بهترین های روز
بهترین های روز

سرگرمی و دانستنی های فراوان به همراه کلیپ های روز و مطالب وبلاگهای فارسی با به روز رسانی خودکار

وبلاگ خوان »

مطالب با برچسب الحمدلله



bestofday

ادامه تبیین نظریه فقه نظامات اجتماعی توسط "آیت الله اراکی" در پژوهشگاه فقه نظام در قم/ 4


تبیین نظریه فقه نظامات اجتماعی بدست "آیت الله اراکی" در پژوهشگاه فقه نظام در قم/جلسه چهارم در اسلام رأی هنگام گروهی اهمیت دارد که ایجاد نیرو کند، نه لزوماً رأی اکثریت/ قانون، یعنی فرمان حاکم الهی/ چکیده دین هنگام است که "حق فرمان" از هنگام چه کسی است تا فرمانروایی نباشد و کسی نباشد که از فرمان فرمانروا پیروی کند این فرمانروایی شکل نمی‌گیرد. لذا همۀ تکالیفی که مربوط به جمع فرمانروا و فرمانبر است، هر تکلیفی که مربوط به این جمع است، چه هنگام تکلیفی که فاعلش جمع است، چه هنگام تکلیفی که با فرمان حاکم و پیروی فرمان‌بران شکل می‌گیرد، حاکم در هنگام دخیل است. گروه معارف - رجانیوز: فقه نظام یک سطح کاملا متفاوت با فقه شخصی است و البته بر هنگام تأثیر بسیار زیادی دارد. وقتی ما تکلیف نهادهای اجتماعی را مشخص کردیم، تحولی در نگاه ما نسبت به شخص مومن به هستی می آید. درفقه شخص‏گرا شما یک نقش را برای شخص در نظر می گیرید و هنگام نقشی است که او در بستگی با خدا دارد و هنگام نقش بندگی است. در فقه نظام اما نقش فرد در نهادهای اجتماعی باره توجه پیمان می گیرد و حالا باید او را در نظام اجتماعی در نظر بگیریم. این جستار روی تکالیف فردی بسیار مؤثر است. شدنی است چیزی برای شخص به خودی خود حلال باشد ولی بنابر منش اجتماعی او حرام شود . در یک نظام که نمی‏تواند وظایف خود را درست انجام دهد شدنی است کسان خوبی به چهره فردی هستی داشته باشند و همۀ وظایف شخصی خودشان را هم کنش کنند، ولی باز هم عدالت اجرا نمی شود، پیشرفت چهره نمی گیرد، معنویت در جامعه رشد نمی کند. این جاست که نقش فقه حکومتی برجسته شده و بایستگی هنگام آشکار می شود . بنابراین فقه کلان، نظام ساز است و باید این گردآور را طوری طراحی کند که به سوی تحقق اهداف و انجام درست وظایف پیش برود . بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علی نبینا محمدٍ و آله الطاهرین نقش حاکم در فقه کلان در فقه کلان همیشه خواست حاکم تأثیر دارد، یعنی این افعال یا کارواژه حاکم بما هم حاکم است، یعنی کارواژه حاکم است اما نه حاکم بما هو شخصٌ بلکه بما هو حاکم، حاکمی که کسانی از فرمان او پیروی می‌کنند و او بماهو هو باید بیاید و تکلیف کند. او تکلیفی به‌عنوان حاکم دارد؛ هر تکلیفی که به‌عنوان حاکم متوجه کارواژه حاکم شود هنگام تکلیف متوجه فقه کلان است، این تکلیف، تکلیف جامعه است. تا جامعه شکل نگیرد، چنین تکلیفی اصلاً موضوعیت ندارد و جستار هنگام محقق نمی‌شود، همچنین در آنجایی که یک کنونی کارواژه جمع است، وقتی یک کارواژه فعل جمع به ما هو جمع شد، _یعنی جمع با حاکم منظور است_ این کارواژه گروهی مانند تأسیس حکومت است؛ اگر امام بخواهد به‌تنهایی تأسیس حکومت کند، اصلاً این کارواژه شدنی نیست، به انگیزه اینکه قیام حکومت یعنی یک حاکمی باشد فرمان دهد و مردمی از او پیروی کنند. این قیام به حکومت است. این قیام به حکومت یعنی کارواژه دست جمعی. یعنی تا یک حاکم مشروع –البته اگر قیام و حکومت مشروع باشد- پیدا نشود که فرمان و دستور او شرعیت داشته باشد، حق فرمان داشته باشد، قیام شکل نمی‌گیرد. معنی حاکم مشروع یعنی این، یعنی حق فرمان داشته باشد، مهم‌ترین مسئله در قرآن کریم در اصول و فروع ما مسئله فرمان است. همۀ دین در یک‌چیز چکیده می‌شود؛ چه کسی فرمان دهد و اگر فرمان داد – اگر حق فرمان داشته باشد- باید پیروی شود . و لذا می‌فرماید: « قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَکونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ » او مأمور است و ناچار است که نخست من اسلم باشد و نخست المسلمین باشد و وقتی امر کرد ما هم ناچار به پیروی از حق فرمان او هستیم، معنی سیاست همین حق فرمان است. پیمان پیروی و پیمان نصرت انسان باید این را خوب متوجه باشد و باید ما در جامعه، در مجامع سیاسی، در مجامع دینی در مجامع علمی خوب این مطلب را تبیین کنیم و این مطلب از خصوصیات معارف دینی ماست، این چیزی است که ما از روایات و آیات قرآن کاربرد می‌کنیم، « قلبی لقلبکم سِلم امری لامرکم متّبَع ». تا فرمانروایی نباشد و کسی نباشد که از فرمان فرمانروا پیروی کند این فرمانروایی شکل نمی‌گیرد. لذا همۀ تکالیفی که مربوط به جمع فرمانروا و فرمانبر است، هر تکلیفی که مربوط به این جمع است، چه هنگام تکلیفی که فاعلش جمع است، چه هنگام تکلیفی که با فرمان حاکم و پیروی فرمان‌بران شکل می‌گیرد، حاکم در هنگام دخیل است. این نکته مربوط به لسان تکلیف است و دیگر خیلی به خود تکلیف ارتباطی ندارد. به انگیزه اینکه اینجا هر دو تکلیف گروهی است و کارواژه در هر دو جا کارواژه گروهی است منتها ما در روایات دو گونه راهنماها داریم؛ یک لسان، خطاب به حاکم است و به خود او دستور داده می‌شود اما حاکم بما هو حاکم. یک لسان، خطاب به جمع است، به جمع حاکم و محکوم است. –این تفاوت اثباتی است نه ثبوتی- در عالَم خطاب گاهی یک خطابی داریم که مخاطب هنگام جمع جامعه است، مانند « لِیقُومَ اَلنّاسُ بِالْقِسْطِ » آیه می‌فرماید: « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ اَلْکتابَ وَ اَلْمِیزانَ لِیقُومَ اَلنّاسُ بِالْقِسْطِ » در اینجا برخی اشتباه می‌کنند و بیان می‌کنند که مراد از "ناس" تنها فرمانبر است، خیر، ناس جامعه است و اعم از فرمان روا و فرمانبر است و این‌ها باید قیام به قسط کنند. امیرالمؤمین(ع) فرمود: و الّذی فلق الحبّه و برأ النّسمه لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود النَّاصر ... لألقیت حبل‌ها علی غاربها» یعنی اگر این نبود که مردم پیروی کردند و اعلام پیروی و نصرت کردند، تکلیفی بر من نبود. وقتی مردم اعلام نصرت کردند اینجا تکلیف منجز شده است. به انگیزه اینکه این فعل، کارواژه جمع و کارواژه حاکم و محکوم است، کارواژه حاکم تنها نیست که برخی می گویند که چرا وقتی آمدند با علی (ع) بیعت کنند، فرمود: « دعونی و التمسوا غیری » به انگیزه اینکه حضرت از اینکه این کسان پای فرمان می‌ایستند مطمئن نبود و می‌خواست کمینه بر آنها اتمام‌حجت کند و بر آنها اعلام کند؛ تا آنها بگویند که ما پای فرمان و پیروی هستیم، پای نصرت هستیم وقتی گفتیم که این پیمان، در گام نخست پیمان و در گام دوم رابطه است؛ هم ‌پیمان است و هم رابطه هست و این مسئله پیروی و نصرت هم از مکملات نظریه حکومتی برای اسلام است . نظریه حکومت اسلامی این است که فرمانروا فرمان می‌دهد، وقتی تکلیف به فرمانروا منجز خواهد شد که گروهی باشند که این دو میثاق را پیروی کنند. « وَ اُذْکرُوا نِعْمَهَ اَللّهِ عَلَیکمْ » قطعاً نعمت فرمان الهی است « وَ مِیثاقَهُ اَلَّذِی واثَقَکمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا » این یک میثاق است و میثاق دیگر میثاق نصرت و یاری است؛ « إِنَّ اَللّهَ اِشْتَری مِنَ اَلْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ اَلْجَنَّهَ یقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اَللّهِ » تا یک همچنین گروهی که میثاق پیروی و میثاق نصرت را با رهبر نبندند، فرمان ها گروهی حکومتی و فرمان ها گروهی مربوط به تکلیف کلان فقه ما فاعل پیدا نمی‌کند و اصلاً جستار پیدا نمی‌کند. به انگیزه اینکه جستار پیدا نمی‌کند لذا تکلیف هنگام منجّز بر حاکم هم نیست، حاکمِ تنها تکلیفی بر او منجّز نمی‌شود تا فرمانبرانی که میثاق پیروی و نصرت هر دو را با او ببندند. این میثاق پیروی است. لذا حضرت امیر(ع) که فرمود "دعُونی" برای اینکه این میثاق پیروی خدا و نصرت را از مردم بگیرد. آیا کسی که فرمانبردار است لزوما ناصر هم هست؟ خیر شاهد ما این آیات قران کریم که مربوط به استإذان از فرستاده اکرم(ص) در جهاد است « مِنْهُمُ اَلنَّبِی یقُولُونَ إِنَّ بُیوتَنا عَوْرَهٌ وَ ما هِی بِعَوْرَهٍ إِنْ یرِیدُونَ إِلاّ فِراراً » « إِنَّما یسْتَأْذِنُک اَلَّذِینَ » « عَفَا اَللّهُ عَنْک لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتّی یتَبَینَ لَک اَلَّذِینَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ اَلْکاذِبِینَ » گاهی خداوند می‌فرماید که به آنها اذن بده؛ این افرادی که فرستاده خدا(ص) به آنها اذن می‌داد، میثاق پیروی را "نکث" نکرده بودند اما میثاق نصرت را نکث کرده بودند. شب عاشورا یکی از یاران خدمت سیدالشهدا(ع) آمد و گفت: من با شما هستم تا وقتی‌که مأیوس شوم از اینکه بتوانم شری را از شما دفع کنند، دیگر وقتی دیدم که کار از کار گذشته است، دستور دهید که من از شما جدا شوم. حضرت فرمود: مختاری، اما چگونه می‌توانی خود را از این معرکه برَهانی! گفت می‌توانم. فردا در هنگام سخت‌ترین لحظات سیدالشهدا(ع) را رها کرد و رفت. این‌ها میثاق پیروی را نشکستند اما میثاق نصرت را شکستند. اگر به این دو میثاق با هم وفا نشود، یعنی اگر –این موارد از مسائل بنیادی دین ما است- تا حاکم مطمئن از این میثاق پیروی و نصرت نشود –البته این حاکم که می‌گوییم امام است و نه فرستاده زیرا فرستاده تکلیف دیگری افزون بر تکلیف امام دارد. لذاست که "امام یُؤتی" اما "الرسول یاتی". فرستاده ناچار است که این میثاق را ایجاد کند یعنی هنگام جامعۀ دارای چنین میثاقی را به هستی آورد. بالاخره « طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّه » درِ خانه مردم را می‌زند تا همه را با این میثاق آشنا کند. اما امام تکلیف دیگری دارد؛ تا مردم اعلام پشتیبانی و پیروی نکند او تکلیف قیام ندارد، تا زمانی که یک گروهی که بتوانند –این جمع، جمع بیشتری نیست، جمع توانا است، گاهی هم که ما می‌گوییم باید رأی و پیروی مردم باشد منظور کدام مردم است؟ مردمی که بتوانند ایجاد پشتیبانی و ایجاد نیرو برای امام در تأسیس حکومت کنند. لذا فرق است میان هنگام رأیی که در اسلام برای تأسیس حکومت به هنگام بها داده شده است و هنگام رأیی که در نگاه‌های سیاسی لیبرالی و مردمسالاری مطرح است. رأی گروهی اهمیت دارد که ایجاد نیرو کند. گروهی که توان برقراری حکومت اسلامی را پیدا کند نه صرفا رای بیشتری -حکومت اسلامی را ایجاد کنند، آمدند و به امام گفتند: ما فرمانبردار و یاوریم. [امام آنگاه باید قیام کند.] لذا شما احادیث باب جهاد را مطالعه بفرمایید؛ آمد خدمت امام سجاد(ع) و گفت: جهاد را رها کرده و حج انجام می‌دهی؟ حضرت فرمود: که اگر من شماری یاور داشتم که می‌توانستم با آنها قیام کنم، قیام می‌کردم. در یک داستان دیگر داریم که حضرت به یک گله گوسفندی اشاره کرد و فرمود: اگر به تعداد آنها یار داشتم قیام می‌کردم. یعنی اگر یک گروهی که این جمع نیرو انجام تکلیف را داشته باشد، اگر این جمع برای من حاصل شود تکلیف برای من امام منجز خواهد شد. این گونه تکلیف تکلیفی است که ناچار به هنگام مجموعه‌ی به‌هم‌پیوسته حاکم یعنی فرمانروا و فرمانبرانی که پای فرمان فرمانروا هستند؛ هم در پهنه پیروی و هم در پهنه نصرت. تازه ما باید به جامعه بگوییم که تکلیف شما تنها تکلیف اطاعت نیست، یعنی اگر قانونی در جمهوری اسلامی تصویب شد _ که این قانون یعنی فرمان _ ، مردم تنها ناچار نیستند که بیایند از فرمان تنها پیروی کنند، بلکه باید یاری کنند که این فرمان اجرایی شود، دو تکلیف دارند، هم تکلیف پیروی و هم تکلف یاوری . این تکالیفی که ناچار به هنگام تکالیف این جمع فرمانروا و فرمانبران است، این‌ها تکالیف کلان و فقه کلان هستند. این‌ها تکالیفی هستند که ناچار به این تکالیف یک جمع است. این تکالیف را باید از متن فقه استخراج کرد؛ در پهنه فرهنگ، در پهنه اقتصاد. مثلا در عرصه اقتصاد که شما وارد شوید داد و ستدها مانند بیع و مضاربه. خوب این معاملات این گونه احکام، فرمان ها نیست که طرف هنگام حاکم باشد، این کارواژه مربوط به حاکم و محکوم نیست بلکه کارواژه مربوط به خود محکوم است، کارواژه مربوط به فقه خرد است، این تعبیر فقه خرد یعنی فقهی که تکلیف خود کسان را در جامعه معین می‌کند. لذا اگر ما هم آمدیم و خواستیم بگوییم اقتصاد داشته باشیم، یعنی هنگام اقتصادی که حاکم می‌خواهد برای هنگام جامعه حاکم کند، این یک تکلیف دیگری و یک گونه دیگری از کارواژه و رفتار است. نسبت فقه خُرد و فقه کلان استاد شهید صدر(ره) می‌فرماید که ما در اینجا سیستم داریم، نظر ایشان به‌حکم است و باید احکامی که این سیستم را تشکیل می‌دهد را پیدا کنیم، اما این تعبیری که ما می‌کنیم شاید بهتر باشد که ما نگاه موضوعی به فقه نظام داریم؛ یعنی موضوع مکلفٌ به فقه نظام کیست؟ ناچار کیست؟ در این نگاه می‌گوییم که ناچار به تکالیف فقه نظام عبارت است از حاکم بماهو حاکم یا حاکم و محکوم هر دو با هم. هر تکلیفی که یک‌طرف هنگام حاکم باشد مربوط به فقه کلان است، به انگیزه اینکه در اینجا بحث تک فرد نیست بلکه بحث گردآور است و این بسیار متفاوت است. ما در فرهنگ –در فقه فرهنگ- یک بحثی داریم که غیبت حرام است، دروغ حرام است، تهمت حرام است، این‌ها همه ابعاد فقه فرهنگ است اما فقه خرد فرهنگ. شاید اگر بخواهیم این فرمان ها را اجرا کنیم، بتوانیم صد دستور را در بیاوریم که در آنها فرمان ها فرهنگ است اما فرمان ها فقهِ خرد فرهنگ است. حال این فرمان ها فقه خرد فرهنگ را در کتاب‌ها داریم و هنگام را بحث هم کرده‌ایم، بحث آن را شادروان شیخ در مکاسب بحث کرده است، فقهای دیگر در جاهای دیگر بحث کرده‌اند، اما ما چیز دیگری پیدا کرده‌ایم؛ یک حاکم و یک جامعه‌ای که می‌خواهد به‌وسیله هنگام حاکم مدیریت شود. این حاکم باید چه‌کار کند که در جامعه رفتار اجتماعی تبدیل به رفتار تندرست شود؟ جامعه دروغ نگوید؛ تهمت نزند و در یک سخن جامعه تندرست باشد. این یک زمینه دیگری است. بله شدنی است ما تکالیف یک زمینه را از همان فقه خرد برداشت کرده و به دست بیاوریم اما این گونه دیگری از تکلیف است و در راستی گونه هنگام متفاوت است اگر توفیقی باشد در جلسه آینده همچنین چند نمونه ابعاد فرهنگی و اجتماعی فقه کلان را بیشتر بررسی خواهیم کرد. " وصل الله علی محمد و آله و سلم " ----------------------------------------- مطالب مرتبط: نشست اول/ نخ تسبیح فرمان ها و شریعت اسلامی، نظام ولایتی است/ جامعه نظمی می‌خواهد که بازار، بانک، باژگاه و تجارتش یک گردآور واحدی را تشکیل دهد و یک هدف اقتصادی مشخصی را تأمین کند نشست دوم/ مبنای "سلطه" در نظام اقتصادی غرب، توجیه‌گر غصب و تاراج و جنایت است/ فقه خُرد، فرع فقه نظام است نشست سوم/ قانون یعنی فرمان حاکم الهی/ جهاد ابتدایی از مقولات فقه کلان است/ خواست جامعه اسلامی تابع خواست امام است
منبع : واحد مشترک کمکی پژوهش و مهندسی «هوش یار-تواندار» (HT-CSURE)
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 3 روز پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 3.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 0

موضوع مطلب : #

#

#

bestofday

تصمیم یهویی


++مثلا امروز پیمان بود که از کله ی صبح برم دنبال کارام، علمی و شخصی، اما دیشب ساعت 12 ، در یک اقدام ضربتی ، بیخیال امروز شدم و ترجیح دادم امروزمو تنها برم باشگاه،،، و از طرفی فردا واااااقعا روز سنگینی در پیش دارم ، برای همین لازم بود امروز بسیار خودمو خسته نکنم،،، ++راستشو بخوایین از پس سپریدن دوره های شیمی درمانی، با اینکه اکنون یکسال و نیم گذشته از سپریدن شیمی درمانیم اما هنوز که هنوز بدنم سستی میکنه،،، خیلی وقتا از سرناچاری مجبورم همزمان در یک روزند کار رو انجام بدم ، ولی تنها خدا میدونه که چقد از دید جسمانی بهم فشار میاد،،، وااااااقعا خسته میشم،،، برای همینه که میخوام پیش کارآزموده تغذیه برم،،، بخاطر همین حجم کارها ، اکنون سه هفته اس که اصلا باشگاه نرفتم ، چون در درازا روز خسته میشم و دیگه جونی برام نمی مونه که برم باشگاه،،، از دیشب بشدت هوس باشگاه کردم ،چون دریافتن کردم بدنم دوباره داره خشک میشه و تمام زحماتم هدر میره ، برای همین ترجیح دادم امزوز رو کلا بمونم خونه و تنها غروب برم باشگاه،،، قبل بیماریم، ماشالله، در درازا روز با اینکه کلی کارها انجام میدادم ، اما بعدش زود خودمو به باشگاه و سر تمرینات تکواندو می رسوندم،،، اما اکنون از پس بیماریم، نمیتونم ، یعنی واااااقعا بدنم نمیکشه که در یک روز هم به کارهام برسم هم ورزش کنم،چون بعدش یک سستی و خستگی بدی بر بدنم چیره میشه و منو از فردام میندازه،، البته همه اینا گذریه،،، همه ی اینا درست میشه،،، سرانجام شوخی که نیست ، شش نشست شیمی درمانی،،،، اصلا ترکیبات داروهای شیمی درمانی رو خوندین چیه،،،، به معنای راستین رس (ros) آدمو میکشه،،،، با همه اینا الحمدلله،،،همین که سلامت هستم ،باید هر لحظه شکر خدا رو بکنم،،،، سلامتی بزرگترین ثروتیه که همه ی ما آدما داریم،،، سلامتی ، تاج پادشاهی روی سر ما آدماس،،، الحمدلله که سلامت هستم،،، این خستگی و سستی رو هم ان شالله زیر نظر یه کارآزموده تغذیه خوب پیگیری میکنم و درستش میکنم،،، ++دیشب باز این ترامپ یک خزعبلاتی برای خودش گفت،،، وااااقعا خطرناکه این بشر،،،واقعا خدا به خیر کنه که گیتی رو به جنگ نکشه،،،آخه این آدمی ، مغزش به اندازه ی جلبک هم نمیکشه و ازش هیییچ کاری دور نیست،،،،
منبع : سرطان، بهترین رویداد زندگی من
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 5 روز پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 3.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 0

موضوع مطلب : #

#

bestofday

بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری


بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم (1) و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّهالله فی الارضین.  خیلی خوش‌آمدید برادران عزیز و آقایان محترم. یکی از نشست ها دلخواه و شیرینِ ما در برهه‌های معیّن، دیدار با شما آقایان خبرگان است. تأثیری که در محیطِ اجتماعیِ خودتان دارید، تأثیری که این جلسه‌ی باشرافت و باعزّت در مجموعه‌ی نظام دارد، همه نقاط مهمّی است، و امیدواریم که آنچه اندیشه کرده‌اید، آنچه اندیشیده‌اید و گفته‌اید و خواسته‌اید و برای هنگام اقدام کرده‌اید، ان‌شاءالله مشمول لطف الهی و یاری الهی بشود و ان‌شاءالله به نتیجه برسد.  از فرمایشات جناب آقای جنّتی و جناب آقای شاهرودی خیلی متشکّریم، بیانات مفیدی را بیان کردند و در جریان فضای این نشست در ایّام اجلاس پیمان گرفتیم؛ البتّه من قبلاً یک گزارشی هم در این زمینه دیده بودم. مسائل مهمّی را آقایان بیان کردند که واقعاً قابل توجّه است. از شادروان آقای حاج‌ شیخ علی‌اصغر معصومی (رحمهالله‌علیه) یاد کنیم؛ ایشان از دوستان کهنه ما بود و چند دوره عضو مجلس خبرگان بودند. این دوره‌ی تازه [هم] خود ایشان نخواستند که وارد بشوند، بیمار و ازکارافتاده [شده بودند]، و همین چند روز پیش به رحمت الهی رفتند،(2) و امیدواریم ان‌شاءالله مشمول رحمت و لطف الهی باشند.  مناسبت محرّم را آقایان -جناب آقای جنّتی و جناب آقای شاهرودی- اشاره فرمودند؛ بسیار فراخور مهمّی است. محرّم ماه امام حسین است، ماه حسینی است، ماه همه‌ی هنگام ارزشهایی است که در هستی سیّدالشّهدا (سلام‌الله‌علیه) متجلّی و متبلور است؛ ماه شهادت، ماه جهاد، ماه اخلاص، ماه وفا، ماه گذشت، ماه کوشش به حفظ دین، دین خدا و ایستادگی در برابر قدرتهای معارض دین. هستی فرخنده سیّدالشّهدا و قضایای عاشورا و محرّم و مانند اینها، مظهر این چیزها است. و واقعاً این اعتقاد، درست است که اسلام را قیام سیّدالشّهدا حفظ کرده؛ همچنان‌که در درازا زمان، در قرنهای متوالی، این پیشامد روزبه‌روز زنده‌تر شده. امروز این مراسم از صد سال پیش که تدیّن مردم به‌حسبِ ظاهر، معارضینی مثل معارضین امروز هم نداشت، خیلی گرم‌تر، گیراتر، پُرشورتر و گسترده‌تر دارد انجام میگیرد؛ همه‌ی اینها معنا دارد، همه‌ی اینها نشان‌دهنده‌ی یک حقایقی و یک جریانی است که به رهبری حسین‌بن‌علی (سلام‌الله‌علیه) دارد در گیتی پیش میرود؛ و ان‌شاءالله پیش خواهد رفت و کارگشا خواهد بود و گره‌‌های ملّتها را باز خواهد کرد.  من سه مطلب را میخواهم عرض کنم؛ یک مطلب درباره این مجلس ارجمند [یعنی] مجلس خبرگان است؛ یک مطلب هم یک حرفِ تقریباً مکرّر گفته‌‌شده‌ی در باره مسائل کشور است؛ یک مطلب هم درباره نگاهِ به اوضاع منطقه و جهان و نسبتش با ما و با جمهوری اسلامی.  در قضیّه‌ی اوّل، این مجلس حقیقتاً یک مجلس استثنائی و بی‌نظیری است از لحاظ ترکیب، از لحاظ وظایف، از لحاظ کارکرد در این سالهای گذشته تا امروز؛ و به‌ نظر بنده میتوان به این مجلس امید بست برای یک کار مهمّ دیگر در کنار این کارهایی که تاکنون انجام داده است و میدهد، و هنگام عبارت است از نگاهِ کلان و راهبردی به انقلاب و راه انقلاب. ما این را در دستگاه‌هایمان نداریم؛ دستگاهی برای این کار نداریم. البتّه جزو وظایف رهبری است و تا حدّ شدنی -حالا با نقصهایی که هستی دارد در این حقیر- تلاش شده که این کار انجام بگیرد، لکن دستگاهی برای این کار نداریم. قوای سه‌گانه مأمور اداره‌ی کشورند و کشور را باید گردانیدن کنند؛ هرکدام در یک بخشی و به یک نحوی. البتّه اداره‌ی انقلابی باید بکنند، شکّی نیست، امّا نگاهشان به‌طور طبیعی به همین راهی است که دارند میروند، به همین مسیری که دارند میروند؛ و نگاه کلان و راهبردی به مجموعه‌ی انقلاب در درازا این 39 سال گذشته و در درازا دَه‌ها سال آینده قاعدتاً نیست؛ یک مرکزی لازم است که این نگاه را داشته باشد.  حالا [این] یعنی چه؟ یک قدری بیشتر توضیح بدهم؛ یعنی در این مجموعه‌ی مجلس خبرگان میتوان یک هیئت اندیشه‌ورزی را تصوّر کرد -چون بحمدالله اشخاص صاحب اندیشه، صاحب اندیشه در این مجموعه‌ی هفتاد هشتاد نفری کم نیستند- که وظیفه‌ی این هیئت اندیشه‌ورز این باشد که یک نگاه کلانی بکند به راه انقلاب از اوّل تا امروز. خب، این انقلاب یک اهدافی داشته است، یک حرکتی آغاز شده است به سمت اهداف؛ نگاه کنند تا ببینیم که به این اهداف چقدر نزدیک شده‌ایم، به کدامش نزدیک شده‌ایم، در باره کدام هدف توقّف داشته‌ایم، در باره کدام هدف پس‌رفت داشته‌ایم -[چون] مواردی هم شدنی است این‌جوری باشد که فرض کنیم در اوایل انقلاب نسبت به این هدف، تحرّک و پیشرفتی هستی داشته، پس نه‌اینکه توقّف، بلکه پس‌رفت حاصل شده- اینها را بشناسیم. و اگر چنانچه درمواردی یک چنین چیزهایی را نگریستن کردیم، این مجلس خواسته ها خودش را بر بنیاد هنگام تنظیم کند. گفتگو از خواسته ها شد که در بیانات آقایان و نطقهای آقایان [در اجلاسیّه] هم بوده، آقایان هم که حالا اینجا افاده فرمودند و اشاره کردند، بنده هم قبلاً عرض کرده‌ام که مجلس خبرگان بایستی مطالباتی داشته باشد از دستگاه‌های مختلف؛ این خواسته ها میتواند بر بنیاد این مطالعه تنظیم بشود. حالاما نمونه بزنیم مواردی که هستی دارد.  فرض کنید یکی از عناوین مهمّ این انقلاب، انقلابِ «نه شرقی، نه غربی» بود؛ امروز شرق هستی ندارد، [ولی] غرب هستی دارد با کمال قوّت و قدرت. «نه غربی» یعنی چه؟ یعنی ما شیفته غرب نباشیم، تحت تأثیر غرب نباشیم، پذیرای فرهنگ غربی نباشیم، پالوده‌سازی(3) کنیم کشور را و فرهنگ را از آمیختگی با فرهنگ منحطّ غرب؛ در زمینه‌ی سیاسی تحت تأثیر غرب نباشیم، ملحق به غرب نباشیم، فرمانبردار و مُنقاد(4) نسبت به غرب نباشیم. «نه غربی» یعنی این؛ [البتّه] معنای «نه شرقی» هم همین است، لکن امروز دیگر [بلوک] شرقی نیست. غرب، کجا است؟ آمریکا است، اروپا است؛ [خب] دولتهای اروپایی یک فرهنگی دارند، یک سیاستی دارند، یک نقشه‌ی راه طولانی و کلانی دارند؛ و ما به‌عنوان جمهوری اسلامی وظیفه داریم خودمان را از اینکه بیفتیم در راه باره خواست غرب رهایی بدهیم؛ این یک وظیفه است. آیا این وظیفه را تاکنون انجام داده‌ایم یا نه؟ چقدر انجام داده‌ایم؟ کجاها انجام داده‌ایم؟ اگر در مواردی انجام نگرفته است، دشوار کجا است؟ بر بنیاد شناخت هنگام مشکل، مطالبه برای این مجلس به هستی می‌آید. این مطالبه شدنی است از این کوچک باشد، شدنی است از دولت باشد، شدنی است از قوّه‌ی قضائیّه باشد، شدنی است از سپاه باشد، شدنی است از مجلس [باشد]؛ یک مطالبه‌ای بر این بنیاد به هستی می‌آید. این یک نمونه است.  یا فرض بفرمایید در زمینه‌ی اقتصادی. خب یکی از پایه ها اقتدار کشور، اقتدار اقتصادی است و در اقتدار اقتصادی، یکی از عناصر تشکیل‌دهنده‌ی بزرگ عبارت است از نیرو پول ملّی؛ یعنی پول ملّی بایستی نیرو خرید داشته باشد و برای شهروندان، برای دارندگان هنگام پول، دارایی ایجاد بکند. اگر چنانچه ما بر بنیاد سیاستهای اجرائی غلط، تصمیم‌گیری‌های نادرست، بی‌مبالاتی‌های گوناگون، به وضعی رسیدیم که پول ملّی همین‌طور روزبه‌روز تنزّل کرد و پایین رفت، این عقب‌رفت است، این پس‌رفت است. باید این را مشخّص کنیم و بر بنیاد این، مطالبه تنظیم کنیم، مطالبه تعریف کنیم. این مطالبه میتواند مثلاً از دولت باشد، میتواند از مجلس باشد؛ و هَلمّ جرّا.(5)  یا یکی از چیزهایی که از اوّل در انقلاب مطرح بوده است، مسئله‌ی عدالت است. عدالت یعنی کم کردن فاصله‌ی میان تهیدست و غنی در کشور و مبارزه‌ی با تهیدستی در کشور و بخش درست دارایی در کشور. این غیر از تفکّرات مارکسیستی است؛ این غیر از برابری و برابری‌ای است که سوسیالیست‌ها یا کمونیست‌ها بیان میکنند؛ این نظر اسلام است؛ منابع اسلامی و مدارک اسلامی همه تأیید و تأکید میکند بر این معنا. نه‌اینکه ما دست بگذاریم روی ثروتِ ثروتمندان و بخواهیم این دارایی را از اینها بگیریم؛ نه، بلکه بایستی کشور را جوری اداره‌ بکنیم که فاصله‌ی میان تهیدست و غنی کم بشود. خب، این مسئله‌ی بسیار مهمّی است و امروز در گیتی هم مطرح است؛ این «ضریب جینی» که در گیتی مطرح است و امروز جزو معیارها و شاخصهای اقتصادی است، همین است؛ در واقع، به یک معنا فاصله‌ی میان تهیدست و غنی است. ما باید نگاه کنیم ببینیم در این زمینه -از نظر اسلام- چقدر پیش رفته‌ایم، چقدر جنبش کرده‌ایم؛ چرا این‌جور شده.(5) محاسبه کنیم اینها را.  یا فرض بفرمایید حفظ و حراست از انگیزه‌های انقلابی. شرط دوام زندگی جمهوری اسلامی هستی انگیزه‌های انقلابی و هستی روحیه‌ی انقلابی است. اگر روحیه‌ی انقلابی نباشد، جمهوری اسلامی نخواهد بود؛ بله، یک حکومتی سرِ کار خواهد بود، امّا هنگام حکومت، دیگر جمهوری اسلامی نیست. این جنبش مردم، این خونهایی که دادند، این زحماتی که کشیدند برای احیاء اسلام، برای احیاء شریعت اسلامی، برای این بوده؛ اینها از میان خواهد رفت، لگدمال خواهد شد. بنابراین، انگیزه‌ی انقلابی برای حفظ جمهوری اسلامی بی گمان لازم است. این انگیزه در چه وضعی است؛ آیا کم شده، آیا بسیار شده، آیا ادامه پیدا کرده، چه مقابله‌ها و مبارزه‌هایی با این انگیزه انجام میگیرد، راه مقابله‌ی با آنها چیست؛‌ و بر بنیاد آن، مطالبه تنظیم کنیم. فرض بفرمایید بنده که در صحبتهای گوناگون مدام میگویم که به بچّه‌های انقلابی و حزب‌اللّهی کمک کنید، معنایش همین است؛ یعنی این یک مطالبه است بر بنیاد نگاه به جنبش انقلابی کشور. البتّه در این زمینه خوشبختانه کشور عقب که نرفته هیچ، پیش هم رفته؛ این‌هم قابل پابرجا کردن, و مسلّم [است].  یا فرض بفرمایید مسئله‌ی تدیّن مردم؛ خب ما میخواهیم مردم متدیّن بشوند. این حرف گاهی تکرار شده که «ما مردم را نمیخواهیم بِزور به بهشت ببریم»؛ خب این به نظر ما یک تعبیر صحیحی نیست، تعبیر مغالطه‌آمیزی است. هیچ‌کس بِزور کسی را به بهشت نمیخواهد ببرد امّا بایستی ما راه بهشت را به روی مردم باز کنیم، مردم را تشویق کنیم. اصلاً پیغمبران برای این آمدند؛ آمدند که مردم را به بهشت ببرند، نگذارند مردم به جهنّم بروند؛ اصلاً تمام ارسال رسل و انزال کتب و این‌همه دردسر و مجاهدت برای این بوده که نگذارند مردم دچار جهنّم بشوند. این وظیفه‌ی ما است، باید این کار را انجام بدهیم، مردم باید متدیّن بشوند؛ در این شکّی نیست. البتّه از راه درست و به شکل درست. این‌هم که حالا کسی بگوید «در اسلام در این زمینه زور هستی ندارد» حرف درستی نیست؛ [پس] این حدود شرعیّه چیست؟ این «فَاجْلِدُوا... مِائَهَ جَلدَه»(6) یا «فَاجلِدوهُم ثَمانینَ جَلدَه»(7) پس چیست؟ اینها همان زور است.  پس بنابراین اینها پژوهش ها راهبردی است؛ یعنی وقتی هیئت اندیشه‌ورز شما نشست و یک نگاهی کرد به راه انقلاب، به این گردآور در درازا این 39 سال، هر یک‌ از این موارد -و ده باره دیگر یا پانزده باره مهمّ دیگر را که میشود شمرد- در نظر گرفت و دید که ما در این قسمت مثلاً پیشرفت داشتیم، خب این پیشرفت مایه‌ی تشویق است؛ یک کارهایی باید کرد که این پیشرفت را ادامه بدهیم و حفظ بشود، چون مسلّماً این پیشرفت معارضین و مخالفینی دارد؛ یا یک جاهایی متوقّف ماندیم، یک جاهایی عقب‌رفت داشتیم؛ ببینیم در برابر اینها بایستی چه‌کار کرد. این، مطالبه ایجاد میکند؛ یعنی مطالباتی که لازم است، خیلی فراتر از خواسته ها جزئی و اجرائی است که مثلاً فلان استان یا فلان شهر چه مشکلی دارد. آنها هم البتّه دشواری ها است و نمیخواهیم آنها را نفی کنیم، منتها شأن مجلس خبرگان شأن رسیدگی به آن‌جور مسائل است. این به نظر من یکی از کارهای بنیادی و مهمّی است که این مجلس میتواند انجام بدهد.  آن مطلب دوّم که عرض کردم درباره مسئله‌ی دشواری ها کشور است، و حرف مکرّرگفته‌شده و بارهاگفته‌شده را میخواهیم باز یک بار دیگر بیان کنیم، خلاصه‌اش این است که میخواهیم بگوییم مسئولین کشور بدانند و آحاد مردم بدانند که حلّ دشواری ها کشور جز به دست خود آحاد این کشور عملی نیست و شدنی نیست؛ چه دشواری ها اقتصادی، چه دشواری ها فرهنگی؛ همه گونه دشواری ها را خود این ملّت هستند که [میتوانند حل کنند].  من یک جمله‌ای را نسبت به هنگام بحث پیشین عرض بکنم که نسبت به این قضیّه هم هنگام جمله راستگو است و هنگام این است که وقتی شما در باره یک عنوانی از این عناوینِ مهمّ اساسیِ انقلاب به یک نتیجه‌ای رسیدید، این را باید تبدیل بکنید به گفتمان؛[مثلاً] در نشریّه منتشر بکنید. شما جمعیّت زیادی هستید؛ عدّه‌ی کثیری از آقایان، ائمّه‌ی آدینه هستند یا شخصیّت‌های برجسته‌ی استانها هستند یا در مرکز هستند، دارای منبر هستند، میتوانند با مردم حرف بزنند و مخاطب پیمان بدهند مردم را؛ تکرار بکنید، بگویید، تا گفتمان بشود. گفتمان یعنی هنگام اندیشه رایج میان مردم، مطالبه‌ی همگانی مردم. وقتی یک چیزی مطالبه‌ی همگانی شد و گفتمان شد، به‌طور طبیعی به کنش نزدیک خواهد شد. این قضیّه هم همین‌طور [است]؛ این مسئله‌ی پرداختن به دستهای درونی برای حلّ دشواری ها کشور باید جزو واضحات و بیّناتِ فکریِ مردم بشود. باید این‌قدر این گفته بشود، استدلال بشود، تبیین بشود، تکرار بشود که به‌صورت یک گفتمانِ قطعی دربیاید.  ما جوانهای پُرانگیزه‌ای داریم، کسان متخصّصی داریم، تولیدکنندگان خوبی داریم، کارآفرینان خوبی داریم، کارگران خوب و کشاورزان خوبی داریم، معلّمان خوبی داریم، استادان خوبی داریم. کارها به دست افرادی از این‌ قبیل بایستی اصلاح بشود؛ اینها هستند که بایستی دشواری ها کشور را برطرف بکنند؛ دشوار اقتصادی را هم اینها باید برطرف کنند و دشواری ها گوناگون کاری را. از بیگانه‌ها کاری برنمی‌آید.  من نمیگویم با گیتی قطع رابطه کنید، این اصلاً نظر بنده نیست. از اوّلِ انقلاب، بنده جزو هنگام آدمهایی بودم که پافشاری داشتم بر بستگی -ارتباط با گوشه ‎ها دنیا- اکنون هم همان باور را دارم، لکن بحثِ من این است که ما پای نیرومند و طبیعیِ خودمان را با عصای بیگانه عوض نکنیم. اینکه به‌جای اینکه روی پای خودمان بِایستیم و به پای خودمان تکیه کنیم، به عصای بیگانه تکیه کنیم، خطا است. [البتّه مذاکره] در ارتباطات جهانی عیبی ندارد؛ اشکالی که من نسبت به مذاکرات هسته‌ای داشتم و دارم و مکرّر با خودِ مسئولین در نشست ها خصوصی در خلوت و جلوت مطرح کردم، همین است: من میگویم اشکالی نداشت ما گفتگو کنیم، گفتگو اشکالی نداشت منتها در این گفتگو بایستی دقّت و مراقبت لازم انجام میگرفت تا این‌جور نباشد که طرفِ مقابل، هر غلطی خواست بکند، نقض برجام محسوب نشود [امّا] ما اگر یک ناچیز تکانی بخوریم، نقض برجام محسوب بشود! این خطا است، این نباید اتّفاق می‌افتاد؛ این به‌خاطر عدم اتّکاء و اعتنای به نیرو درونی به ‌وجود می‌آید، [به‌خاطر] اتّکاء به طرف روبرو و عنصر خارجی، این حالت به ‌وجود می‌آید.  این را عرض میکنیم که به بیگانه نباید چشم دوخت، با گیتی باید کار بکنیم، حرفی نداریم، کار کردن با گیتی قهراً الزاماتی دارد، هنگام الزامات را هم قبول میکنیم و به ‌دوش میگیریم، منتها تکیه‌ی به بیرون نمیکنیم؛ چون دشمنِ ما در بیرونِ محیطِ جامعه و کشورِ ما بسیار است، یک جبهه‌ی دشمن در مقابلِ ما است. خب الحمدلله تا امروز ما به این جبهه ضربه زده‌ایم، [آن را] شکست داده‌ایم، عقب رانده‌ایم، پس از این هم همین خواهد بود، لکن بدانیم که در مقابلِ ما یک نقطه‌ی دشمنی نیست، یک جبهه‌ی وسیع دشمنی است.  و امّا مسئله‌ی وضع جهان و منطقه که دنبالِ همین کلمه‌ی اخیری است که عرض کردم. من باید به‌طور چکیده عرض بکنم ما بحمدالله در مسائل جهانی در حال پیشرفتیم. نه‌فقط عقب‌رفت نداریم بلکه توقّف هم نداریم، در حال پیشرفتیم. جمهوری اسلامی ایران بعکس آنچه برخی میخواهند وانمود کنند که «آبروی ما در گیتی رفت، ما در گیتی کوچک شدیم»، نخیر، جمهوری اسلامی به فضل الهی، به حول و قوّه‌ی الهی، به عزّت الهی، عزیز است، و تا امروز روز‌به‌روز عزیزتر شده و اقتدارش بیشتر شده؛ همین است که دشمنان را هم خشمگین میکند.  شما شنیدید سخنرانی ابلهانه‌ی این رئیس‌جمهور آمریکا(8) را در سازمان ملل -لابد سر راست یا غیر سر راست این حرفها را شنیده‌اید- از ادبیّات بسیار زشت و سخیفی کاربرد کرد؛ ادبیّات گانگستری، ادبیّات کابویی و تهدیدهای بی‌معنی و غلط و تحلیل‌های صددرصد غلط‌تر؛ یک سخنرانی پُر از خلاف، پُر از دروغ! شاید بیست دروغ روشن در این سخنرانی هستی داشت؛ یک گفتگو آشفته، که نشان‌دهنده‌ی این است که هم عصبانی‌اند، هم درمانده‌اند، هم از لحاظ فکری دچار دشوار و عقب‌ماندگی هستند، دچار سبُک‌مغزی‌اند. یعنی هر سه چیز را این سخنرانی نشان داد؛ هم عصبانیّت را نشان داد، هم درماندگی را نشان داد -که نمیدانند باید چه‌کار بکنند در برابر این واقعیّت که هستی دارد- هم سبُک‌مغزی را نشان داد. حرفهایی که زده شد، افتخارآمیز نبود برای یک ملّتی مثل ملّت آمریکا. به نظر بنده نخبگان آمریکایی باید دریافتن شرم کنند -و میکنند- از داشتن یک چنین رئیس‌‌جمهوری و گفتن یک‌چنین حرفهایی. حالا من کاری ندارم به اینکه او چه گفته و چه‌جوری گفته؛ آنچه من میخواهم بگویم این است که چرا عصبانی‌اند. بحث پیشرفت ما است دیگر؛ این مسئله‌ی عصبانیّت مسئله‌ی مهمّی است. در این سخنرانی بیش از همه چیز ،آنچه روشن بود، عصبانیّت بود. چرا عصبانی‌اند؟  عصبانیّت به‌خاطر این است که آمریکا یک نقشه‌ای برای این منطقه‌ی غرب آسیا که خودشان به هنگام میگویند خاورمیانه، داشته‌اند از پانزده شانزده سال پیش -شاید هم قبل‌[تر]؛ شدنی است نقشه مال پیش بوده، بُروز و ظهورش از حدود پانزده شانزده سال پیش است- که بر بنیاد هنگام یک مدّتی نام «خاورمیانه‌ی جدید» را آوردند، یک مدّتی نام «خاورمیانه‌ی بزرگ» را آوردند؛ یک نقشه‌ای برای اینجا داشتند. محور اصلی این نقشه و قلب این نقشه عبارت بود از سوریه، لبنان، عراق؛ این سه کشور، سه محور و سه مرکزی بودند که این نقشه باید عمدتاً آنجاها پیاده بشود؛ چه‌جوری پیاده بشود؟ دولتهایی در این سه کشور بر سر کار بیایند که تسلیم مطلق و نوکر آمریکا باشند، هرچه آمریکا میخواهد پیروی کنند و برای او کنش بکنند. نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه این است که تمام این منطقه میشود پاانداز رژیم صهیونیستی و در این منطقه همان از نیل تا فراتی که آنها گفته بودند به یک شکلی تأمین خواهد شد، ولو نه به شکل سیاست ظاهری، به شکل چیرگی و نفوذ و تسلّط معنوی و واقعی. این را میخواستند انجام بدهند. اینها میخواستند کاری بکنند که عراق، [این] کشور تاریخی باعظمت، با این‌همه افتخارات، تحت تسلّط صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها پیمان بگیرد؛ سوریه مرکز به این مهمّی، کانون مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی، به راستی در پسندیدن رژیم صهیونیستی قراربگیرد؛ لبنان هم که تکلیفش معلوم است. اینها این را میخواستند و این کار را میخواستند انجام بدهند.  حالا شما نگاه کنید به واقعیّت، ببینید واقعیّت با آنچه اینها میخواستند چقدر فاصله دارد! لبنان را نگاه کنید، نتوانستند هیچ غلطی بکنند؛ عراق را ملاحظه کنید، درست عکس آنچه آنها خواستند انجام گرفت؛ سوریه را ملاحظه کنید! البتّه در سوریه آمریکا و متّحدینش جنایتهای زیادی کردند، دست اینها تا مِرفَق(9) به خون مردم سوریه آلوده است؛ در این شکّی نیست؛ داعش را راه انداختند، همین تکفیری‌ها -جبههالنّصره و همانند اینها- را راه انداختند و مردم را به یک معنا قتل‌عام کردند، این کار را کردند لکن نتوانستند پیش ببرند. امروز شما نگاه کنید مسئله‌ی داعش، جستار داعش درواقع دارد به پایان میرسد، تکفیری‌ها به‌طور‌کامل منزوی هستند، وضعی که آنها میخواستند از میان برود تا به جای هنگام یک وضع دیگری به هستی بیاورند، برپایی بیشتری پیدا کرده، و درست نقطه‌ی روبرو آنچه آمریکا میخواسته تحقّق پیدا کرده. وقتی آمریکایی‌ها نگاه میکنند، ایران را در این زمینه مؤثّر و مقصّر میدانند لذا عصبانی‌اند. خب به گفته شادروان آقای بهشتی «عصبانی باش و از این خشم بمیر»! خب حالا خشمگین باشند. مسئله این است، دعوا این است. اشتباه نباید کرد که کسی گمان کند که حالا مثلاً فرض کنید یک نیرو چنین‌وچنان در برابر ایران پیمان گرفته؛ نخیر، هنگام عکس‌العملی که آنها دارند نشان میدهند، نشانه‌ی سستی است، نشانه‌ی عقب‌ماندگی آنها است، و نشانه‌ی عصبانیّت برآمده از شکست‌خوردگی آنها است. بینی‌شان به خاک مالیده شده؛ لذا عصبانی‌اند، این حرفها را میزنند، این نطقهای سبک را میکنند و این کارها را انجام میدهند.  بنابراین آنچه من میخواهم عرض بکنم، این است که در امرِ کیفیّتِ حضورِ جمهوریِ اسلامی در دنیای امروز، بحمدالله جمهوری اسلامی موفّقیّت داشته، «وَلِله العِزَّهُ وَلِرَسولِه؛وَلِلمُؤمِنین»(10) الحمدلله جمهوری اسلامیِ مؤمن، مشمول این آیه‌ی شریفه شده و این عزّت را دارد؛ خدا را شکر میکنیم؛ این را باید نگه ‌داریم. با عقل، با تدبیر، با اندیشه درست، با نقشه‌ی درست، با اشتباه نکردن در گونه مراودات، گونه تصمیم‌گیری‌ها، گونه حرف زدن‌ها، باید این عزّت را حفظ کنیم و ان‌شاءالله بیشتر کنیم.  و این عزّت به‌خاطرِ مجاهدت به هستی آمده. آنکه عرض کردم که انگیزه‌ی مجاهدت، امروز بهتر از گذشته است، یک نمونه‌اش همین است. حالا شما شهید عزیز محسن حُججی(11) را ملاحظه کنید، خب این یک نمونه است، از قبیل محسن حُججی، ما جوان کم نداریم. این نمونه را خدای متعال به دلایلی برجسته کرد و نشان داد تا در برابر چشم همه پیمان بگیرد و همه ببینند و تسلیم این راستی شریف و عزیز بشوند که این انگیزه‌ی انقلابی روزبه‌روز در جوانها به فضل الهی و به توفیق الهی دارد افزایش پیدا میکند. کسانی نامه مینویسند به ما و التماس میکنند، واقعاً التماس میکنند که دستور بدهید [برویم] -حالا آنها که دستشان میرسد که یک تلفنی اینجا بکنند و نامه‌ای بنویسند؛ و چند برابر آنها لابد کسانی که این امکان را هم ندارند- التماس میکنند ما را بفرستید آنجا که مثلاً برویم مبارزه بکنیم با دشمن، مجاهدت کنیم با دشمن؛ این همان انگیزه‌های جوانهای ما است. و این معجزه است، به‌خاطرِ عواملی که در برابر این هستی دارد؛ یکی‌ همین فضای مجازی که جناب آقای جنّتی فرمودند، که البتّه فرمایش ایشان و هشدار ایشان درست است، ما هم دنبال قضیّه به‌طور‌جدّی هستیم، لکن با هستی این فضای مجازی، با هستی این توطئه‌ها، با هستی این وسوسه‌ها، شما می‌بینید که این‌جور جوانهایی را و این‌جور انگیزه‌هایی را جمهوری اسلامی به خودش نگریستن میکند؛ این لطف الهی است.  امیدواریم خدای متعال این لطف را برای این کشور، برای این ملّت، پیوسته و مستدام بدارد، و کسانی که این وضعیّت را برای کشور به هستی آوردند، امام بزرگوار را، شهدای عزیز را و مجاهدان راه حق را مشمول لطف و رحمت خودش کند.                               http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=37721         
منبع : حقوق جزا وجرمشناسی.ایران اسلامی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 26 روز پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 5.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 0

موضوع مطلب : #

#

#

#

|

مرکزی

bestofday

برای بهار و تابستانی که گذشت سپاس


عمر با شتاب باد میگذره یادمه دو سال همین هنگام ها آرزو می کردم زمان تند بگذره و حالا دو سال می گذره     خدایا اینجا نوشتم تا بلند بلند ازت سپاسگزاری کنم الحمدلله رب العالمین برای لحظه هایی که سر کردیم و در پیش رو داریم   خیالمون راحته که تو خدای نازنین همه جا حواست بهمون هست.     یک قدم مانده به پاییز نود و شش  
منبع : او
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 27 روز پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 5.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 1

موضوع مطلب : #

|

همدان

bestofday

بیانات رهبری انقلاب در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری


بیانات رهبری انقلاب در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم (1) و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّهالله فی الارضین. خیلی خوش‌آمدید برادران عزیز و آقایان محترم. یکی از نشست ها دلخواه و شیرینِ ما در برهه‌های معیّن، دیدار با شما آقایان خبرگان است. تأثیری که در محیطِ اجتماعیِ خودتان دارید، تأثیری که این جلسه‌ی باشرافت و باعزّت در مجموعه‌ی نظام دارد، همه نقاط مهمّی است، و امیدواریم که آنچه اندیشه کرده‌اید، آنچه اندیشیده‌اید و گفته‌اید و خواسته‌اید و برای هنگام اقدام کرده‌اید، ان‌شاءالله مشمول لطف الهی و یاری الهی بشود و ان‌شاءالله به نتیجه برسد. از فرمایشات جناب آقای جنّتی و جناب آقای شاهرودی خیلی متشکّریم، بیانات مفیدی را بیان کردند و در جریان فضای این نشست در ایّام اجلاس پیمان گرفتیم؛ البتّه من قبلاً یک گزارشی هم در این زمینه دیده بودم. مسائل مهمّی را آقایان بیان کردند که واقعاً قابل توجّه است. از شادروان آقای حاج‌ شیخ علی‌اصغر معصومی (رحمهالله‌علیه) یاد کنیم؛ ایشان از دوستان کهنه ما بود و چند دوره عضو مجلس خبرگان بودند. این دوره‌ی تازه [هم] خود ایشان نخواستند که وارد بشوند، بیمار و ازکارافتاده [شده بودند]، و همین چند روز پیش به رحمت الهی رفتند،(2) و امیدواریم ان‌شاءالله مشمول رحمت و لطف الهی باشند. فراخور محرّم را آقایان -جناب آقای جنّتی و جناب آقای شاهرودی- اشاره فرمودند؛ بسیار فراخور مهمّی است. محرّم ماه امام حسین است، ماه حسینی است، ماه همه‌ی هنگام ارزشهایی است که در هستی سیّدالشّهدا (سلام‌الله‌علیه) متجلّی و متبلور است؛ ماه شهادت، ماه جهاد، ماه اخلاص، ماه وفا، ماه گذشت، ماه کوشش به حفظ دین، دین خدا و ایستادگی در برابر قدرتهای معارض دین. هستی فرخنده سیّدالشّهدا و قضایای عاشورا و محرّم و مانند اینها، مظهر این چیزها است. و واقعاً این اعتقاد، درست است که اسلام را قیام سیّدالشّهدا حفظ کرده؛ همچنان‌که در درازا زمان، در قرنهای متوالی، این پیشامد روزبه‌روز زنده‌تر شده. امروز این مراسم از صد سال پیش که تدیّن مردم به‌حسبِ ظاهر، معارضینی مثل معارضین امروز هم نداشت، خیلی گرم‌تر، گیراتر، پُرشورتر و گسترده‌تر دارد انجام میگیرد؛ همه‌ی اینها معنا دارد، همه‌ی اینها نشان‌دهنده‌ی یک حقایقی و یک جریانی است که به رهبری حسین‌بن‌علی (سلام‌الله‌علیه) دارد در گیتی پیش میرود؛ و ان‌شاءالله پیش خواهد رفت و کارگشا خواهد بود و گره‌‌های ملّتها را باز خواهد کرد. من سه مطلب را میخواهم عرض کنم؛ یک مطلب درباره این مجلس ارجمند [یعنی] مجلس خبرگان است؛ یک مطلب هم یک حرفِ تقریباً مکرّر گفته‌‌شده‌ی در باره مسائل کشور است؛ یک مطلب هم درباره نگاهِ به اوضاع منطقه و جهان و نسبتش با ما و با جمهوری اسلامی. در قضیّه‌ی اوّل، این مجلس حقیقتاً یک مجلس استثنائی و بی‌نظیری است از لحاظ ترکیب، از لحاظ وظایف، از لحاظ کارکرد در این سالهای گذشته تا امروز؛ و به‌ نظر بنده میتوان به این مجلس امید بست برای یک کار مهمّ دیگر در کنار این کارهایی که تاکنون انجام داده است و میدهد، و هنگام عبارت است از نگاهِ کلان و راهبردی به انقلاب و راه انقلاب. ما این را در دستگاه‌هایمان نداریم؛ دستگاهی برای این کار نداریم. البتّه جزو وظایف رهبری است و تا حدّ شدنی -حالا با نقصهایی که هستی دارد در این حقیر- تلاش شده که این کار انجام بگیرد، لکن دستگاهی برای این کار نداریم. قوای سه‌گانه مأمور اداره‌ی کشورند و کشور را باید گردانیدن کنند؛ هرکدام در یک بخشی و به یک نحوی. البتّه اداره‌ی انقلابی باید بکنند، شکّی نیست، امّا نگاهشان به‌طور طبیعی به همین راهی است که دارند میروند، به همین مسیری که دارند میروند؛ و نگاه کلان و راهبردی به مجموعه‌ی انقلاب در درازا این 39 سال گذشته و در درازا دَه‌ها سال آینده قاعدتاً نیست؛ یک مرکزی لازم است که این نگاه را داشته باشد. حالا [این] یعنی چه؟ یک قدری بیشتر توضیح بدهم؛ یعنی در این مجموعه‌ی مجلس خبرگان میتوان یک هیئت اندیشه‌ورزی را تصوّر کرد -چون بحمدالله اشخاص صاحب اندیشه، صاحب اندیشه در این مجموعه‌ی هفتاد هشتاد نفری کم نیستند- که وظیفه‌ی این هیئت اندیشه‌ورز این باشد که یک نگاه کلانی بکند به راه انقلاب از اوّل تا امروز. خب، این انقلاب یک اهدافی داشته است، یک حرکتی آغاز شده است به سمت اهداف؛ نگاه کنند تا ببینیم که به این اهداف چقدر نزدیک شده‌ایم، به کدامش نزدیک شده‌ایم، در باره کدام هدف توقّف داشته‌ایم، در باره کدام هدف پس‌رفت داشته‌ایم -[چون] مواردی هم شدنی است این‌جوری باشد که فرض کنیم در اوایل انقلاب نسبت به این هدف، تحرّک و پیشرفتی هستی داشته، پس نه‌اینکه توقّف، بلکه پس‌رفت حاصل شده- اینها را بشناسیم. و اگر چنانچه درمواردی یک چنین چیزهایی را نگریستن کردیم، این مجلس خواسته ها خودش را بر بنیاد هنگام تنظیم کند. گفتگو از خواسته ها شد که در بیانات آقایان و نطقهای آقایان [در اجلاسیه] هم بوده، آقایان هم که حالا اینجا افاده فرمودند و اشاره کردند، بنده هم قبلاً عرض کرده‌ام که مجلس خبرگان بایستی مطالباتی داشته باشد از دستگاه‌های مختلف؛ این خواسته ها میتواند بر بنیاد این مطالعه تنظیم بشود. حالاما نمونه بزنیم مواردی که هستی دارد. فرض کنید یکی از عناوین مهمّ این انقلاب، انقلابِ «نه شرقی، نه غربی» بود؛ امروز شرق هستی ندارد، [ولی] غرب هستی دارد با کمال قوّت و قدرت. «نه غربی» یعنی چه؟ یعنی ما شیفته غرب نباشیم، تحت تأثیر غرب نباشیم، پذیرای فرهنگ غربی نباشیم، پالوده‌سازی(3) کنیم کشور را و فرهنگ را از آمیختگی با فرهنگ منحطّ غرب؛ در زمینه‌ی سیاسی تحت تأثیر غرب نباشیم، ملحق به غرب نباشیم، فرمانبردار و مُنقاد(4) نسبت به غرب نباشیم. «نه غربی» یعنی این؛ [البتّه] معنای «نه شرقی» هم همین است، لکن امروز دیگر [بلوک] شرقی نیست. غرب، کجا است؟ آمریکا است، اروپا است؛ [خب] دولتهای اروپایی یک فرهنگی دارند، یک سیاستی دارند، یک نقشه‌ی راه طولانی و کلانی دارند؛ و ما به‌عنوان جمهوری اسلامی وظیفه داریم خودمان را از اینکه بیفتیم در راه باره خواست غرب رهایی بدهیم؛ این یک وظیفه است. آیا این وظیفه را تاکنون انجام داده‌ایم یا نه؟ چقدر انجام داده‌ایم؟ کجاها انجام داده‌ایم؟ اگر در مواردی انجام نگرفته است، دشوار کجا است؟ بر بنیاد شناخت هنگام مشکل، مطالبه برای این مجلس به هستی می‌آید. این مطالبه شدنی است از این کوچک باشد، شدنی است از دولت باشد، شدنی است از قوّه‌ی قضائیّه باشد، شدنی است از سپاه باشد، شدنی است از مجلس [باشد]؛ یک مطالبه‌ای بر این بنیاد به هستی می‌آید. این یک نمونه است. یا مثلاً فرض بفرمایید در زمینه‌ی اقتصادی. خب یکی از پایه ها اقتدار کشور، اقتدار اقتصادی است و در اقتدار اقتصادی، یکی از عناصر تشکیل‌دهنده‌ی بزرگ عبارت است از نیرو پول ملّی؛ یعنی پول ملّی بایستی نیرو خرید داشته باشد و برای شهروندان، برای دارندگان هنگام پول، دارایی ایجاد بکند. اگر چنانچه ما بر بنیاد سیاستهای اجرائی غلط، تصمیم‌گیری‌های نادرست، بی‌مبالاتی‌های گوناگون، به وضعی رسیدیم که پول ملّی همین‌طور روزبه‌روز تنزّل کرد و پایین رفت، این عقب‌رفت است، این پس‌رفت است. باید این را مشخّص کنیم و بر بنیاد این، مطالبه تنظیم کنیم، مطالبه تعریف کنیم. این مطالبه میتواند مثلاً از دولت باشد، میتواند از مجلس باشد؛ و هَلمّ جرّا.(5) یا یکی از چیزهایی که از اوّل در انقلاب مطرح بوده است، مسئله‌ی عدالت است. عدالت یعنی کم کردن فاصله‌ی میان تهیدست و غنی در کشور و مبارزه‌ی با تهیدستی در کشور و بخش درست دارایی در کشور. این غیر از تفکّرات مارکسیستی است؛ این غیر از برابری و برابری‌ای است که سوسیالیست‌ها یا کمونیست‌ها بیان میکنند؛ این نظر اسلام است؛ منابع اسلامی و مدارک اسلامی همه تأیید و تأکید میکند بر این معنا. نه‌اینکه ما دست بگذاریم روی ثروتِ ثروتمندان و بخواهیم این دارایی را از اینها بگیریم؛ نه، بلکه بایستی کشور را جوری اداره‌ بکنیم که فاصله‌ی میان تهیدست و غنی کم بشود. خب، این مسئله‌ی بسیار مهمّی است و امروز در گیتی هم مطرح است؛ این «ضریب جینی» که در گیتی مطرح است و امروز جزو معیارها و شاخصهای اقتصادی است، همین است؛ در واقع، به یک معنا فاصله‌ی میان تهیدست و غنی است. ما باید نگاه کنیم ببینیم در این زمینه -از نظر اسلام- چقدر پیش رفته‌ایم، چقدر جنبش کرده‌ایم؛ چرا این‌جور شده.(5) محاسبه کنیم اینها را. یا فرض بفرمایید حفظ و حراست از انگیزه‌های انقلابی. شرط دوام زندگی جمهوری اسلامی هستی انگیزه‌های انقلابی و هستی روحیه‌ی انقلابی است. اگر روحیه‌ی انقلابی نباشد، جمهوری اسلامی نخواهد بود؛ بله، یک حکومتی سرِ کار خواهد بود، امّا هنگام حکومت، دیگر جمهوری اسلامی نیست. این جنبش مردم، این خونهایی که دادند، این زحماتی که کشیدند برای احیاء اسلام، برای احیاء شریعت اسلامی، برای این بوده؛ اینها از میان خواهد رفت، لگدمال خواهد شد. بنابراین، انگیزه‌ی انقلابی برای حفظ جمهوری اسلامی بی گمان لازم است. این انگیزه در چه وضعی است؛ آیا کم شده، آیا بسیار شده، آیا ادامه پیدا کرده، چه مقابله‌ها و مبارزه‌هایی با این انگیزه انجام میگیرد، راه مقابله‌ی با آنها چیست؛‌ و بر بنیاد آن، مطالبه تنظیم کنیم. فرض بفرمایید بنده که در صحبتهای گوناگون مدام میگویم که به بچّه‌های انقلابی و حزب‌اللهی کمک کنید، معنایش همین است؛ یعنی این یک مطالبه است بر بنیاد نگاه به جنبش انقلابی کشور. البتّه در این زمینه خوشبختانه کشور عقب که نرفته هیچ، پیش هم رفته؛ این‌هم قابل پابرجا کردن, و مسلّم [است]. یا فرض بفرمایید مسئله‌ی تدیّن مردم؛ خب ما میخواهیم مردم متدیّن بشوند. این حرف گاهی تکرار شده که «ما مردم را نمیخواهیم بِزور به بهشت ببریم»؛ خب این به نظر ما یک تعبیر صحیحی نیست، تعبیر مغالطه‌آمیزی است. هیچ‌کس بِزور کسی را به بهشت نمیخواهد ببرد امّا بایستی ما راه بهشت را به روی مردم باز کنیم، مردم را تشویق کنیم. اصلاً پیغمبران برای این آمدند؛ آمدند که مردم را به بهشت ببرند، نگذارند مردم به جهنّم بروند؛ اصلاً تمام ارسال رسل و انزال کتب و این‌همه دردسر و مجاهدت برای این بوده که نگذارند مردم دچار جهنّم بشوند. این وظیفه‌ی ما است، باید این کار را انجام بدهیم، مردم باید متدیّن بشوند؛ در این شکّی نیست. البتّه از راه درست و به شکل درست. این‌هم که حالا کسی بگوید «در اسلام در این زمینه زور هستی ندارد» حرف درستی نیست؛ [پس] این حدود شرعیّه چیست؟ این «فَاجْلِدُوا... مِائَهَ جَلدَه»(6) یا «فَاجلِدوهُم ثَمانینَ جَلدَه»(7) پس چیست؟ اینها همان زور است. پس بنابراین اینها پژوهش ها راهبردی است؛ یعنی وقتی هیئت اندیشه‌ورز شما نشست و یک نگاهی کرد به راه انقلاب، به این گردآور در درازا این 39 سال، هر یک‌ از این موارد -و ده باره دیگر یا پانزده باره مهمّ دیگر را که میشود شمرد- در نظر گرفت و دید که ما در این قسمت مثلاً پیشرفت داشتیم، خب این پیشرفت مایه‌ی تشویق است؛ یک کارهایی باید کرد که این پیشرفت را ادامه بدهیم و حفظ بشود، چون مسلّماً این پیشرفت معارضین و مخالفینی دارد؛ یا یک جاهایی متوقّف ماندیم، یک جاهایی عقب‌رفت داشتیم؛ ببینیم در برابر اینها بایستی چه‌کار کرد. این، مطالبه ایجاد میکند؛ یعنی مطالباتی که لازم است، خیلی فراتر از خواسته ها جزئی و اجرائی است که مثلاً فلان استان یا فلان شهر چه مشکلی دارد. آنها هم البتّه دشواری ها است و نمیخواهیم آنها را نفی کنیم، منتها شأن مجلس خبرگان شأن رسیدگی به آن‌جور مسائل است. این به نظر من یکی از کارهای بنیادی و مهمّی است که این مجلس میتواند انجام بدهد. هنگام مطلب دوّم که عرض کردم درباره مسئله‌ی دشواری ها کشور است، و حرف مکرّرگفته‌شده و بارهاگفته‌شده را میخواهیم باز یک بار دیگر بیان کنیم، خلاصه‌اش این است که میخواهیم بگوییم مسئولین کشور بدانند و آحاد مردم بدانند که حلّ دشواری ها کشور جز به دست خود آحاد این کشور عملی نیست و شدنی نیست؛ چه دشواری ها اقتصادی، چه دشواری ها فرهنگی؛ همه گونه دشواری ها را خود این ملّت هستند که [میتوانند حل کنند]. من یک جمله‌ای را نسبت به هنگام بحث پیشین عرض بکنم که نسبت به این قضیّه هم هنگام جمله راستگو است و هنگام این است که وقتی شما در باره یک عنوانی از این عناوینِ مهمّ اساسیِ انقلاب به یک نتیجه‌ای رسیدید، این را باید تبدیل بکنید به گفتمان؛[مثلاً] در نشریّه منتشر بکنید. شما جمعیّت زیادی هستید؛ عدّه‌ی کثیری از آقایان، ائمّه‌ی آدینه هستند یا شخصیّت‌های برجسته‌ی استانها هستند یا در مرکز هستند، دارای منبر هستند، میتوانند با مردم حرف بزنند و مخاطب پیمان بدهند مردم را؛ تکرار بکنید، بگویید، تا گفتمان بشود. گفتمان یعنی هنگام اندیشه رایج میان مردم، مطالبه‌ی همگانی مردم. وقتی یک چیزی مطالبه‌ی همگانی شد و گفتمان شد، به‌طور طبیعی به کنش نزدیک خواهد شد. این قضیّه هم همین‌طور [است]؛ این مسئله‌ی پرداختن به دستهای درونی برای حلّ دشواری ها کشور باید جزو واضحات و بیّناتِ فکریِ مردم بشود. باید این‌قدر این گفته بشود، استدلال بشود، تبیین بشود، تکرار بشود که به‌صورت یک گفتمانِ قطعی دربیاید. ما جوانهای پُرانگیزه‌ای داریم، کسان متخصّصی داریم، تولیدکنندگان خوبی داریم، کارآفرینان خوبی داریم، کارگران خوب و کشاورزان خوبی داریم، معلّمان خوبی داریم، استادان خوبی داریم. کارها به دست افرادی از این‌ قبیل بایستی اصلاح بشود؛ اینها هستند که بایستی دشواری ها کشور را برطرف بکنند؛ دشوار اقتصادی را هم اینها باید برطرف کنند و دشواری ها گوناگون کاری را. از بیگانه‌ها کاری برنمی‌آید. من نمیگویم با گیتی قطع رابطه کنید، این اصلاً نظر بنده نیست. از اوّلِ انقلاب، بنده جزو هنگام آدمهایی بودم که پافشاری داشتم بر بستگی -ارتباط با گوشه ‎ها دنیا- اکنون هم همان باور را دارم، لکن بحثِ من این است که ما پای نیرومند و طبیعیِ خودمان را با عصای بیگانه عوض نکنیم. اینکه به‌جای اینکه روی پای خودمان بِایستیم و به پای خودمان تکیه کنیم، به عصای بیگانه تکیه کنیم، خطا است. [البتّه مذاکره] در ارتباطات جهانی عیبی ندارد؛ اشکالی که من نسبت به مذاکرات هسته‌ای داشتم و دارم و مکرّر با خودِ مسئولین در نشست ها خصوصی در خلوت و جلوت مطرح کردم، همین است: من میگویم اشکالی نداشت ما گفتگو کنیم، گفتگو اشکالی نداشت منتها در این گفتگو بایستی دقّت و مراقبت لازم انجام میگرفت تا این‌جور نباشد که طرفِ مقابل، هر غلطی خواست بکند، نقض برجام محسوب نشود [امّا] ما اگر یک ناچیز تکانی بخوریم، نقض برجام محسوب بشود! این خطا است، این نباید اتّفاق می‌افتاد؛ این به‌خاطر عدم اتّکاء و اعتنای به نیرو درونی به ‌وجود می‌آید، [به‌خاطر] اتّکاء به طرف روبرو و عنصر خارجی، این حالت به ‌وجود می‌آید. این را عرض میکنیم که به بیگانه نباید چشم دوخت، با گیتی باید کار بکنیم، حرفی نداریم، کار کردن با گیتی قهراً الزاماتی دارد، هنگام الزامات را هم قبول میکنیم و به ‌دوش میگیریم، منتها تکیه‌ی به بیرون نمیکنیم؛ چون دشمنِ ما در بیرونِ محیطِ جامعه و کشورِ ما بسیار است، یک جبهه‌ی دشمن در مقابلِ ما است. خب الحمدلله تا امروز ما به این جبهه ضربه زده‌ایم، [آن را] شکست داده‌ایم، عقب رانده‌ایم، پس از این هم همین خواهد بود، لکن بدانیم که در مقابلِ ما یک نقطه‌ی دشمنی نیست، یک جبهه‌ی وسیع دشمنی است. و امّا مسئله‌ی وضع جهان و منطقه که دنبالِ همین کلمه‌ی اخیری است که عرض کردم. من باید به‌طور چکیده عرض بکنم ما بحمدالله در مسائل جهانی در حال پیشرفتیم. نه‌فقط عقب‌رفت نداریم بلکه توقّف هم نداریم، در حال پیشرفتیم. جمهوری اسلامی ایران بعکس آنچه برخی میخواهند وانمود کنند که «آبروی ما در گیتی رفت، ما در گیتی کوچک شدیم»، نخیر، جمهوری اسلامی به فضل الهی، به حول و قوّه‌ی الهی، به عزّت الهی، عزیز است، و تا امروز روز‌به‌روز عزیزتر شده و اقتدارش بیشتر شده؛ همین است که دشمنان را هم خشمگین میکند. شما شنیدید سخنرانی ابلهانه‌ی این رئیس‌جمهور آمریکا(8) را در سازمان ملل -لابد سر راست یا غیر سر راست این حرفها را شنیده‌اید- از ادبیّات بسیار زشت و سخیفی کاربرد کرد؛ ادبیّات گانگستری، ادبیّات کابویی و تهدیدهای بی‌معنی و غلط و تحلیل‌های صددرصد غلط‌تر؛ یک سخنرانی پُر از خلاف، پُر از دروغ! شاید بیست دروغ روشن در این سخنرانی هستی داشت؛ یک گفتگو آشفته، که نشان‌دهنده‌ی این است که هم عصبانی‌اند، هم درمانده‌اند، هم از لحاظ فکری دچار دشوار و عقب‌ماندگی هستند، دچار سبُک‌مغزی‌اند. یعنی هر سه چیز را این سخنرانی نشان داد؛ هم عصبانیّت را نشان داد، هم درماندگی را نشان داد -که نمیدانند باید چه‌کار بکنند در برابر این واقعیّت که هستی دارد- هم سبُک‌مغزی را نشان داد. حرفهایی که زده شد، افتخارآمیز نبود برای یک ملّتی مثل ملّت آمریکا. به نظر بنده نخبگان آمریکایی باید دریافتن شرم کنند -و میکنند- از داشتن یک چنین رئیس‌‌جمهوری و گفتن یک‌چنین حرفهایی. حالا من کاری ندارم به اینکه او چه گفته و چه‌جوری گفته؛ آنچه من میخواهم بگویم این است که چرا عصبانی‌اند. بحث پیشرفت ما است دیگر؛ این مسئله‌ی عصبانیّت مسئله‌ی مهمّی است. در این سخنرانی بیش از همه چیز ،آنچه روشن بود، عصبانیّت بود. چرا عصبانی‌اند؟ عصبانیّت به‌خاطر این است که آمریکا یک نقشه‌ای برای این منطقه‌ی غرب آسیا که خودشان به هنگام میگویند خاورمیانه، داشته‌اند از پانزده شانزده سال پیش -شاید هم قبل‌[تر]؛ شدنی است نقشه مال پیش بوده، بُروز و ظهورش از حدود پانزده شانزده سال پیش است- که بر بنیاد هنگام یک مدّتی نام «خاورمیانه‌ی جدید» را آوردند، یک مدّتی نام «خاورمیانه‌ی بزرگ» را آوردند؛ یک نقشه‌ای برای اینجا داشتند. محور اصلی این نقشه و قلب این نقشه عبارت بود از سوریه، لبنان، عراق؛ این سه کشور، سه محور و سه مرکزی بودند که این نقشه باید عمدتاً آنجاها پیاده بشود؛ چه‌جوری پیاده بشود؟ دولتهایی در این سه کشور بر سر کار بیایند که تسلیم مطلق و نوکر آمریکا باشند، هرچه آمریکا میخواهد پیروی کنند و برای او کنش بکنند. نتیجه چه خواهد شد؟ نتیجه این است که تمام این منطقه میشود پاانداز رژیم صهیونیستی و در این منطقه همان از نیل تا فراتی که آنها گفته بودند به یک شکلی تأمین خواهد شد، ولو نه به شکل سیاست ظاهری، به شکل چیرگی و نفوذ و تسلّط معنوی و واقعی. این را میخواستند انجام بدهند. اینها میخواستند کاری بکنند که عراق، [این] کشور تاریخی باعظمت، با این‌همه افتخارات، تحت تسلّط صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها پیمان بگیرد؛ سوریه مرکز به این مهمّی، کانون مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی، به راستی در پسندیدن رژیم صهیونیستی قراربگیرد؛ لبنان هم که تکلیفش معلوم است. اینها این را میخواستند و این کار را میخواستند انجام بدهند. حالا شما نگاه کنید به واقعیّت، ببینید واقعیّت با آنچه اینها میخواستند چقدر فاصله دارد! لبنان را نگاه کنید، نتوانستند هیچ غلطی بکنند؛ عراق را ملاحظه کنید، درست عکس آنچه آنها خواستند انجام گرفت؛ سوریه را ملاحظه کنید! البتّه در سوریه آمریکا و متّحدینش جنایتهای زیادی کردند، دست اینها تا مِرفَق(9) به خون مردم سوریه آلوده است؛ در این شکّی نیست؛ داعش را راه انداختند، همین تکفیری‌ها -جبههالنّصره و همانند اینها- را راه انداختند و مردم را به یک معنا قتل‌عام کردند، این کار را کردند لکن نتوانستند پیش ببرند. امروز شما نگاه کنید مسئله‌ی داعش، جستار داعش درواقع دارد به پایان میرسد، تکفیری‌ها به‌طور‌کامل منزوی هستند، وضعی که آنها میخواستند از میان برود تا به جای هنگام یک وضع دیگری به هستی بیاورند، برپایی بیشتری پیدا کرده، و درست نقطه‌ی روبرو آنچه آمریکا میخواسته تحقّق پیدا کرده. وقتی آمریکایی‌ها نگاه میکنند، ایران را در این زمینه موثّر و مقصّر میدانند لذا عصبانی‌اند. خب به گفته شادروان آقای بهشتی «عصبانی باش و از این خشم بمیر»! خب حالا خشمگین باشند. مسئله این است، دعوا این است. اشتباه نباید کرد که کسی گمان کند که حالا مثلاً فرض کنید یک نیرو چنین‌وچنان در برابر ایران پیمان گرفته؛ نخیر، هنگام عکس‌العملی که آنها دارند نشان میدهند، نشانه‌ی سستی است، نشانه‌ی عقب‌ماندگی آنها است، و نشانه‌ی عصبانیّت برآمده از شکست‌خوردگی آنها است. بینی‌شان به خاک مالیده شده؛ لذا عصبانی‌اند، این حرفها را میزنند، این نطقهای سبک را میکنند و این کارها را انجام میدهند. بنابراین آنچه من میخواهم عرض بکنم، این است که در امرِ کیفیّتِ حضورِ جمهوریِ اسلامی در دنیای امروز، بحمدالله جمهوری اسلامی موفّقیّت داشته، «وَلِله العِزَّهُ وَلِرَسولِه؛وَلِلمُؤمِنین»(10) الحمدلله جمهوری اسلامیِ مؤمن، مشمول این آیه‌ی شریفه شده و این عزّت را دارد؛ خدا را شکر میکنیم؛ این را باید نگه ‌داریم. با عقل، با تدبیر، با اندیشه درست، با نقشه‌ی درست، با اشتباه نکردن در گونه مراودات، گونه تصمیم‌گیری‌ها، گونه حرف زدن‌ها، باید این عزّت را حفظ کنیم و ان‌شاءالله بیشتر کنیم. و این عزّت به‌خاطرِ مجاهدت به هستی آمده. آنکه عرض کردم که انگیزه‌ی مجاهدت، امروز بهتر از گذشته است، یک نمونه‌اش همین است. حالا شما شهید عزیز محسن حُججی(11) را ملاحظه کنید، خب این یک نمونه است، از قبیل محسن حُججی، ما جوان کم نداریم. این نمونه را خدای متعال به دلایلی برجسته کرد و نشان داد تا در برابر چشم همه پیمان بگیرد و همه ببینند و تسلیم این راستی شریف و عزیز بشوند که این انگیزه‌ی انقلابی روزبه‌روز در جوانها به فضل الهی و به توفیق الهی دارد افزایش پیدا میکند. کسانی نامه مینویسند به ما و التماس میکنند، واقعاً التماس میکنند که دستور بدهید [برویم] -حالا آنها که دستشان میرسد که یک تلفنی اینجا بکنند و نامه‌ای بنویسند؛ و چند برابر آنها لابد کسانی که این امکان را هم ندارند- التماس میکنند ما را بفرستید آنجا که مثلاً برویم مبارزه بکنیم با دشمن، مجاهدت کنیم با دشمن؛ این همان انگیزه‌های جوانهای ما است. و این معجزه است، به‌خاطرِ عواملی که در برابر این هستی دارد؛ یکی‌ همین فضای مجازی که جناب آقای جنّتی فرمودند، که البتّه فرمایش ایشان و هشدار ایشان درست است، ما هم دنبال قضیّه به‌طور‌جدّی هستیم، لکن با هستی این فضای مجازی، با هستی این توطئه‌ها، با هستی این وسوسه‌ها، شما می‌بینید که این‌جور جوانهایی را و این‌جور انگیزه‌هایی را جمهوری اسلامی به خودش نگریستن میکند؛ این لطف الهی است. امیدواریم خدای متعال این لطف را برای این کشور، برای این ملّت، پیوسته و مستدام بدارد، و کسانی که این وضعیّت را برای کشور به هستی آوردند، امام بزرگوار را، شهدای عزیز را و مجاهدان راه حق را مشمول لطف و رحمت خودش کند. والسّلام علیکم و رحمهالله و برکاته 1) در ابتدای این دیدار -که در پایان سوّمین اجلاسیّه‌ی پنجمین دوره‌ی مجلس خبرگان رهبری برگزار شد- آیت‌الله احمد جنّتی (رئیس مجلس خبرگان رهبری) و آیت‌الله سیّدمحمود هاشمی‌شاهرودی (نایب‌رئیس مجلس خبرگان رهبری) گزارشی ارائه کردند. 2) آیت‌الله علی‌اصغر معصومی (نماینده‌ی چهار دوره‌ی مجلس خبرگان رهبری و مسئول نهاد نمایندگی ولیّ‌فقیه در دانشگاه آزاد اسلامی خراسان رضوی) در تاریخ 96/6/27 در مشهد مقدّس از گیتی رفت. 3) خالص‌سازی 4) فرمان‌بردار 5) به‌همین‌ترتیب، به‌همین‌نحو 6) سوره‌ی نور، بخشی از آیه‌ی 2؛ «... صد تازیانه بزنید ...» 7) سوره‌ی نور، بخشی از آیه‌ی 4؛ «... هشتاد تازیانه به آنان بزنید ...» 8) دونالد ترامپ 9) آرنج 10) سوره‌ی منافقون، بخشی از آیه‌ی 8؛ «... عزّت از آنِ خدا و از آنِ پیامبر او و از آنِ مؤمنان است ...» 11) شهید محسن حُجَجی از نیروهای مدافع حرم بود که در مرداد ماه 1396 در منطقه‌ای مرزی میان سوریه و عراق توسّط نیروهای داعش به اسارت درآمد و پس از دو روز به دست آنها به شهادت رسید.
منبع : شهدای نیاک
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 27 روز پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 4.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 2

موضوع مطلب : #

#

#

#

#

|

خراسان رضوی

bestofday

چند خبر کوتاه


یک اینکه این روزها شکر خدا سودمند می گذره، سخت و مفید...یک وقتی به ساعت نگاه می کنم و میگم خدایا کی ساعت این همه دوید؟ این روزا بیشتر از هر روزی مطمئن شدم برای کامیاب بودن و دلشاد تر بودن باید بیشتر کار کنم و کمتر بخوابم. اگر حال و حوصله ندارین و دریافتن خسگی و رخوت می کنین خواهشمندم یکی دو تا هدف برای خودتون تعیین کنین و برای رسیدن بهشون تلاش کنین، ساعت خوابتونو کم کنین، هیچ کی از کم خوابی نمرده... بیشتر تلاش کنید، بیشتر دردسر بکشید و دردسر الکی هم نکشید، خیلی مهمه که انرژیتونو جای درستی صرف کنین. دو اینکه امروز کارگاه یکی از هیجان انگیز ترینها بود، الحمدلله... سه اینکه برای نخستین بار وقتی بچه ها تو کلاس بودن بنده کیک شکلاتی پختم برای سفارش فردا و عاشقان حضرت را دیوانه نمودم. جالبه که خودم هیچ وقت هوس نکردم از کیکی که می پزم بخورم. چهار امروز یکی از بچه های آماده در کارگاه هم کلاسی دوران راهنماییم بود که از خارجه یک شماره پوشاک لوس برام هدیه آورده بود، هدیه های این چنینی هم که خب گفتن نداره خعلی می چسبه... خعلی لامصب پنجمم که مهم ترینشونه این بود که بر خود واجب دیدم ازتون سپاسگزاری کنم بابت کمک های بزرگی که کردید، ایشالا از صورتحساب و هزینه های بیمارستانم یه کپی می گیرم و به ایمیل خیرین می فرستم. خب می گفتم، پسرک کنش شد و پس کنش بدبختانه شوربختانه شرایط بدی براش پیش اومد که الحمدلله معجزه وار همه چیز به خیر گذشت و فعلا چگونگی جسمیش قابل قبوله. تنها هزینه هاش چند برابر شد و حالمون رو حسابی گرفت، تا ده روز دیگه هم باید بیمارستان بمونه... دعاش کنید، خیلی گناه داره، به راستی بچه ها نباس اینقد آسان واسه دشواری ها قلبی جونشونو از دست بدن:(
منبع : مگلاگ
تاریخ باز نشر :
زمان : 10 ماه پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 5.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 14

موضوع مطلب : #

bestofday

فکر پشتوانه ذکر


گاهی از خود میپرسیم که چرا دعاها و اذکار ما تاثیری در ما بجا نمیگذارد؟ یکی از انگیزه ها مهم این فرمایش اینست که ما بدون اینکه اندیشه واندیشه خود را تغییر دهیم از گفتن الفاظ زبانی چشمداشت معجزه داریم! در حالی که همه پرتو ذکر مربوط به توجهی است که در پرتو این ذکر در اندیشه ما پیدا میشود و تا هنگام تفکر و توجه نباشد صرف لفظ تاثیری نخواهد داشت.مثلا وقتی میگوییم الحمدلله توجه خود را باین نکته معطوف کرده ایم که هرچه هست از سوی خداست و من در برابر او شاکر و قدردان هستم! بنابراین کسی که زبانش به این ذکر گویاست همه وجودش هم در پرتو این توجه آرام میشود! همه اذکار و ادعیه چنین نقشی دارند که اندیشه و دل ما را متوجه نیرو و علم و لطف و محبت خدا میسازند و برآیند اینکه هستی ما آرام میشود.وقتی میبینی که کارگردانی فهیم و خبیر همه این امور را مدیریت میکند دلت آرام میشود.پس گفتن این اذکار می بایست بی درنگ در تغییر حالات ما موثرباشد .اینکه خداوند میفرماید استعینوا بالصبر والصلاه بهمین معناست.یعنی بانماز این توجه در هستی شما زنده میشود و آرامش خود را بازمی یابید.در چنین وضعی است که پرتو ایمان در زندگی معلوم میشود.این راه رفتنی است و این دگرگونی درونی هم شدنی است....در هنگام دودلی نکنیم! @namazesobh
منبع : نماز صبح
تاریخ باز نشر :
زمان : 11 ماه پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 4.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 9

موضوع مطلب : #

bestofday

دم اذان صبح...


من خوب بودم، همه چی خوب بود تا وقتی صدای بانگ نماز رو شنیدم... برای چوپان نوشتم یادش باشه صدقه بده و یهو بغضم ترکید، من اصلا بغضی نداشتم و این روزها الحمدلله همش خستگی کار بود و روحم شاداب... اونقدر گوله گوله اشک ریختم که گردن و یقه م خیس شد. خدای بزرگم می دونی چقدر از دنیات می ترسم نه؟ [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]
منبع : مگلاگ
تاریخ باز نشر :
زمان : 12 ماه پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 5.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 22

موضوع مطلب : #

bestofday

عزائم به چه سوره هایی می گویند؟


عزائم به چه سوره هایی می گویند؟, معنی سوره عزائم چیست, چه سوره هایی عزائم هستند؟, در قرآن به چه سوره هایی عزائم می گویند؟ ,سوره هایی عزائم چیست؟, کدام سوره ها در قرآن عزائم است؟ , نام سوره های عزائم ,عزائم یعنی چه,سوره های عزائم,عزائم به چه معناست,عزائم چیست, به چه سوره هایی از قرآن عزائم می گویند؟ برای دیدن جواب اینجا کلیک کنید معنای عزائم - قرآن کریم qorankarem.persianblog.ir/tag/معنای_عزائم ۱۹ خرداد ۱۳۹۰ ه‍.ش. - عزائم از ماده عزم به معنای قصد، آهنگ اراده به کار واجب و فریضه است. ... سوره های "عزائم" یا "عزائم السجود" نامیده اند زیرا در این سوره ها سجده واجب وجود دارد و اگر کسی چهار ... جرجانی در بیان این که چرا این سوره ها ، عزائم نامیده شده اند می گوید : سوره های سجده و عزائم - شکوفه های تبیان qurantebyan.persianblog.ir/post/49/ ۲۹ تیر ۱۳۹۲ ه‍.ش. - در 14 سوره از سوره های قرآن مجید آیه ای وجود دارد که اشاره یا فرمان به سجده ... و این سوره های چهار گانه ار که سجده در آن واجب است؛سوره های عزائم می گویند. به چه سوره هایی عزائم گویند - کافه پارس www.cafepars.com/Forum/Post/2266 ۳۳ دقیقه پیش - ... هایی عزائم میگویند , سوره هایی عزائم کدام هستند , به کدوم سوره های قران عزائم ... جرجانی در بیان این که چرا این سوره ها ، عزائم نامیده شده اند می گوید : چرا سوره های سجده، فصلت، نجم و علق را عزائم گویند؟ - کانون ... www.askquran.ir › انجمن انجمن علوم قرآنی نزول قرآن سور ه ها و آیات ۱۷ خرداد ۱۳۹۰ ه‍.ش. - سلام چرا سوره های سجده، فصلت، نجم و علق را عزائم گویند؟ ... افسونها) زیرا که آیتها به منزله افسون هایند که دلهاى متکبران را نرم مى کنند و سجود را که در او ... - باحال ترین نکته ها از قرآن - جام نیوز jamnews.ir/TextVersionDetail/240295 ۱۵ مهر ۱۳۹۲ ه‍.ش. - *سوره هایی که دارای سجده ی واجب هستند عزائم می گویند. ... *سوره هایی که با تسبیح شروع می شوند به عروس های قرآن معروفند. *سوره هایی که با ... به کدوم سوره های قران عزائم گفته میشه؟ [بایگانی] - انجمن ... anjoman.welayatnet.com/archive/index.php/t-600.html عزائم از ماده عزم به معنای قصد، آهنگ اراده به کار واجب و فریضه است.( فرهنگ ... سوره هایی از قرآن که سجده واجب دارند عزائم نامیده می شوند و عبارتند از: 1- سوره 32 (سجده) آیه 15، 2- سوره 41 ... جرجانی در بیان این که چرا این سوره ها ، عزائم نامیده شده اند می گوید : به چه سوره هایی عزائم گویند-نام سوره های-بلاگ نیوز blog-news.rozblog.com/به-چه-سوره-هایی-عزائم-گویند.html ۲۹ تیر ۱۳۹۲ ه‍.ش. - در 14 سوره از سوره های قرآن مجید آیه ای وجود دارد که اشاره یا فرمان به سجده ... و این سوره های چهار گانه ار که سجده در آن واجب است؛سوره های عزائم می گویند. مرکز قرآن و عترت معاونت تهذیب حوزه های علمیه - دانستنی های ... qorunetrat.tahzib-howzeh.ir/index.aspx?siteid=237&siteid=237&pageid=15925 سوال 1: سوره های سجده دار یا عزائم به چه سوره هایی گفته می شود و چند تا هستند؟ ... داده باشد سوره های سجده دار می گویند که در 13 سوره از قرآن کریم 14 آیه سجده دار وجو دارد که ... سوره های عزائم و سجده های واجب در قرآن-پایگاه بزرگ قرآنی طه tahaquran.ir › ... › علمی-قرآنی › مقالات مذهبی گوناگون سوره های عزائم و سجده واجب ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳ ه‍.ش. - کلام نور : تنها کسانی به آیات ما می گروند که چون (آیات قرآن) را به ایشان یادآوری کنند ، به حال سجده می افتند و به ستایش پروردگارشان تسبیح می گویند و تکبر. ... [۲]دراین درس به برخی از احکام مربوط به قرائت سوره های عزائم ... اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری -لطفا در مورد ... porseman.org/q/show.aspx?id=105972 پاسخ:در 15 سوره از قرآن آیه سجده وجود دارد ؛ که عبارتند از: اعراف - رعد نحل اسراء مریم فرقان نمل ص انشقاق حج ... سوره هایى که سجده واجب دارند به آن ها سوره های عزایم می گویند. عزائم از ماده عزم به معنای قصد، آهنگ، اراده به کار واجب و فریضه است. شکوه سجده نماز - سوره های عزائم و سجده واجب قرآنی mohamadolfat1390.blogfa.com/post-12.aspx [۲]دراین درس به برخی از احکام مربوط به قرائت سوره های عزائم و چگونگی سجده ... توضیح۱: از چهار سوره ای که دارای سجده واجب قرآنی هستند با عنوان عزائم یاد می شود. به چه سوره هایی از قرآن عزائم می گویند؟ - پیکس لاو www.pixlove.ir/به-کدوم-سوره-های-قران-عزائم-گفته-میشه.html عزائم به چه سوره هایی می گویند؟,معنی سوره عزائم چیست, چه سوره هایی عزائم هستند؟,در قرآن به چه سوره هایی عزائم می گویند؟,سوره هایی عزائم چیست؟,کدام ,به چه سوره هایی ... معماهای سوره ها - اندیشه قم؛ تنها مرکز حوزوی پاسخگویی ... www.andisheqom.com/public/application/index/view?c=6788 چند سوره با الحمدلله شروع می شود؟ کدام سوره ... کدام سوره قرآن کریم است که غیر از (بسم الله الرحمن الرحیم) حرف میم در آن به کار نرفته است؟ چه تعداد از ... سوره هایی که به عزائم مشهور هستند کدامند؟ کدام سوره ... به کدام سوره موسی و فرعون هم می گویند؟ پرسش و پاسخ - جستجوی موضوعی www.tebyan.net/newindex.aspx?SID=7089&PageIndex=21&PageSize=10... پاسخ : مسبحات، حمد یا حامدات، عتاق، عزائم، طوامیس، معوذئین.حوامیم: سوره هایی را گویند که با حروف مقطعه حم شروع میشوند (8سوره)ممتحنات: سوره های فتح، ... در قرآن کریم کلماتی در این مورد به چشم می خورد مانند: قرطاس، قلم، مداد، صحف، سجل، و ورق در ... نکاتی راجع به قرآن خواندن - بیتوته www.beytoote.com/religious/din-ahkam/during1-menstruation.html سۆال 1: سوره های عزائم قرآن کدامند و چند آیه در قرآن وجود دارد که سجده واجب دارند؟ ... از خیابان رد می شود و از بلندگو مسجد یا رادیو آیه سجده دار واجبی به گوشش برسد چه باید ... دانستنی های قرآنی - شهرخرچنگ ها بندر(گمبرون) ashooo.blogfa.com/tag/دانستنی-های-قرآنی دانستنی های قرآنی. داستان حضرت نوح(ع) درکدام سوره بیان شده است؟سوره نوح ..... دانستنی های قرآنی. به کدام سوره ها عزائم می گویند:سوره هایی که دارای سجده واجب هستند. سجده تلاوت و سور عزائم - مدرسه علمیه محدثه سلام الله علیها ... mohadese-borojerd.kowsarblog.ir/?p=71735&more=1&c=1&tb=1&pb=1 تلاوت در لغت به معنای از بر خوانی یا قرائت سرسری و در اصطلاح قرآنی به معنای قرائت ... عزائم جمع عزیمت در لغت به معنای عزم و اراده می باشد و چون در سوره هایی که سجده واجب ... سجده بر این آیات را عزم یعنی حکم الزامی نموده است به آنها عزائم می گویند . Quran - تدبر در قرآن کریم -fa_IR-com.liferay.portal.theme ... quranpr.irib.ir/tadabor-quran;... سوال 1: سوره های سجده دار یا عزائم به چه سوره هایی گفته می شود و چند تا هستند؟ ... داده باشد سوره های سجده دار می گویند که در 13 سوره از قرآن کریم 14 آیه سجده دار وجو دارد که ... 39 خواندن سوره های سجده دار در نماز - موسسه اندیشه ملل andishemelal.ir/1393/04/39-ـ-خواندن-سوره-های-سجده-دار-در-نماز.html در این میان امامیه قائل به عدم جواز قرائت سوره های عزائم در نماز است و می گوید با این کار ... >چرا آنان باور نمی کنند * و چون قرآن برایشان تلاوت می شود، سجده نمی کنند؟!<. باران14 - همه چیز در مورد ایات سجده دار 14baran.blogfa.com/post-4.aspx در قرآن کریم پانزده آیه وجود دارد که به آنها آیات سجده می گویند این آیات در 14 سوره آمده .... 2 سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در این باره می نویسد در سجود سوره های عزائم نه ... معماهای سوره ها - املاک لاویج ghorany1390.persianblog.ir/post/309 ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ ه‍.ش. - سوره هایی که به عزائم مشهور هستند کدامند؟ ... کدامیک از سوره های قرآن به زبان بندگان نازل شده است؟ ... به کدام سوره موسی و فرعون هم می گویند؟ نکته های جذاب قرآنی - فرهنگی هنری www.rezaei13.blogfa.com/post/936 سوره هایی که دارای سجده ی واجب هستند، عزائم می گویند. (فصلت، نجم، علق، سجده). * سوره های اسرا، کهف، مریم، طه و انبیا را عتاق نامیده اند. * به سوره های شعراء، نمل و قصص، ... اسرار و رازهای های بزرگ در قرآن tadabbor.org/print.aspx?Page=Article&AID=27741 سوره ها ١. کدام سوره به مادر قرآن معروف است؟ ٢. چند سوره الحمدلله با شروع می شود؟ ٣. کدام سوره قرآن تعداد ... سوره هایی که به عزائم مشهور هستند آدامند؟ ١٩ . کدام سوره همنام یکی از .... به کدام سوره موسی و فرعون هم می گویند؟ ٨٨ . کدام سوره به ... پیکس یاب | PixYab.ir
منبع : پیکس یاب | PixYab.ir
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 3.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 53

موضوع مطلب : #

#

#

#

|

مازندران

bestofday

ماه شعبان


بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین ماه مبارک شعبان پرفضیلتـــِ تمام انبیاالله استــــ برتمام بندگان حق مبارکباد ای بندگان حق تعالی غیرازخداخواستن خطایی بیش نیست هرچیزی ازخدابخواهیدبهترازچیزیست که ازبنده ی خدابخواهید راه رستگاری فقط بندگی خداوندوپذیرفتن رسولش وبه کلمه ی شهادت لااله الاالله ومحمدرسول الله امکان پذیراست راه رستگاری رامانندامام صادق ازخداوندبخواهیم ومذهب قرآنی بالاترازتمامه امکاناته دنیوی است درماه مبارک شعبان به دستورخداوندمتعال تمام بندگان خداونددرلیست مرگ وکوچ اخرت ازدنیاامکان پذیراست ای بندگان خداوندراه رستگاری فقط دراسلام است برای اسلام کوشش کنیددنیاتمام است خداوندمهربان ازهرکس به انسان نزدیک تراست برای خداوندعبادت کنیدزیراروزی شمادست خداونداست دروقته کودکی روزی شمابه وسیله ی سرپرستتان به شمااعطامیشود وقتی که سرپرست هزینه ای برای تحصیلات شمااعطامیکند یک حسنه ی جاریه ازجانب حق تعالی برای اونوشته میشود پس بدان جزخداوندهیچ فریادرسی نیست خداراعبادت کن ورسول وقرانش اطاعت کن زیرانفع دنیباواخرت شمادراین مورداست تمام کائنات ازآن خداست ماه خورشید طبیعت به حکم خدا دررشدوتقویت شماتلاش داردخداوندمهربان همه ی ماراهدایت درراهه حقیقت واسلام راستین هدایت نمایدازگزنده سیاست مداران عالم محفوظ بداردامیددارم روزی پرچم لااله الاالله محمدرسول بدون شمشیردرسراسرگیتی برافراشته باشد درپناه ایزدپاک دین اسلام پیشرفت معنوی داشته باشد سلامودرودبررسول اکرم واهل بیت حضرت رسول خاتم سلام برامام حسین و72شهیددشت کربلا زنده وپاینده باددین اسلام باادای احترام خادم خانقاه های نقشبندیه فتح الله زاله طبیعت طریقت
منبع : طبیعت طریقت
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 5.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 9

موضوع مطلب : #

bestofday

نقد كتاب « فضایل اعمال » نوشته ی محمد زكريا كاندهلوی


نقد کتاب & فضایل اعمال & نوشته ی محمد زکریا کاندهلوی بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام علی فرستاده الله و علی آله و اصحابه الی یوم ‏الدین، و اما بعد‏: هر مسلمانی که نگران رستاخیز و رستاخیز خویش است می بایست تمام همت و تلاش خود را صرف این فرمایش مهم نماید که دین و باور خود را چگونه و از چه مصادری دریافت می دارد، چرا که تفاسیر اهل سنت به زبان پارسی
منبع : تفاسیر اهل سنت به زبان فارسی
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 4.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 13

موضوع مطلب : #

bestofday

نسخه آیت‌الله ملکی تبریزی برای کنترل چشم!


فردی نزد آیت‌الله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) آمد و گفت: آقا! پیش از ازدواج، گاهی چشمم خطا می‌کرد، گفتم: ازدواج می‌کنم الحمدلله آسان می‌شوم، امّا هنوز هم خطا می‌کنم و یک موقعی چشمم به ناموس دیگران می‌افتد، استغفار می‌کنم، امّا چه کنم؟! گرفتارم، یک نسخه بدهید؟! فرمود: قانع نیستی. اگر به هنگام چه که داری قناعت داشته باشی، اعضاء و جوارحت این قناعت را لمس می‌کنند و این‌طور نمی‌شود. .........
منبع : کلید بهشت
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 1 سال پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 3.0     1 تا 5
تعداد بازدید : 5

موضوع مطلب : #


دانلود اهنگ ساحل دختر بد دانلود آهنگ های سریال gunesin kizlari انشا ذهنی باران جواب سوالات کتاب جویا مجد هفتم دانلود آهنگ صوتی نوید صابر پور افسانه ۰۹۹۰ مال کجاست دانلود فیلم سلمان خان پادشاه دلها دانلود اهنگ هه توریا توریا آهنگ آوای پیشواز قدم قدم پای علم حسین سیب سرخی دانلود آهنگ پیشرو و قاف گروه ما خلاصه عشق بی پروا عوارض قرص گلای وانس عوارض قرص گلای وانس دانلود اهنگ ایسیان ترکیه ای از ایدا دانلود آهنگ آیدا مشرف بنام عصیان دانلود اهنگ امشب تو خواب هلال ماهو دیدم جواب بازی جدولانه 63 جواب بازی جدولانه 63 کد اهنگ پیشواز قدم قدم از سیب سرخی جواب ورک بوک اینترچنج 2 ویرایش چهارم کد پیشواز ایرانسل قدم قدم با ی علم دانلود اهنگ جدید سویل و سوینج ب نام آی اورییم دانلود اهنگ جدید سویل و سوینج ب نام آی اورییم دانلود رمان فرشته ناپاک آهنگ بی کلام معلم ای فروغ جاودانی،معلم مهرپاک آسمانی فارسی دهم روان خوانی خسرررو نوحه با تو اگه نبودم اقا بدون که من میمردم نوحه با تو اگه نبودم اقا بدون که من میمردم ضرب المثل با معنی در مورد علم و دانش زمن نگارم خبر ندارد مرضیه دانلود زمن نگارم خبر ندارد مرضیه دانلود زمن نگارم خبر ندارد مرضیه دانلود parsalip hi bitch کداهنگ پیشواز قدم قدم تا حرم سیب سرخی دانلود اهنگ شاد ترکی اه منی گچالی تصویر نویسی صفحه 23 نگارش هفتم رمان ارامش غربت pdf خداحافظ دارم میرم کربلا دانلود اوازخواندن طرقه معنى ترانه ورک ریخانا معنى ترانه ورک ریخانا دانلوداهنک ماهسون یالان دو دانلود آهنگ غزل شاکری اگرچه عمری ای سیه مو تصویر.نویسی.هشتم. دانلود شرح شوق حمیدیان دانلود آهنگ فاطی جون از ساسان دانلود اهنگ عرفان کالبد گل رز معنی آهنگ sarah blasko all i want ترانه جدید باکو صداقت دانلود اهنگ این دلم دلتنگته دوباره از علی یاسینی ترجمه اهنگ نهنگ ابی دانلود رمان عشق پر زده دانلود رمان عشق پر زده okyanusترجمه اهنگ آهنگ پیشواز همراه اول قدم قدم با یه علم آهنگ پیشواز همراه اول قدم قدم با یه علم ترجمه آهنگ derya ulug okyanus ترجمه آهنگ derya ulug okyanus ترجمه آهنگ derya ulug okyanus متن ترجمه اهنگ نهنگ ابی