بهترین های روز
بهترین های روز

سرگرمی و دانستنی های فراوان به همراه کلیپ های روز و مطالب وبلاگهای فارسی با به روز رسانی خودکار

رویارویی دوباره بحران و سکوت

رویارویی دوباره بحران و سکوت


کس سخت‌گیری نیستم، ولی هنوز به قوانین دنیای آدم‌بزرگا خو نکردم. هنوز اون‌قدر که باید باهاش کنار نیومدم. هنوز هضم این داستان که آدما به خاطر دلایلی که حتی خیلی وقتا خودشون نمی‌دونن چیه، میرن، واسم سخته. شایدم بدونن. شاید دارم درموردشون اشتباه می‌کنم، اما هیچ‌کسی هیچ‌حقی واسه من قائل نشد. کسی به چیزی که من بودم احترام نذاشت. به چیزی که می‌تونستم باشم، به شکلی که می‌تونستم داشته‌باشم. آدما میرن. آدما به گیتی اومدن تا برن. این نخستین اصل زندگیه. شهابم رفت. شهاب رفته‌بود. هیچ‌وقت اون‌قدر که باید نبود. شقایق ازم می‌پرسید چه‌جوری رفتنُ دیده بودم پیش از این که بهم بگه. باید بگم که نمی‌دونم. مثل یه جور شکسته. پیش از این که باهاش روبرو بشی حسش کردی تنها نمی‌خوای باور کنی. هنوزم دوست ندارم باور کنم. اون‌شب کم وبیش دیر‌وقت بود که برگشتم خوابگاه. خسته، آشفته. شقایق با اشتیاق شنیدن یه خبر خوب منتظرم بود. من حتی دلم نمی‌خواست درموردش حرف بزنم. می‌خواستم برم تو اتاقم تو تختم که مثل یه غار تو کنج بود بخوابم و بیدار نشم. باورم نمی‌شد. از این روی تصمیم گرفتم به روی خودم نیارم. چیزی نگفته بود. منم چیزی ازش نخواسته بودم. یه خورده با شقایق تو زمین‌چمن نشستیم و یه خورده درباره امشب حرف زدیم و کوشش کردیم فراموش کنیم که پیمان نبود از نخست به جایی متنهی بشه. که از اولشم می‌دونستیم شهاب کس درستی نبوده. بیشتر کوشش کردیم رو تولدم تمرکز کنیم. چند روز دیگه تولدم بود و اصلا دوست‌نداشتم به خاطر رفتار مسخره شهاب خرابش کنم. رفته بودیم کافه‌قنادی فرانسه و یه کیک حسابی سفارش داده بودیم. می‌خواستیم زایش حسابی بگیریم و نیم یا نیمه خوابگاهُ شیرینی بدیم. من کس اجتماعی‌ای نیستم. دوستای زیادی ندارم ولی آشنا بسیار دارم. کوشش کردیم بیشترِ دوست و آشناها رو دعوت کنیم و یه کمی خوش‌بگذرونیم. واسم مهم نبود شهاب چی می‌گفت یا به چی اندیشه می‌کرد. اون‌روز واسه من بود و من آماده نبودم به خاطر شهاب خرابش کنم. شش روز با تولدم فاصله داشتیم و تو بحبوحه میان‌ترما و امتحانات و البته همایشی که هر ساله با بچه‌ها زیست‌شناسی درباره حیاتِ فرازمینی برگزار می‌کنیم داشتم تمام تلاشمُ می‌کردم کمتر به شهاب اندیشه کنم. کوشش می‌کردم عادی‌تر باشم و درباره اتفاقی که افتاده‌بود و البته داشت میوفتاد اندیشه نکنم و از اون بدتر واکنش تند نشون ندم. عادی بودن تو روزای بحرانی واسم سخت‌تر از چیزی بود که فکرشُ می‌کردم. همیشه به خودم می‌گفتم که تحت هر شرایطی می‌تونم آرامش خودمُ حفظ کنم. البته تا اندازه ای هم کامیاب بودم. من دوست‌ندارم درباره مشکلاتم به کسی توضیح بدم، از این روی کمتر با دوستام درموردشون گفتگو می‌کنم. اون‌روزا کوشش می‌کردم درباره شهاب خیلی کم حرف بزنم. بیشتر دوستام از هستی شخصیتی به نام شهاب تو زندگیم با خبر بودن ولی کمتر کسی از دشواری ها من و شهاب با خبر بود. اون‌شب تنها کاری که از روی خشم انجام دادم، پستی بود که تو اینستاگرامم منتشرش کردم و به شدت دیدی که شهاب داشت یا کمینه اندیشه می‌کردم داره رو نقد کردم. پستی که اون‌شب گذاشتم تنها یه بازخورد تلخ داشت که از طرف هم‌اتاقیم بود. کاری که کرده‌بودم رو (مشخصا تنها داشتن رابطه، اگه بشه اسمشُ رابطه گذاشت، مدنظرش بود) به شدت نقد کرد و ارزیابی‌ای که رو کرد یه کار عبث و از سر سستی توصیفش کرد که هر شکست من تو هر رابطه‌ای به نظر اون درهمی بیش‌ازاندازه من با آدمای بی‌خود طبقه‌بندی می‌شد، کاری که تنها و تنها مایه می‌شد من کس بدتر باشم. صحبتای اون‌شب فرشته اذیتم کرد. ناراحتم کرد. چیزی که اون می‌گفت با کاری که من می‌کردم فرق داشت. دوستان پافشاری دارن یه سری اسامیُ تحت هر شرایطی که شده به من نسبت بدن، کمااین که من رفتارهای معنی‌دار اون‌ها رو تو شرایط خیلی واقعی‌تر دیدم. رفتارهایی که اگه از من سرزده بود احتمالا تحت سرنویس تلخی از حلقه دوستیشون اخراجم می‌کردن! شهاب آی‌دی اینستای منُ نداشت و درنتیجه احتمالا اون متن هیچ‌وقت به دستش نرسید، مثل همین داستانی که دارم تعریف می‌کنم. هیچ‌وقت بایت نوشتن اون جملات پشیمون نشدم، هیچ‌وقت این به خودم دستور ندادم به خاطر پافشاری دوستام بخشی از دردیُ که متحملش بودم تنها به خاطر این که معتقد بودن خوب نیست چنین چیزی تو پیجم باشه، پاکش کنم. من دم به دم چیزاییُ که تجربه کردم دوست دارم. تمام احساساتی که تو اون لحظات داشتم، همه‌اشون باارزشن. بخشی از زندگی منن. من هیچ‌وقت به خاطرشون نه پشیمون میشم و نه ازشونن شرمساری خواهم کشید…
منبع : سکوت یک زمزمه...
تاریخ باز نشر :
زمان : حدود 18 ساعت پیش

بازنشر شده توسط : - bestofday
لینک ثابت مطلب :
امتیاز 3     1 تا 5
تعداد بازدید : 1

موضوع مطلب : #

فیلم و سریال


برچسب ها : #

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#

#


اهنگ مهراب و یاس به نام تاوان دانلود رمان کسی پشت سرم اب نریخت 2 دانلود رمان کسی پشت سرم آب نریخت 2 pdf دانلود رمان کسی پشت سرم آب نریخت جلد 2 کیبورد همه کاره5 تصویر نویسی پایه هشتم کتاب انشا صفحه ی 24 کتاب هشتم غزل شاکری دوش دوش تصویرنویسی صفحه23کتاب نگارش درس هشتم درس نگارش تصویر نویسی صفحه ی ٢٣ انشا تصویر نویسی نگارش هفتم صفحه ۲۳ انشا درمورد حیاط مدرسه هفتم آهنگ ترکیه ای بیر تسلی ور انشا تصویر نویسی صفحه 24 نگارش هشتم آهنگ ترکیه ای بیر تسلی ور دانلود بازی هی تاکسی پول بی نهایت فارسیروید تصویر نویسی صفحه 23 مهارت های نوشتاری پایه هشتم دانلود فصل 5 چندشنبه با سینا شعر خرد رهنمایی و خرد دلگشایی معنی شعر خرد رهنمای و خرد دلگشای کلاس پنجم معنی شعر خرد رهنمای و خرد دلگشای کلاس پنجم دانلود حقیقت سوزان روشن دانلود حقیقت سوزان روشن معنی شعر خرد رهنمایی و خرد دلگشایی دانلود آهنگ ریحانا شای مای تصویر نویسی انشا هشتم صفحه 23 دانلود بازی سیمز 3 برای اندروید بدون دیتا کد پیشواز همراه اول مداحی قدم قدم با یه علم دانلود فیلم پسرعموجان دروغ نگو سوزان روشن تصویر نویسی صفحه23 کتاب نگارش هشتم neosat 9000 experience receiver latest software download in .abs file neosat 9000 experience receiver latest software download in .abs file دانلود رمان مرد از نیلوفر قائمی فر کدپیشوازهمراه اول قدم قدم سیب سرخی انشای نگارش صفحه 23 پایه هشتم وقتی به تنهایی درباره موضوعی فکر می کنیم،چه روش ها،قواعد و اصولی را باید رعایت کنیک ضرب المثل درباره علم ضرب المثل درباره علم یی ی انشا هشتم صفحه 23 تصویر نویسی صفحه 23 مهارت های نوشتاری پایه هشتم دانلود فیلم پیچ اشتباه 7 با لینک مستقیم دانلوداهنگ شکیرا لو لو لوه دانلود فیلم هندی hulchul دوبله فارسی