادلش بهم نخوره... به محض تموم شدن لرزه ها همه پریده بودن بیرون ، ما هم پوشاک پوشیدیم رفتیم تو ماشین نشستیم ، کیپ تا کیپ توی خیابونمون ماشین پارک شده بود و ترافیک سنگینی راه افتاده بود ، خیلی ها شب رو تو ماشین و چادر همونجا تو خیابون خوابیدن ، اما چون هوا خیلی سرد بود ما ساعت دو صبح ترجیح دادیم برگردیم خونه... البته که خونه ی ما واسه زمین لرزه ی هشت ریشتر ساخته شده و همه میگفتن جای نگرانی نیست تنها زیر پنجره و کمدها نخوابین ، و ما همین کار رو کردیم ، از شدت شوکی که بهم وارد شده بود و استرسی که داشتم کوشش میکردم هوشیار باشم بخاطر همین خوب نخوابیدم... خبرهایی که میرسه رو همه در جریان هستن و اندیشه نمیکنم نیازی به گفتن باشه ، تمام مدت امروز اتاقم پر بود از صدای هلیکوپترهایی که در رفت و آمد بودن ، که حتی پاشدم یه عکس و فیلم هم از پنجره ی اتاقم گرفتم و توی استوری اینستا گذاشتم ، و هنوز هم صدای هلیکوپترها رو میتونم روی سرم بشنوم و غمگین ترین هستم برای همشهری هام که توی این هوای سرد اون بیرون زخمی و دلشکسته چشم براه کمک هستن :( +به مایا گفته بودم انگار شهری که ژابیز هست اوضاع خوب نیست اما میترسم بهش پی ام بدم پاسخ نده ، که گفته بود اشکالی نداره حالش رو بپرس. فکر میکنی چی؟ پی ام رو سین کرده بود و پس هم بدون اینکه جوابی بده بلاکم کرده بود!!! وقتی سودی داشت میگفت یهو یاد فلان همکلاسیمون که ازش بدش هم میومده افتاده که توی فلان شهره و نگرانش شده زنگ زده حالش رو پرسیده و من از برخورد ژابیز گفتم خندیده بود و گفته بود به راستی درکش از موقعیت در همین حده؟ خیلی حرف زدیم در موردش ، گفته بودمش هر چی که بیشتر شناختمش دلشاد تر شدم از نبودنش تو زندگیم ، و به راستی نخستین باری بود که بجای ناراحت شدن از برخوردش دلشاد شده بودم ، و بر خلاف گذشته که میگفتم معتقدم چیز باارزشی رو توی زندگیم از دست ندادم ولی همچنان غمگین بودم این بار عمیقا معتقدم هیچ کس باارزشی رو توی گذشته م از دست ندادم و هیچ حسی توی قلبم براش باقی نمونده و این چیزی نیست که برحسب حسی که در لحظه دارم بگم ، باوریه که بهش رسیدم... . . . . . +آمار وبلاگم رو که چک کردم دیروز بیشترین بازدید رو داشته توی چند ماه تازه ، مجددا سپاس که به یادم بودین :***
منبع : معشوقه ای با رژ لب قرمز
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 8 روز پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 5     1 تا 5
تعداد بازدید : 3

موضوع مطلب : #

حوادث

#

فیلم و سریال

#

پزشکی و سلامت

#

فضای مجازی


برچسب ها : #

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#


ترجمه آهنگ نهنگ آبی 011 39پیش شماره کجاست؟؟ دانلود آهنگ ترکی آیدا مشرف isyan دانلود آهنگ جدید فیروز قندوزی خیانت شىرین دانلود فول آلبوم عهدیه دانلود آهنگ خارجی معروف باب بارابی اقتصاد کلان محسن نظری pdf دانلود اهنگ جدید میریام فارس به نام نفسی أقولهالک دانلود اهنگ گلی جون ای گل خوشرنگ خونه دانلود رایگان کالکشن american pie دانلودآهنگ دختریعنی،نسترن دانلود اهنگ هلو زدبازی دانلود صدای طرقه با لینک مستقیم دانلود صدای طرقه با لینک مستقیم دانا وسپولی