بهترین های روز
بهترین های روز

سرگرمی و دانستنی های فراوان به همراه کلیپ های روز و مطالب وبلاگهای فارسی با به روز رسانی خودکار

دختردایی

دختردایی


یک دختردایی دارم که سالها هیچ حسی بهش نداشتم , یک چیزی نزدیک هشت سال از من کوچیکتره . من نه ازش خوشم میومد و نه بدم !بی حسی مطلق ! تا سالها گذشت , یادمه من دبیرستانی بودم و عاشق پدربزرگم , یک مرد کهنه با بوی همیشگی سیگارش و ته ریش صورتش که چهره را آزار میکرد ,ولی من عاشقش بودم . پدربزرگم بر پایه رسم همه خیلی کهنه ها که پیش از وارد شدن به بازار نخست یکبار درس "مکاسب" میخوندن و پس وارد بازار میشدن , خونده بود و حالا زمستونها که برخلاف اکنون تو شهر ما پاییزه بیشتر تا زمستون , توی, سرمای هوا اعتقادی به پالتو و... نداشت , یک عبای کلفت داشت که میگفت از همه چیز بهتره هرچی مامانم اینا میگفتن آقا پلیور بپوشید و کتتون یا پالتو ,پدربزرگم میخندیدن و میگفتن بابا کتم را پوشیدم ولی این عبا را دوس دارم , گرمم میکنه ,کاری بمن نداشته باشید. محال بود برم سمت بازار و پدربزرگم را نبینم و بزور بوسشون نکنم و صداشون را درنیارم که بابا زشته اینجا بازاره , منم میخندیدم که آقاجون تابلوست من نوه شمام ها !!! بکبار پدربزرگم درهمون هییت دخترداییم رو تو خیابون دیده بودن و رفته بودن جلو و بهش گفته بودن بابا و اون منگ روش را برگردونده بود و رفته بود و به دوستش که گفته بود این آقا کی بودن؟گفته بود نمیشناسم و نمیدونم !! وبعدتر بواسطه مادرش که تلفن زده بود بخاله بزرگم پیغام داده بود که به پدربزرگ بگید تو خیابون من را میبینه جلو نیاد ,, من شرمساری میکشم از لباساشون!!! کجای گیتی شرمساری داشت اون مدل پوشاک که این منگ شرمساری کشید؟!!! درحالی که اون مرد عشق من بود همه جوره , از وقتی نظرش را شنیدم ازش متنفر شدم ,یک خط قرمز کشیدم روی اسمش و گفتم برای همیشه برای من مرد. در آینده هر خبری ازش شنیدم گفتم به دوزخ !! حقیقتا ببینمش از نگاهم هنوز اون حجم نفرت را میفهمه ,بخاطر توهین به عشقم هرگز نبخشیدمش ,چون کس نبود. درحالی که دخترهای بقیه داییهام که واپسین مد را همیشه پوشیدن و میپوشن , هرگز این الفاظ را بکار نبردن و مثل من عاشقش بودن و با سربلندی همه جا میگفتن پدربزرگمون . امشب با آبجی کوچیکه بیرون بودیم , توی خیابون دیدمش تنها و البته با وظیفه و کار جدیدش که پسند خانواده ما نیست و تو فرهنگ خانوادمون تعریف نشدست و اعتراض همه خانواده مادریم و حتی مادرشوهرش به داییم این شد که حریفش نیستم , چیکارکنم؟!! خودش اومدجلو وسلام کرد , وگرنه بمن بود روم را میکردم اونطرف و میرفتم. اومدم خونه وبمامان گفتم دیدمش و... نمیدونم چی شد که بحث به اینجا رسید که گفتم واپسین نفری که تو گیتی میتونه برام سرسوزنی اهمیت داشته باشه اینه که مامانم خشمگین گفتن نگو فامیل توست , خون تو توی رگهاشه و آبروی اون آبروی توست ,گفتم مامانجون از نظر من , ما سرسوزنی خون مشترک نداریم و اون اصلا فامیل من نیست . من اون را کس حساب نمیکنم , چه برسه به فامیل , هرغلطی میخواد بکنه , بمن چه . به نظرم گیتی عوض شده و خیلی سنت ها تغییر کرده , بهتره با دید بازتری نگاه کنیم. برخی فامیل ها بهتره حذف بشن و جایگزینشون آدمهایی باشن که حالت را خوب میکنن , هی بخوای اندیشه کنی فلان فامیلم چیکار کرد و آبرومون نره , که زندگیت با حال بد تموم شده ,من اصلا کس فامیل دوستی نیستم و تو حذف همشون استعداد بالایی دارم . بیحس و بی دریافتن هرچی میخواهید بگید , ولی معتقدم لذت یک لحظه بودن با آدمهایی که حالت را خوب میکنن , می ارزه به هزارتا فامیل بی مصرف !!
منبع : ققنوس
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 9 روز پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 5     1 تا 5
تعداد بازدید : 2

موضوع مطلب : #

فرهنگی

#

علمی و درسی


برچسب ها : #

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#


دانلود نوحه سیب سرخی و هلالی اونا که یوسفو دیدن دانلود نوحه سیب سرخی و هلالی اونا که یوسفو دیدن دانلود اهنگ ترکی میانی سریال ماندگار دانلود رمان ارامش غربت هما پور اصفهانی pdf دانلود مداحی محسن دشتی