بهترین های روز
بهترین های روز

سرگرمی و دانستنی های فراوان به همراه کلیپ های روز و مطالب وبلاگهای فارسی با به روز رسانی خودکار

وبلاگ خوان »

مطالب با برچسب الحمدلله



bestofday

مرا قولیست با جانان ، که جانان جانِ من باشد ...


درود خوب می بینم که خیلی شیک و مجلسی تاریخ واپسین آپ وبلاگ واسه سوم مهر ماه هستش خیلیم خوبه خیلیم دمم گرم وگرنه مگه چه ایرادی داره. این نشون میده که خیلیم من گلم خوب این از پدافند اولیه. تازه خبر اینکه شکر خدا روزگار میشه گفت بر وفق مراد است. هفته ی گذشته نه ، هفته ی قبلش همسر جونم سه روز پشت سر هم آزمون داشت. مثل همیشه با کلی اقتدار سر جلسه امتحانات رفت و من تونستم یه کوچولو کمکش کنم میشه گفت کم وبیش به خیر گذشته ، ایشالا دیگه ترم بعدی ترم پایان خواهد بود و بعدش کلی خستگی در میکنه و به امید خدا آماده میشه برای ارشد. همایون جونم کم وبیش با کارش که دگرگون شد مچ شده و با اینکه شرایط جدید کلی براش سخت تر از قبله از این رو که با روحیه ی کاریش شاید بسیار سازگار نیست اما مثل همیشه به بهترین حالت شدنی از پس همه چی بر میاد می تونم به جرات بگم شرکتشون وقتی همایون نباشه به راستی کارش لنگه . چقدر دلم تنگ شده بود برای حال و هوای روزای امتحانای دانشگاه . که شکر خدا موقع امتحانای همایون یه کمی باز حسش کردم. روز نخستین امتحانش خیلی باحال بود. همایون دو ساعت پیش از ساعت آزمون اومد دنبال من (از صبحش کلی دنبال کاراش بود و یه عالمه خسته بود عشقم ) پس با هم رفتیم طرف دانشگاه. اون روز آزمون گسسته داشت ، انگاشت کنید تو بزرگراه همینجوری میرفتیم و من مسائل رو توضیح میدادم به همایون تا یاد بگیره حتی بعدش سوالم ازش میپرسیدم و عشقم پاسخ میداد . بزنم به تخته هزار ماشالله ذهن خیلی خووبی داره . من که خودم عمرا تو همچین شرایطی چیزی یاد بگیرم. بعدش رسیدیم دم دانشگاه یه چهل دقیقه ای باز وقت داشتیم که تو ماشین بازم کلی خوندیم و نوشتیم و یه ربع مونده به ساعت آزمون رفتیم که بریم ولی نامردا من رو راه ندادن چون شال سرم بود دیگه همایون جونم رفت تو یا درون و منم برگشتم تو ماشین نشستم. پس از آزمون هم کلی سلانه سلانه و با حال خوب برگشتیم طرف خونه .یعنی همایون جونم زحمت کشید باز من رو رسوند و خودشم رفت خونه. اگه ولش میکردم دوست داشت بریم یه جایی اما کار عاقلانه ای نبود چون هم خسته بود و هم اینکه باز فرداش ساعت 8 صبح امتحان داشت. چکیده که اون سه روز گذشت و روز شنبه ی هفته ی گذشته یعنی 23 دی ماه ، نیمروز من باید میرفتم برای کلاس نورپردازیم مصاحبه و همایون هم کم وبیش تا همون هنگام کار داشت و دیگه کارش تموم بود این شد که تصمیم گرفتیم بریم ددر دودور. همایون اومد دم کلاس دنبالم و رفتیم رستوران سنسو که مدتها بود قصد داشتیم بریم اما همش قسمت نمیشد. خدا رو شکر همایون از سبزیانه سزارش خوشش اومد . یه پاستا هم سفارش دادیم ولی حجم سالاداش اینقدر زیاده که پاستا به راستی اضافی بود. اما من دوست داشتم همایون حتما تستش کنه. سر ناهار هم که کلی مسخره بازیای همیشگیمونو داشتیم. مثلا اینکه همایون خان نامرد به انگیزه اینکه وقتی داشت میومد دنبالم من متوجه زنگش نشده بودم و گوشیمو ندیده بودم و یه کمی معطل شده بود از دستم شاکی بود ولی شاکی گوگولیانسی بعدشم مسخره خان اصلا نزاشت که من بعکسم از غذاهای خوشکلمون و پس از اینکه کلی مثل خرس قطبی شدیم از بس ناهار خوردیم (یعنی عاشق این توصیفات عاشقانمم ) رفتیم به سمت یک شماره پارک ارجمند . هم واسه اینکه راه برویم و کمی غذامون هضم بشه و هم واسه اینکه از سیبیلای همسر ارجمند عکس خفن طور بگیریم ( آآآآآخی نگفته بودم ؟! عشقم زده به سرش خول شده سیبیل گذاشته ) اولش خیلی برام یه چیز شگفت ناآشنایی بود ولی حالا دیگه بهش خو کردم البته صرفا چشمم از دید بصری خو کرده و گرنه که معتقدم کلی بامزه کرده چهره ی همایون رو. و برخلاف انگاشت همایون که اندیشه میکنه خیلی پرقدرت و با جذبه شده من اعتقادم اینه که کلی بامزه ی گوگولی شده و هی دلش میخواد من ازش حساب ببرم با سیبیلاش ولی نمیبرم که نمیبرم چکیده که رفتیم پارک و یه کم مشغول عکس انداختن شدیم ولی خیلی باد سردی میووومد و حسابی یخ زدیم و بِدو بِدو برگشتیم طرف اژدر. (ماشین همسر) بعدشم رفتیم کلی دور خودمون چرخیدیم و دنبال یه کافه می گشتیم تو گیشا پس از اینکه کلی دور خودمون چرخیدیم و همینجا تا همایون بیشتر حرص نخورده بگم که عاقا من نتونستم از رو گوگل مپ راه رو درست بگم (والا با این نقشه هاشون ) تصمیممون و عوض کردیم رفتیم کافه ای که همسر جان میگفت خیلی باحاله و درست سر خیابون ی خانه جدید برادر همسر جان هستش. آقا ما رفتیم اونجا و دیدیم که چه خوب شد رفتیم . خیلی جای قشنگی بود و اینکه فهمیدیم تازه یه هفته ست که گشایش شده. چکیده اونجا هم کلی خفه کردم خودم رو از بس عکس انداختم. چی کار کنم خوب باید برای تمرین کلاسم عکس مینداختم کلی عکس کم داشتم. و اینکه در نهایت یکی از عکس های کافه رو که بردم به سرنویس تمرین استادم خیلی خوشش اومد و گفت عکس خیلی خوبیه. اینجاست که باید بگم بازم خدا رو شکر که الحمدلله وگرنه وگرنه به خدا ( . در پایان اون روز هم بی نهایت خوش گذشت در جوار همسر جونم و کلی منو شرمنده ی خودش کرد با مهربونیاش. این هم نمایی از چهره ی جدید نغز انگیزناک همسر جان و چای ماسالا و لاته ی خوشمزه ای که اون روز تو اون کافه خوشکلانسه خوردیم که خیلی خیلی چسبید فرداش ( یعنی یکشنبه ی هفته ی قبل) نخستین نشست ی کلاس نورپردازیم بود(ساعت 5 تا 8) و ماجراهای استادش که به راستی از حوصله خارجه که اینجا تعریف کنم. اشتباهی که کردیم پیش از تایم کلاس با دوستم پیمان گذاشتیم تا یه مسیری رو با هم بریم بلکه بتونیم عکسی چیزی بندازیم ، هم یه کم دیر رسیدیم هم اصلا هیچ چیز خاصی ندیدیم واسه عکاسی و هم اینکه آغاز بدو با تاکسی رفتیم طرف کلاس و تنها نتیجه ش این شد که کلی خودمونو خسته کردیم واسه کلاس این خستگیمون کارایی گذاشت و مایه شد بسیار خوب ارتباط پایدار نکنیم. دوشنبه هم کلاسی که با استاد خودم دارم و یک هفته در میون هستش رو داشتم (اسم این کلاس رو چون خیلی شخصیه و واسه هیچ آموزشگاهی نیست و خیلی خاصه ، از این به بعد میزاریم کلاس عکاسی هنری) . این کلاسمم تایمش 5 تا 8 هستش و مرکز شهر هست. ظهرش که داشتم با همایون گفتگو میکردم به شوخی گفتم نمیای شب با هم تو راه بستنی خفن طور بزنیم. همایونم با همون سرتق بازیش گفت نههههه منم گفتم باشه. چکیده که یه همچین مکالمه ای بینمون شکل گرفت و دیگه حرفی نشد و من رفتم سر کلاس. انگاشت کنین ساعت 8 و ده دیقه از کلاس اومدم بیرون و گوشیم رو از حالت پرواز بیرون کردم (چون وویس کلاس رو رکورد می کنم همیشه از دسترس بیرون می کنم همایون هم آگاهی داره ) و یهو دیدم همایون بهم زنگ زد. باهاش که گفتگو کردم گفت کجایی گفتم تازه از کلاس اومدم بیرون ، پرسیدم تو کجایی ؟ گفت من دور میدونم آغاز بیاااا. وای منو میگی باورم نمیشد دو سه بار بهش گفتم الکی داری میگی . پس دیم نه واقعنیه خداااای من مگه داریم مگه میشه تا این حد ذوقمرگ شدن آخه ؟؟؟!! جیگرم از ساعت 7 اومده بود منتظرم وایساده بود تا کلاسم تموم بشه و منو ببینه . کجای دنیای داریم همسری اینچنین سرتا پا عشق ؟ با هستی کلی خستگیش بیاد و حتی یک ساعتم چشم براه بمونه. واقعا به راستی کلی هم اون شب ذوقمرگ شدم و کلی شرمنده ی این مهربونیاش. و اینکه طبق قولی که داده بودم رفتیم و دو شماره شیک شاتوت و توت فرنگی زدیم که در جوار همسر خیلی چسبید. ولی نامرد نزاشت من تقبل کنم هزینه شو که . و اما بگم براتون از روز آدینه ای که گذشت و اینکه برای من و همسر با همه آدینه ها فرق داشت. یه جورایی سفر رو در جوار هم تجربه کردیم هرچند کوتاه و یه روزه اما کلی چسبید. جریان از این پیمان بود که روز پنجشنبه پیمان بود بریم ناهار بیرون و اینبار هوسیده بودیم که بریم به سمت و سوی دیزی زدن ولی یهویی تصمیممون عوض شد و مات و گیج پیشنهاد همایون شدیم و بسی خوشمون اومد و روش اندیشه کردیم و اینجوری شد که تصمیم عوض شد و پیمان شد به جای پنجشنبه ، آدینه بریم قزوین همایون ساعت هشت و نیم صبح آدینه درست سر ساعت مقرر رسید پیش من و بعدش حدود ده دقیقه به 9 راه افتادیم از دم خونه ما. اینکه تایم میان ساعت هشت و نیم تا ده دیقه به 9 چی شد و چرا دیرکرد داشتیم باید بگم که خوب این یه فرمایش کاملا عادیه تو پروسه ی آماده شدن من (همایون جانم جا داره یاد آوری کنم که هرچی بگی خودتی عزیزم ، همییینه که هست ) چکیده خیلی شاد و دلشاد و خندون و پر انرژی راهی شدیم و باید بگم 80 در صد مسیر رفت رو من تنها مشغول خوندن نتیجه ی یه آزمایش روانشناختی بودم که هر دو آزمون داده بودیم و داشتیم کلا خوی ها و رفتار همدیگه رو تحلیل می کردیم اونم چه تحلیلی . آبیک رو که رد کردیم من یه سیب پوست کندم و دوتایی خوردیم . همایون جون شنقلمم کلی ذوق در کرد از خودش میگفت وااای خدایا بلاخره به آرزوم رسیدم بریم مسافرت و تو کنار دستم میوه پوست بکنی چی بگم بهش آخه من ( آخه خودمم کلا اون روز به حالت ذوقمرگانه بودم همش . و دیگه تا یه کم حرف زدیم زودی رسیدیم . ساعت ده قزوین بودیم. گشتیم و سرای سعد السلطنه رو پیدا کردیم و اژدر رو یه جایی همون نزدیکیا پارکیدیم و راه افتادیم ..........و دو ساعت اونجا بودیم و واسه خودمون چرخیدیم و عکس اندختیم و کلی خوش گذشت. باید اعتراف کنم فرآیند ی عکس انداتنای من به راستی خسته کننده ست واسه کسی که همراهمه و انصافا همایون کلی کلیییی صبوری به هزینه داد و قشنگ دستور داد من با گمان آسان به عکاسیم برسم . یه عالمه هم از همدیگه عکسای خوشکل گرفتیم که همشونو دوست می دارم خیلی. حدودای دوازده برگشتیم سمت ماشین که بریم یه جای دیگه که وقتی نقشه رو چک کردیم دیدیم چهل ستون هم همون نزدیکمونه و اصلا چه کاریه که ماشینو جا به جا کنیم چه بهتر که بازم یه کم پیاده روی کردیم و 5 دیقه ای رسیدیم. جونم براتون بگه دو ساعتم اونجا چرخیدیم. به راستی اکنون برام سواله که ما دقیقا چی کار کردیم اونجا که اینهمه طول کشید الکی الکی ولی مهم این بود که هیچ چیز خسته کننده نبود و به راستی داشتیم از همه ی لحظات درکنار هم بودنمون حض می بردیم . ساعت 2 هم دیگه برگشتیم طرف ماشین و تو راه یه کیلو موز هم خریدیم و تا نشستیم تو ماشین من یکی و همایون دو تا موز خوردیم (مهمه دیگه باید بگم کی چند تا خورده تازه اون سیبه رو هم که تو راه خوردیم من یک چهارمش رو خوردم و همایون سه چهارمش رو بهله نوش جونش ) انصافا اون دیرینکده اونقدر چسبییید که حد نداشت هم به خاطر اینکه کلی راه رفته بودیم و گرسنه شده بودیم و هم به خاطر اینکه گزینش همسر بود . تو میوه فروشی با کلی وسواس از میان همه ی موزها همایون جونم رسید به اون و اینکه کلی پافشاری داشت این خیلی خوبه و همونجوری هم بود به راستی خیلی شیرین بود. کلا بستگی پایدار کردن همایون با مردم و اون گونه خرید کردنش موضوعی بود که به شدت توجهمو جلب کرد با اینکه سه ساله اینا رو میدونم و برام چیز جدیدی نیست اما خیلی اون روز بُلد بود. دیگه بعدش هم رفتیم به سوی رستوران کرمانی برای ناهار و یه قیمه نثار و یه چنجه ترش سفارش دادیم که هر دو تا رو شریکی خوردیم همایون انگار بسیار از قیمه نثار خوشش نیومد اما چیزی که خیلی خوب بود این بود که انرژی خیلی خوبی اونجا گرفتیم مخصوصا آقایی که گارسون بودن به شدت با رفتارش توجه ما رو جلب کرد و کلی خوشمون اومد . هیچ چشمداشت یه همچین رفتار خوب و خودمانی رو نداشتیم . همونطوری که همیشه اینجا نوشتم من بسیار با همایون بیرون خوراک خوردم و بهترین رستوران ها رو رفتیم همیشه اما خیلی خیلی ناهار اون روز بهم چسبید از اون مدلایی که تا سالیان سال هر وقت یادش بیفتم میگم آخ ناهار اون روز چقدررر چسبید آخه . این چه کاریه آخه نیم یا نیمه شبی گشنم شد که من . برگردیم به پایان ماجرا که کار خاصی نکردیم و پس از ناهار راه افتادیم به سوی تهران و پیش از عوارضی زدیم کنار و دو عدد چایی باحال میل فرمودیم . کلی تو راه برگشت آهنگای خفن با صدای بلند سیستم باحال اژدر گوش دادیم . و پس که خوردیم به ترافیک کرج ضبط رو خاموش کردیم و کلی حرف زدیم. تازه همایون خان نامرد مجبورم کرد تو ترافیک براش پرتقال پوست بکنم اونم منی که اصلا پرتقال ندوووس و اصلا از بوش خوشم نمیاد جا داره اکنون بنویسم هشتگ همایون خان بدجنس با اون سیبیییلااااش والا. و بلاخره اندیشه کنم ساعت 6 بود که رسیدیم خونه ما. الهی بگردم همایون واقعا خسته شد تو ترافیک راه برگشت اما اصلا نزاشت از چهره ش معلوم بشه از بس که این پسر ماااهِ. ماه به تمام معنا . یدونه ی خول و چل منه. شگفتی نکنید بر پایه قوانین نانوشته ی ما بیشترِ این مدل قربون صدقه رفتنا به گفتن بد و بیراه ختم میشه . تموم شد بلاخره خوشنودی دادم در ادامه عکسای قزوین رو نگریستن میفرمایید
منبع : دل من با تــــــوست ، در همیـن یک قدمــــــی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 21 روز پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 4.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 7

موضوع مطلب : #

#

#

#

|

تهران

bestofday

اربعین 96


بسم الله سفرنامه امسال را هم نوشته ام، الحمدلله که توفیق شد، هر چند به هیچ سوگواره ای نرسید... اما به دلایلی، احتمالا اگر عمر و قسمتی بود، رازدار سال آینده، در اینجا بارگزاری اش می کنم. نیایش کنید خدا توفیق نوشتن در راهش را از کوچک نگیرد...
منبع : سرزمین مناره ها
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 30 روز پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 3.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 3

موضوع مطلب : #

bestofday

چند خبر کوتاه


یک اینکه این روزها شکر خدا سودمند می گذره، سخت و مفید...یک وقتی به ساعت نگاه می کنم و میگم خدایا کی ساعت این همه دوید؟ این روزا بیشتر از هر روزی مطمئن شدم برای کامیاب بودن و دلشاد تر بودن باید بیشتر کار کنم و کمتر بخوابم. اگر حال و حوصله ندارین و دریافتن خسگی و رخوت می کنین خواهشمندم یکی دو تا هدف برای خودتون تعیین کنین و برای رسیدن بهشون تلاش کنین، ساعت خوابتونو کم کنین، هیچ کی از کم خوابی نمرده... بیشتر تلاش کنید، بیشتر دردسر بکشید و دردسر الکی هم نکشید، خیلی مهمه که انرژیتونو جای درستی صرف کنین. دو اینکه امروز کارگاه یکی از هیجان انگیز ترینها بود، الحمدلله... سه اینکه برای نخستین بار وقتی بچه ها تو کلاس بودن بنده کیک شکلاتی پختم برای سفارش فردا و عاشقان حضرت را دیوانه نمودم. جالبه که خودم هیچ وقت هوس نکردم از کیکی که می پزم بخورم. چهار امروز یکی از بچه های آماده در کارگاه هم کلاسی دوران راهنماییم بود که از خارجه یک شماره پوشاک لوس برام هدیه آورده بود، هدیه های این چنینی هم که خب گفتن نداره خعلی می چسبه... خعلی لامصب پنجمم که مهم ترینشونه این بود که بر خود واجب دیدم ازتون سپاسگزاری کنم بابت کمک های بزرگی که کردید، ایشالا از صورتحساب و هزینه های بیمارستانم یه کپی می گیرم و به ایمیل خیرین می فرستم. خب می گفتم، پسرک کنش شد و پس کنش بدبختانه شوربختانه شرایط بدی براش پیش اومد که الحمدلله معجزه وار همه چیز به خیر گذشت و فعلا چگونگی جسمیش قابل قبوله. تنها هزینه هاش چند برابر شد و حالمون رو حسابی گرفت، تا ده روز دیگه هم باید بیمارستان بمونه... دعاش کنید، خیلی گناه داره، به راستی بچه ها نباس اینقد آسان واسه دشواری ها قلبی جونشونو از دست بدن:(
منبع : مگلاگ
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 3.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 14

موضوع مطلب : #

bestofday

فکر پشتوانه ذکر


گاهی از خود میپرسیم که چرا دعاها و اذکار ما تاثیری در ما بجا نمیگذارد؟ یکی از انگیزه ها مهم این فرمایش اینست که ما بدون اینکه اندیشه واندیشه خود را تغییر دهیم از گفتن الفاظ زبانی چشمداشت معجزه داریم! در حالی که همه پرتو ذکر مربوط به توجهی است که در پرتو این ذکر در اندیشه ما پیدا میشود و تا هنگام تفکر و توجه نباشد صرف لفظ تاثیری نخواهد داشت.مثلا وقتی میگوییم الحمدلله توجه خود را باین نکته معطوف کرده ایم که هرچه هست از سوی خداست و من در برابر او شاکر و قدردان هستم! بنابراین کسی که زبانش به این ذکر گویاست همه وجودش هم در پرتو این توجه آرام میشود! همه اذکار و ادعیه چنین نقشی دارند که اندیشه و دل ما را متوجه نیرو و علم و لطف و محبت خدا میسازند و برآیند اینکه هستی ما آرام میشود.وقتی میبینی که کارگردانی فهیم و خبیر همه این امور را مدیریت میکند دلت آرام میشود.پس گفتن این اذکار می بایست بی درنگ در تغییر حالات ما موثرباشد .اینکه خداوند میفرماید استعینوا بالصبر والصلاه بهمین معناست.یعنی بانماز این توجه در هستی شما زنده میشود و آرامش خود را بازمی یابید.در چنین وضعی است که پرتو ایمان در زندگی معلوم میشود.این راه رفتنی است و این دگرگونی درونی هم شدنی است....در هنگام دودلی نکنیم! @namazesobh
منبع : نماز صبح
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 3.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 9

موضوع مطلب : #

bestofday

دم اذان صبح...


من خوب بودم، همه چی خوب بود تا وقتی صدای بانگ نماز رو شنیدم... برای چوپان نوشتم یادش باشه صدقه بده و یهو بغضم ترکید، من اصلا بغضی نداشتم و این روزها الحمدلله همش خستگی کار بود و روحم شاداب... اونقدر گوله گوله اشک ریختم که گردن و یقه م خیس شد. خدای بزرگم می دونی چقدر از دنیات می ترسم نه؟ [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
منبع : مگلاگ
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 5.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 22

موضوع مطلب : #

bestofday

عزائم به چه سوره هایی می گویند؟


عزائم به چه سوره هایی می گویند؟, معنی سوره عزائم چیست, چه سوره هایی عزائم هستند؟, در قرآن به چه سوره هایی عزائم می گویند؟ ,سوره هایی عزائم چیست؟, کدام سوره ها در قرآن عزائم است؟ , نام سوره های عزائم ,عزائم یعنی چه,سوره های عزائم,عزائم به چه معناست,عزائم چیست, به چه سوره هایی از قرآن عزائم می گویند؟ برای دیدن جواب اینجا کلیک کنید معنای عزائم - قرآن کریم qorankarem.persianblog.ir/tag/معنای_عزائم ۱۹ خرداد ۱۳۹۰ ه‍.ش. - عزائم از ماده عزم به معنای قصد، آهنگ اراده به کار واجب و فریضه است. ... سوره های "عزائم" یا "عزائم السجود" نامیده اند زیرا در این سوره ها سجده واجب وجود دارد و اگر کسی چهار ... جرجانی در بیان این که چرا این سوره ها ، عزائم نامیده شده اند می گوید : سوره های سجده و عزائم - شکوفه های تبیان qurantebyan.persianblog.ir/post/49/ ۲۹ تیر ۱۳۹۲ ه‍.ش. - در 14 سوره از سوره های قرآن مجید آیه ای وجود دارد که اشاره یا فرمان به سجده ... و این سوره های چهار گانه ار که سجده در آن واجب است؛سوره های عزائم می گویند. به چه سوره هایی عزائم گویند - کافه پارس www.cafepars.com/Forum/Post/2266 ۳۳ دقیقه پیش - ... هایی عزائم میگویند , سوره هایی عزائم کدام هستند , به کدوم سوره های قران عزائم ... جرجانی در بیان این که چرا این سوره ها ، عزائم نامیده شده اند می گوید : چرا سوره های سجده، فصلت، نجم و علق را عزائم گویند؟ - کانون ... www.askquran.ir › انجمن انجمن علوم قرآنی نزول قرآن سور ه ها و آیات ۱۷ خرداد ۱۳۹۰ ه‍.ش. - سلام چرا سوره های سجده، فصلت، نجم و علق را عزائم گویند؟ ... افسونها) زیرا که آیتها به منزله افسون هایند که دلهاى متکبران را نرم مى کنند و سجود را که در او ... - باحال ترین نکته ها از قرآن - جام نیوز jamnews.ir/TextVersionDetail/240295 ۱۵ مهر ۱۳۹۲ ه‍.ش. - *سوره هایی که دارای سجده ی واجب هستند عزائم می گویند. ... *سوره هایی که با تسبیح شروع می شوند به عروس های قرآن معروفند. *سوره هایی که با ... به کدوم سوره های قران عزائم گفته میشه؟ [بایگانی] - انجمن ... anjoman.welayatnet.com/archive/index.php/t-600.html عزائم از ماده عزم به معنای قصد، آهنگ اراده به کار واجب و فریضه است.( فرهنگ ... سوره هایی از قرآن که سجده واجب دارند عزائم نامیده می شوند و عبارتند از: 1- سوره 32 (سجده) آیه 15، 2- سوره 41 ... جرجانی در بیان این که چرا این سوره ها ، عزائم نامیده شده اند می گوید : به چه سوره هایی عزائم گویند-نام سوره های-بلاگ نیوز blog-news.rozblog.com/به-چه-سوره-هایی-عزائم-گویند.html ۲۹ تیر ۱۳۹۲ ه‍.ش. - در 14 سوره از سوره های قرآن مجید آیه ای وجود دارد که اشاره یا فرمان به سجده ... و این سوره های چهار گانه ار که سجده در آن واجب است؛سوره های عزائم می گویند. مرکز قرآن و عترت معاونت تهذیب حوزه های علمیه - دانستنی های ... qorunetrat.tahzib-howzeh.ir/index.aspx?siteid=237&siteid=237&pageid=15925 سوال 1: سوره های سجده دار یا عزائم به چه سوره هایی گفته می شود و چند تا هستند؟ ... داده باشد سوره های سجده دار می گویند که در 13 سوره از قرآن کریم 14 آیه سجده دار وجو دارد که ... سوره های عزائم و سجده های واجب در قرآن-پایگاه بزرگ قرآنی طه tahaquran.ir › ... › علمی-قرآنی › مقالات مذهبی گوناگون سوره های عزائم و سجده واجب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ه‍.ش. - کلام نور : تنها کسانی به آیات ما می گروند که چون (آیات قرآن) را به ایشان یادآوری کنند ، به حال سجده می افتند و به ستایش پروردگارشان تسبیح می گویند و تکبر. ... [۲]دراین درس به برخی از احکام مربوط به قرائت سوره های عزائم ... اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری -لطفا در مورد ... porseman.org/q/show.aspx?id=105972 پاسخ:در 15 سوره از قرآن آیه سجده وجود دارد ؛ که عبارتند از: اعراف - رعد نحل اسراء مریم فرقان نمل ص انشقاق حج ... سوره هایى که سجده واجب دارند به آن ها سوره های عزایم می گویند. عزائم از ماده عزم به معنای قصد، آهنگ، اراده به کار واجب و فریضه است. شکوه سجده نماز - سوره های عزائم و سجده واجب قرآنی mohamadolfat1390.blogfa.com/post-12.aspx [۲]دراین درس به برخی از احکام مربوط به قرائت سوره های عزائم و چگونگی سجده ... توضیح۱: از چهار سوره ای که دارای سجده واجب قرآنی هستند با عنوان عزائم یاد می شود. به چه سوره هایی از قرآن عزائم می گویند؟ - پیکس لاو www.pixlove.ir/به-کدوم-سوره-های-قران-عزائم-گفته-میشه.html عزائم به چه سوره هایی می گویند؟,معنی سوره عزائم چیست, چه سوره هایی عزائم هستند؟,در قرآن به چه سوره هایی عزائم می گویند؟,سوره هایی عزائم چیست؟,کدام ,به چه سوره هایی ... معماهای سوره ها - اندیشه قم؛ تنها مرکز حوزوی پاسخگویی ... www.andisheqom.com/public/application/index/view?c=6788 چند سوره با الحمدلله شروع می شود؟ کدام سوره ... کدام سوره قرآن کریم است که غیر از (بسم الله الرحمن الرحیم) حرف میم در آن به کار نرفته است؟ چه تعداد از ... سوره هایی که به عزائم مشهور هستند کدامند؟ کدام سوره ... به کدام سوره موسی و فرعون هم می گویند؟ پرسش و پاسخ - جستجوی موضوعی www.tebyan.net/newindex.aspx?SID=7089&PageIndex=21&PageSize=10... پاسخ : مسبحات، حمد یا حامدات، عتاق، عزائم، طوامیس، معوذئین.حوامیم: سوره هایی را گویند که با حروف مقطعه حم شروع میشوند (8سوره)ممتحنات: سوره های فتح، ... در قرآن کریم کلماتی در این مورد به چشم می خورد مانند: قرطاس، قلم، مداد، صحف، سجل، و ورق در ... نکاتی راجع به قرآن خواندن - بیتوته www.beytoote.com/religious/din-ahkam/during1-menstruation.html سۆال 1: سوره های عزائم قرآن کدامند و چند آیه در قرآن وجود دارد که سجده واجب دارند؟ ... از خیابان رد می شود و از بلندگو مسجد یا رادیو آیه سجده دار واجبی به گوشش برسد چه باید ... دانستنی های قرآنی - شهرخرچنگ ها بندر(گمبرون) ashooo.blogfa.com/tag/دانستنی-های-قرآنی دانستنی های قرآنی. داستان حضرت نوح(ع) درکدام سوره بیان شده است؟سوره نوح ..... دانستنی های قرآنی. به کدام سوره ها عزائم می گویند:سوره هایی که دارای سجده واجب هستند. سجده تلاوت و سور عزائم - مدرسه علمیه محدثه سلام الله علیها ... mohadese-borojerd.kowsarblog.ir/?p=71735&more=1&c=1&tb=1&pb=1 تلاوت در لغت به معنای از بر خوانی یا قرائت سرسری و در اصطلاح قرآنی به معنای قرائت ... عزائم جمع عزیمت در لغت به معنای عزم و اراده می باشد و چون در سوره هایی که سجده واجب ... سجده بر این آیات را عزم یعنی حکم الزامی نموده است به آنها عزائم می گویند . Quran - تدبر در قرآن کریم -fa_IR-com.liferay.portal.theme ... quranpr.irib.ir/tadabor-quran;... سوال 1: سوره های سجده دار یا عزائم به چه سوره هایی گفته می شود و چند تا هستند؟ ... داده باشد سوره های سجده دار می گویند که در 13 سوره از قرآن کریم 14 آیه سجده دار وجو دارد که ... 39 خواندن سوره های سجده دار در نماز - موسسه اندیشه ملل andishemelal.ir/1393/04/39-ـ-خواندن-سوره-های-سجده-دار-در-نماز.html در این میان امامیه قائل به عدم جواز قرائت سوره های عزائم در نماز است و می گوید با این کار ... >چرا آنان باور نمی کنند * و چون قرآن برایشان تلاوت می شود، سجده نمی کنند؟!<. باران14 - همه چیز در مورد ایات سجده دار 14baran.blogfa.com/post-4.aspx در قرآن کریم پانزده آیه وجود دارد که به آنها آیات سجده می گویند این آیات در 14 سوره آمده .... 2 سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در این باره می نویسد در سجود سوره های عزائم نه ... معماهای سوره ها - املاک لاویج ghorany1390.persianblog.ir/post/309 ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ه‍.ش. - سوره هایی که به عزائم مشهور هستند کدامند؟ ... کدامیک از سوره های قرآن به زبان بندگان نازل شده است؟ ... به کدام سوره موسی و فرعون هم می گویند؟ نکته های جذاب قرآنی - فرهنگی هنری www.rezaei13.blogfa.com/post/936 سوره هایی که دارای سجده ی واجب هستند، عزائم می گویند. (فصلت، نجم، علق، سجده). * سوره های اسرا، کهف، مریم، طه و انبیا را عتاق نامیده اند. * به سوره های شعراء، نمل و قصص، ... اسرار و رازهای های بزرگ در قرآن tadabbor.org/print.aspx?Page=Article&AID=27741 سوره ها ١. کدام سوره به مادر قرآن معروف است؟ ٢. چند سوره الحمدلله با شروع می شود؟ ٣. کدام سوره قرآن تعداد ... سوره هایی که به عزائم مشهور هستند آدامند؟ ١٩ . کدام سوره همنام یکی از .... به کدام سوره موسی و فرعون هم می گویند؟ ٨٨ . کدام سوره به ... پیکس یاب | PixYab.ir
منبع : پیکس یاب | PixYab.ir
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 5.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 55

موضوع مطلب : #

#

#

#

|

مازندران

bestofday

ماه شعبان


بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین ماه مبارک شعبان پرفضیلتـــِ تمام انبیاالله استــــ برتمام بندگان حق مبارکباد ای بندگان حق تعالی غیرازخداخواستن خطایی بیش نیست هرچیزی ازخدابخواهیدبهترازچیزیست که ازبنده ی خدابخواهید راه رستگاری فقط بندگی خداوندوپذیرفتن رسولش وبه کلمه ی شهادت لااله الاالله ومحمدرسول الله امکان پذیراست راه رستگاری رامانندامام صادق ازخداوندبخواهیم ومذهب قرآنی بالاترازتمامه امکاناته دنیوی است درماه مبارک شعبان به دستورخداوندمتعال تمام بندگان خداونددرلیست مرگ وکوچ اخرت ازدنیاامکان پذیراست ای بندگان خداوندراه رستگاری فقط دراسلام است برای اسلام کوشش کنیددنیاتمام است خداوندمهربان ازهرکس به انسان نزدیک تراست برای خداوندعبادت کنیدزیراروزی شمادست خداونداست دروقته کودکی روزی شمابه وسیله ی سرپرستتان به شمااعطامیشود وقتی که سرپرست هزینه ای برای تحصیلات شمااعطامیکند یک حسنه ی جاریه ازجانب حق تعالی برای اونوشته میشود پس بدان جزخداوندهیچ فریادرسی نیست خداراعبادت کن ورسول وقرانش اطاعت کن زیرانفع دنیباواخرت شمادراین مورداست تمام کائنات ازآن خداست ماه خورشید طبیعت به حکم خدا دررشدوتقویت شماتلاش داردخداوندمهربان همه ی ماراهدایت درراهه حقیقت واسلام راستین هدایت نمایدازگزنده سیاست مداران عالم محفوظ بداردامیددارم روزی پرچم لااله الاالله محمدرسول بدون شمشیردرسراسرگیتی برافراشته باشد درپناه ایزدپاک دین اسلام پیشرفت معنوی داشته باشد سلامودرودبررسول اکرم واهل بیت حضرت رسول خاتم سلام برامام حسین و72شهیددشت کربلا زنده وپاینده باددین اسلام باادای احترام خادم خانقاه های نقشبندیه فتح الله زاله طبیعت طریقت
منبع : طبیعت طریقت
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 3.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 9

موضوع مطلب : #

bestofday

نقد كتاب « فضایل اعمال » نوشته ی محمد زكريا كاندهلوی


نقد کتاب & فضایل اعمال & نوشته ی محمد زکریا کاندهلوی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علی فرستاده الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین، و اما بعد‏: هر مسلمانی که نگران رستاخیز و رستاخیز خویش است می بایست تمام همت و تلاش خود را صرف این فرمایش مهم نماید که دین و باور خود را چگونه و از چه مصادری دریافت می دارد، چرا که تفاسیر اهل سنت به زبان پارسی
منبع : تفاسیر اهل سنت به زبان فارسی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 5.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 13

موضوع مطلب : #

bestofday

نسخه آیت‌الله ملکی تبریزی برای کنترل چشم!


فردی نزد آیت‌الله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) آمد و گفت: آقا! پیش از ازدواج، گاهی چشمم خطا می‌کرد، گفتم: ازدواج می‌کنم الحمدلله آسان می‌شوم، امّا هنوز هم خطا می‌کنم و یک موقعی چشمم به ناموس دیگران می‌افتد، استغفار می‌کنم، امّا چه کنم؟! گرفتارم، یک نسخه بدهید؟! فرمود: قانع نیستی. اگر به هنگام چه که داری قناعت داشته باشی، اعضاء و جوارحت این قناعت را لمس می‌کنند و این‌طور نمی‌شود. .........
منبع : کلید بهشت
تاریخ باز نشر :
زمان : بیش از 2 سال پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 3.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 5

موضوع مطلب : #


دانلودکلیپ به یادمهستی سپیده لیلالیلافروهر دانلودکلیپ به یادمهستی سپیده لیلالیلافروهر دانلودکلیپ به یادمهستی سپیده لیلالیلافروهر دانلودکلیپ به یادمهستی سپیده لیلالیلافروهر دانلودکلیپ به یادمهستی سپیده لیلالیلافروهر دانلودکلیپ به یادمهستی سپیده لیلالیلافروهر حریم کابل20 کیلوبایتی دانلود اهنگ دیشب تو خواب هلال ماهو دیدم با لینک مستقیم دانلود رمان مجنون اجباری دانلود رمان مجنون اجباری دانلود رمان مجنون اجباری میوه با ف موزیک ویدیو wrecking ball مایلی کروز کتاب سنگ هم خواهد شکست دانلود رمان سنگ هم خواهد شکست بدون سانسور انشاء زیبا در مورد سنجشو مقابسه دانلود اهنگ به من نگو دورغاتو دانلود اهنگ جنیفر به نام باب باری بام دانلود اهنگ های فیلم دوستی هندی